ابراهیم گلستان

از یاقوت

این نوشتار توسط گروه پژوهشگران یاقوت راستی آزمایی و تایید شده است.

ابراهیم گلستان
نویسنده، کارگردان و مترجم ایرانی
اطلاعات شخصی
نام کاملسید ابراهیم تقوی شیرازی
تاریخ تولد۲۶ مهر ۱۳۰۱
ملیتایرانی
زبان مادریفارسی
محل تولدشیراز
محل درگذشتانگلستان
تاریخ درگذشت۳۱ مرداد ۱۴۰۲
خویشاوندان سرشناسلیلی گلستان، مانی حقیقی (نوه‌ها)
اطلاعات هنری
زمینه فعالیتادبیات، سینما، ترجمه
پیشهنویسنده، کارگردان، مترجم
حوزه فعالیتادبیات داستانی، سینمای مستند و داستانی
شناخته‌شده برایفیلم‌های «خشت و آینه»، «اسرار گنج درهٔ جنی»، «یک آتش»، «موج و مرجان و خارا»؛ مجموعه داستانی «جوی و دیوار و تشنه»
سبکنثر مدرن فارسی، سینمای روشنفکری
آثار برجستهخشت و آینه، اسرار گنج درهٔ جنی، یک آتش، موج و مرجان و خارا، شکار سایه، مد و مه، جوی و دیوار و تشنه
کتاب‌هاشکار سایه، مد و مه، جوی و دیوار و تشنه
زبان آثارفارسی
جوایزمدال برنز جشنواره فیلم ونیز (۱۳۴۰)
جایزه بهترین فیلم جشنواره اوبرهاوزن (۱۳۴۱)
سایر
سایر فعالیت‌هاعکاسی، ترجمه


سید ابراهیم تقوی شیرازی (زادۀ ۲۶ مهر ۱۳۰۱ در شیراز - درگذشت: ۳۱ مرداد ۱۴۰۲ لندن) معروف به ابراهیم گلستان نویسنده، مترجم، فیلم‌ساز و از چهره‌های سرشناس جریان روشنفکری تاریخ معاصر و موج سینمای ایران در دهه ۴۰ است.

گلستان از جمله چهره‌های فرهنگی و هنری است که به عنوان یکی از نمادهای روشنفکری در تاریخ معاصر ایران به حساب می‌آید. از جمله سرآمدان موج نوی سینمای ایران بود و نگاه روشنفکرانه‌اش همواره بخش اصلی هویت‌اش را شکل داده است. او هر چند برآمده از خانواده‌ای مذهبی است و نوه آیت‌الله سید محمد شریف تقوی شیرازی از چهره‌های مذهبی سرشناس شیراز بود و از خانواده‌ای برآمده که چندین مجتهد در خود داشت، ولی خود با ورود به دنیای فرهنگ و هنر قرائت و دیدگاهی را در آثارش جلوه داد که تفاوت‌های بسیاری با دیدگاه‌های سنتی خانواده داشت.

او دانش‌آموخته حقوق دانشگاه تهران بود و در همان دوران دانشجویی به عضویت حزب توده درآمد. چند سال به عنوان عکاس روزنامه های این حزب مشغول بود و مدتی نیز مسئولیت این حزب در مازندران را بر عهده داشت.

پس از آن نیز در انتشارات شرکت نفت ایران و انگلیس در آبادان مشغول به کار شد و چند سال بعد با تأسیس استودیو گلستان به طور جدی فعالیت سینمایی خود را ادامه داد. گلستان در همین ایام تعدادی مستند و اثر تصویری از جمله «یک آتش» و «موج و خارا» را به سفارش یکی از مجموعه‌های شرکت نفت تولید کرد؛ موضوعی که باعث شد برخی به او لقب «گلستان نفتی» بدهند. این لقب طعنه‌آمیز به خاطر موضع‌های بعدی بود که گلستان درباره استقلال ملی در هنر و مسائلی ازاین دست می‌گرفت و با سابقه کاری خودش در تناقض بود. جالب آن که در دهه‌های بعد نیز گلستان علیرغم سابقه همکاری جدی با مجموعه‌های تحت امر حاکمیت، به یکی از نمادهای استقلال ملی در هنر معاصر ایران تبدیل شد، اتفاقی که با کارنامه او در تناقض بود.

گلستان رابطه خوبی با چهره‌های شناخته شده هم‌روزگار خود نداشت. از جمله جلال آل‌احمد بسیاری از موضع‌گیری‌های روشنفکرانه او را تقبیح می‌کرد و «موج و مرجان و خارا» از او را نمونه «رفتارهای روشنفکران واداده» توصیف می‌کرد. او با احمد شاملو هم رابطه خوبی نداشت و همواره با لحنی طعنه‌آمیز از ترجمه‌های او یاد می‌کرد. بسیاری از منتقدان و چهره‌های صاحب‌نام آن دوران همکاری گلستان با شرکت نفت را هم‌دستی با نظام سرمایه‌داری و در تناقض با موضع‌گیری‌های گلستان می‌دانستند.

گلستان از جمله چهره‌های نزدیک به دربار پهلوی به شمار می‌رفت و بلافاصله پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز از ایران مهاجرت کرد و در لندن ساکن شد. پس از درگذشتش نیز فرح پهلوی از جمله نخستین چهره‌هایی بود که برایش پیام تسلیت فرستاد. در عین حال دو فیلم «خشت و آینه» و «اسرار گنج دره جنی» از جمله آثار مهم موج نوی سینمای ایران در دهه ۴۰ و ۵۰ به شمار می رود. «خشت و آینه» هم‌چنان جزو آثار موردمطالعه و مهم تاریخ سینمای ایران به حساب می آید.

گلستان هرچند با فخری گلستان ازدواج کرده بود ولی روابط عاشقانه‌اش با فروغ فرخزاد از جمله روابط عاشقانه‌ای است که موردتوجه بوده و نامه‌نگاری‌های آن‌ها نیز منتشر شده و موردتوجه قرار گرفته است. گلستان تهیه‌کنندگی فیلم «خانه سیاه است» به کارگردانی فروغ فرخزاد را نیز بر عهده داشته است. سلسله سخنرانی‌های گلستان در دهه ۴۰ در دانشگاه شیراز هم از جمله آثار قابل توجه باقیمانده از گلستان است.

گلستان به لحن گزنده در قضاوت و اظهارنظر درباره چهره‌های فرهنگی هم‌روزگار خود شناخته می‌شود و معتقد بود خودش از هیچ نویسنده‌ای تأثیر نپذیرفته؛ در عین حال بسیاری سبک نگارش او را نزدیک به سبک ارنست همینگوی می‌دانستند. علاوه بر جلال آل احمد و احمد شاملو، گلستان نظرات تندی را درباره چهره‌هایی چون رضا براهنی، شجاع‌الدین شفا، نجف دریابندری، پرویز خانلری و... اظهار داشته بود. احمدرضا احمدی که جزو طرفداران گلستان به حساب می‌آید در نوشتاری اذعان کرده بود که «بسیاری درباره او گفته بودند که در برج عاج زندگی می‌کند.»

ابراهیم گلستان در سال ۱۳۴۰ برای فیلم «یک آتش» مدال برنز جشنواره فیلم کوتاه ونیز را از آن خود کرد که یکی از نخستین جوایز بین المللی سینمای ایران به شمار می رود. آثاری چون «خروس»، «مد و مه»، «شکار سایه»، «در گذار روزگار» و... نیز از جمله آثار مکتوب و داستان‌های ابراهیم گلستان است.

شاهرخ گلستان (مستندساز شبکه بی بی سی) برادر، لیلی گلستان (مترجم و نویسنده) دختر و مانی حقیقی (کارگردان سینما) پسر لیلی گلستان و نوه ابراهیم گلستان هستند.

ابراهیم گلستان ۱ شهریور ۱۴۰۲ در منزل مسکونی‌اش در حومه لندن در ۱۰۰ سالگی درگذشت.

زندگی

سید ابراهیم تقوی شیرازی در ۲۶ مهر ۱۳۰۱ در شیراز به دنیا آمد. او نوۀ آیت‌الله سید محمد شریف تقوی شیرازی و نخستین فرزند سید محمدتقی گلستان، روزنامه‌نگارِ شیرازیِ صاحبِ روزنامه‌ی گلستان، است که نمایندگی فارس را در مجلس مؤسسان ۱۳۰۴ که سلطنت را از قاجار به پهلوی منتقل کرد برعهده داشت. پدربزرگ و عموی گلستان مجتهد بودند. او تحصیلات متوسطه را در دبیرستان شاهپور شیراز انجام داد.

دهه‌ی ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰

او در سال ۱۳۲۰ برای تحصیل حقوق به تهران رفت. در آنجا در ۲۱ سالگی با دختر عمویش فخری گلستان (تقوی شیرازی) ازدواج کرد. سپس در سال ۱۳۲۰ وارد دانشکده‌ی حقوق دانشگاه تهران شد. گلستان در ۲۱سالگی با صادق هدایت و ۱ سال بعد با محمد مصدق آشنا شد. او به‌مرور زمان به‌سمت فعالیت‌های سیاسی کشیده شد، به حزب توده پیوست و تحصیل در دانشگاه تهران را رها کرد. در حزب توده اپریم اسحاق و نورالدین کیانوری از دوستان نزدیک او بودند. گلستان چندین ماه اداره کمیته حزب توده در مازندران را بر عهده داشت.

او از سال ۱۳۲۳ به عنوان عکاس روزنامه‌های رهبر و مردم حزب به کار مشغول شد. در ۴ شماره از روزنامه «رهبر»، مقاله‌ای از گلستان با عنوان «در فارس چه می‌گذرد؟» منتشر شد و سپس ترجمه این مقاله به روسی در روزنامه «ترود» شوروی به چاپ رسید. او پس از بازگشت به تهران از مازندران، مدیریت روزنامه «رهبر» را بر عهده گرفت. البته این روزنامه پس از شکست فرقه دموکرات آذربایجان توقیف شد. وقتی خلیل ملکی از حزب انشعاب کرد گلستان با این انشعاب مخالف بود. گلستان خود در سال ۱۳۲۶ از این حزب جدا شد. وی در سال ۱۳۲۶، کتاب اول خود را که مجموعه‌ی داستانی با نام «به دزدی رفته‌ها» بود، منتشر کرد.

در همین دوران بود که گلستان به آبادان نقل‌مکان کرد تا انتشارات «شرکت نفت ایران و انگلستان» را اداره کند. او در سال ۱۳۳۰ مترجم دیلن تامس بود که برای نوشتن مطالب تبلیغاتی برای شرکت نفت به آبادان رفته بود. گلستان در زمان فعالیت در این اداره، مدتی را به ترجمه رمان‌های معروف جهان برای نشریه روزانه «اخبار هفته» گذراند و مدتی هم دبیر این نشریه بود. همچنین با مجله انگلیسی دیلی نیوز همکاری داشت. فعالیت گلستان تا سال ۱۳۳۳ در این اداره ادامه پیدا کرد تا اینکه اداره امور دایره تهیه عکس و خبر کنسرسیوم نفت را بر عهده گرفت.

گلستان در سال ۱۳۳۶ «استودیوی سینمایی گلستان» را تأسیس کرد و مجموعه مستند «چشم‌اندازها» را برای شرکت ملی نفت ایران شروع کرد. به دلیل این همکاری‌ها، عده‌ای از روشنفکران آن دوره به وی لقب «گلستان نفتی» داده بودند.

در همین استودیو بود که آشنایی ابراهیم گلستان و فروغ فرخزاد رخ داد. گلستان پای فروغ را به سینما باز کرد و تدوین را به او آموخت. فروغ در سال ۱۳۴۰ فیلم «یک آتش» را تدوین کرد که جزو مجموعه مستند «چشم‌اندازها» بود. گلستان برای این فیلم جایزه مرکور طلایی از جشنواره ونیز ایتالیا و جایزه شیر سن‌مارکو را دریافت کرد. او در یکی از کسانی هم که در برابر این قضایا موضع‌گیری صریح کرد و گلستان را مورد تقبیح و شماتت قرار داد، جلال آل احمد بود. او ساختن فیلم تبلیغاتی موج و مرجان و خارا را نمونه‌ای از رفتار‌های روشنفکران واداده می‌دانست.

گلستان کارگردان دو فیلم داستانی با نام‌های خشت و آینه (۱۳۴۴) و اسرار گنج دره‌ی جنی (۱۳۵۰) نیز هست. وی همچنین تهیه‌کننده‌ی فیلم خانه سیاه است به کارگردانی فروغ فرخ‌زاد بوده‌است. ابراهیم گلستان با فروغ فرخ‌زاد رابطه‌ی عاشقانه داشته‌است. وی تا سال ۱۳۴۶، مجموعه داستانی منتشر نکرد.

دهه‌ی ۱۳۴۰

سال ۱۳۴۰ فیلم «خواستگاری» را هم به‌سفارش تلویزیون کانادا ساخت که فروغ در آن بازی کرد و دستیار کارگردان بود. گلستان در کنار فروغ بود و به پیشرفت او در سینما کمک کرد. تپه‌های مارلیک و گنجینه‌های گوهر را در نیمه‌ی نخست دهه‌ی ۱۳۴۰ ساخت و سپس خشت و آینه را که نخستین فیلم بلند داستانی‌اش شد، ساخت. در سال ۱۳۴۱، انجمن کمک به جذامیان ساخت فیلمی درباره جذام‌خانه تبریز را به گلستان پیشنهاد کرد و گلستان نیز کارگردانی این فیلم را به فروغ واگذار کرد. به این ترتیب، فروغ فرخزاد اولین فیلم خود به‌نام «خانه سیاه است» را ساخت. این فیلم توانست در جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه اوبرهاوزن برنده جایزه بهترین فیلم شود.

در اسفندِ ۱۳۴۸ گلستان سلسله سخنرانی‌هایی در دانشگاه شیراز داشت که ویراسته‌ی پنج بخشش سپس‌تر در روزنامه‌ی آیندگان منتشر و مشهور شد و بعد‌ها در کتاب گفته‌ها آمد. گلستان توضیح داده که از ضبط صدای سخنرانی ارتجالی خود بی‌خبر بوده‌است. صدای این سخنرانی منتشر نشده‌است. در فیلمِ نیمه پنهان (۱۳۸۰) پاره‌هایی از متن این سخنرانی استفاده شده‌است.

پس از انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷

گلستان از سال ۱۳۵۷ در استان ساسکسِ انگلستان زندگی می‌کرد. وی دو فرزند با نام‌های کاوه و لیلی دارد؛ کاوه گلستان عکاس خبری ایرانی، در مأموریتی در سال ۲۰۰۳ به همراه گروه خبری بی‌بی‌سی در عراق بر اثر انفجار مین کشته شد؛ لیلی گلستان، به‌عنوان مترجم، نویسنده و مسئول گالری گلستان در ایران فعالیت می‌کند. مانی حقیقی، کارگردان، و مهرک گلستان، خواننده‌ی رپ، صنم حقیقی، کارشناس نفت، و محمود حقیقی نوه‌های او هستند.

آثار مکتوب و تصویری

آثار مکتوب وی دارای سبکی خاص است و بسیاری سبک نویسندگی وی را تأثیر پذیرفته از داستان‌های کوتاه ارنست همینگوی‌ می‌دانند گرچه او تأثیرپذیری از هیچ نویسنده‌ای را نمی‌پذیرد. از دیگر ویژگی‌های داستان‌نویسی گلستان، خلق مجموعه داستان‌های به هم مرتبط است. در حالی که چنین سبکی در غرب سابقه طولانی‌تری دارد، این نوع داستان‌نویسی در ایران با گلستان آغاز می‌شود، اما نکته مهم در این نوع آثار گلستان، خلق نوعی جدید از داستان‌نویسی است که در ادبیات کلاسیک ایران، مانند منطق الطیر، ریشه دارد. این نوع داستان‌ها نه براساس درون‌مایه یا شخصیت‌های داستانی، بلکه براساس ساختار‌های مشابه به یکدیگر مرتبط می‌شوند.

آثار مکتوب

سال انتشار نام اثر گونه ناشر
۱۳۲۷ آذر، ماه آخر پاییز مجموعه داستان روزن؛ بازتاب‌نگار
۱۳۳۴ شکار سایه‌ها مجموعه داستان مهر؛ روزن
۱۳۴۶ جوی و دیوار و تشنه مجموعه داستان روزن
۱۳۴۸ مد و مه مجموعه داستان روزن
۱۳۵۳ اسرار گنج درهٔ جنی داستان بلند روزن؛ بازتاب‌نگار
۱۳۷۴ خروس داستان بلند روزن؛ اختران
۱۳۷۷ گفته‌ها روزن؛ ویدا؛ بازتاب‌نگار
۱۳۸۳ از روزگار رفته حکایت داستان بلند بازتاب‌نگار
۱۳۹۵ در گذار روزگار مجموعه داستان بازتاب‌نگار
۱۳۹۵ نامه به سیمین نامه بازتاب‌نگار
۱۴۰۰ برخوردها در زمانه برخورد جستار، مقاله و گزارش بازتاب‌نگار
۱۴۰۱ مختار در روزگار داستان بازتاب‌نگار
۱۴۰۲ از راه و رفته و رفتار بازتاب‌نگار

مقالات و یادداشت‌ها

  1. در فارس چه می‌گذرد
  2. اتم و سیاست اتمی
  3. احزاب سیاسی فرانسه در برابر قانون اساسی
  4. ارنست همینگوی نویسنده بزرگ آمریکائی
  5. شعر
  6. قیصر، سرمشق کاملی از مسعود کیمیائی برای مسعود کیمیائی
  7. حرف‌هائی برای دانشجویان دانشگاه شیراز
  8. نیما
  9. هوشنگ پزشک نیا
  10. روایتی عتیق از کتاب پیدایش
  11. زن باکره
  12. سیر سقوط یک امکان
  13. از راه و رفته و رفتار
  14. سی سال و بیشتر با مهدی اخوان
  15. بیست و هشت پنج سی و دو
  16. به یاد اپریم
  17. حرمت نگه نداشتن
  18. سیروس آتابای
  19. پایان این نماد نیکی کم همتا
  20. درباره‌ی کتاب نوشتن با دوربین
  21. همایون ـ تک
  22. حزنی غرنده در زبانی پاک
  23. دیداری از گوشه‌های رشد در روزگار دگرگونی
  24. رشد یک نوسال طی تقدیر یک محیط
  25. گفت و گو با خویشتن
  26. تاریخ را از پیش نمی‌نویسند
  27. طفلک طبری
  28. رفتنش از یک جمع، کند و برید و شکست
  29. در مرگ مردی که خواهان پاک گویی به پاک خواهی بود: قاسم هاشمی نژاد به روایت ابراهیم گلستان
  30. پرتی تفاوت دارد با پستی
  31. همایون صنعتی و حزب توده و فرانکلین و شاه و گل سرخ
  32. من اهل تعزیه نیستم
  33. حرف ملکی کار خود را کرد
  34. چهارصد سال شکسپیر

ترجمه‌ها

نام کتاب نویسنده ناشر فارسی سال انتشار فارسی
مارکس و خلاصه‌ای از مارکسیسم ولادیمیر لنین شرکت چاپ شعله‌ور
خصوصیت بین‌المللی انقلاب اکتبر ژوزف استالین نامه مردم ۱۳۲۵
زندگی خوش کوتاه فرنسیس مکومبر ارنست همینگوی امیرکبیر ۱۳۲۸
هکلبری فین مارک تواین روزن؛ کلاغ ۱۳۳۳
کشتی شکسته‌ها استیفن کرین، ویلیام فالکنر، استیفن وینسنت بنه، آنتوان چخوف، ارنست همینگوی کانون دنیا و هنر؛ آگاه؛ کلاغ ۱۳۳۴
مرگ ماکسول بودنهایم جنگ هنر و ادب امروز ۱۳۳۵
از نامه‌های فلوبر گوستاو فلوبر صدف ۱۳۳۷
مرغانی که می‌دانم خوان رامون خیمنس دفترهای روزن ۱۳۴۷
مرگ دواردور خورخه گوئی‌ین دفترهای روزن ۱۳۴۷
دون ژوان در جهنم جرج برنارد شاو آگاه؛ کلاغ ۱۳۵۴

فیلم‌های گلستان

فیلم‌سازیِ ابراهیم گلستان در فاصلهٔ سال‌های ۱۳۳۶ تا ۱۳۵۲ شکل گرفت و در این دوره در تولید ۱۳ اثر سینمایی مشارکت داشت. از میان این آثار، ۹ فیلم را به‌صورت مستقل کارگردانی کرد و فیلم «سفید و سیاه» را به‌طور مشترک با فروغ فرخزاد ساخت. در فیلم «خانهٔ خدا» مسئولیت تدوین را برعهده داشت و در فیلم «خانه سیاه است» صرفاً به‌عنوان تهیه‌کننده حضور داشت. همچنین فیلم «دریا» از جمله آثار ناتمام او به‌شمار می‌آید.

فهرست فیلم‌ها

سال نام فیلم ژانر
۱۳۳۲ از قطره تا دریا مستند کوتاه
۱۳۳۶–۱۳۴۱ مجموعه مستند «چشم‌اندازها» (شامل ۶ فیلم) مستند
۱۳۴۰ خراب‌آباد (ما آدمیم) مستند کوتاه
۱۳۴۰ خواستگاری مستند کوتاه
۱۳۴۲ تپه‌های مارلیک مستند کوتاه
۱۳۴۴ خرمن و بذر مستند کوتاه
۱۳۴۴ گنجینه‌های گوهر مستند کوتاه
۱۳۴۴ خشت و آینه داستانی بلند
۱۳۵۲ اسرار گنج دره جنی داستانی بلند

عکس

احمدرضا احمدی در مقاله‌ی «حقیقت تلخ است» برای ویژه‌نامه‌ی کتاب نوشتن با دوربین گلستان را نخستین عکاس پرتره ایران معرفی می‌کند: «پرتره‌هایی که از سران حزب توده گرفته بود و در ماهنامه مردم چاپ شد. در واقع اولین کسی که در ایران پرتره گرفت، گلستان بود نه هادی شفائیه که مرحوم کریم امامی در مقدمه کتاب مریم زندی عنوان کرده بودند.» و همچنین به عکس‌هایی که گلستان از نمایشنامه شش شخصیت در جستجوی یک نویسنده به کارگردانی پری صابری و با بازیگری فروغ فرخزاد گرفته، و عکس‌های وی از مناظر ایران اشاره می‌کند.

نظرات و مصاحبه‌ها

گلستان در کتاب نوشتن با دوربین، شامل چهار مصاحبه با پرویز جاهد، با لحنی منتقدانه، نظراتی چالش‌برانگیز را در مورد احمد شاملو، جلال آل‌احمد، ناصر تقوایی، پرویز ناتل خانلری و احسان طبری مطرح می‌کند.

همچنین در زمستان سال ۱۳۸۶ او با شهروند امروز گفت‌وگویی مفصل انجام داد و به افشاگری‌های خود درباره‌ی چهره‌هایی، چون احمد شاملو و جلال آل احمد ادامه داد و از جمله گفت:

«من اصلاً با شاملو آشنایی نداشتم و اگر هم اختلاف نظر دارم به خاطر حرکت‌ها و حرف‌هایی بود که می‌کرد و می‌زد [..]مثلاً آقای اعتمادزاده «دن آرام» را برداشته بود ترجمه کرده بود بعد آقای شاملو برمی‌دارد و این را بازنویسی می‌کند، آخر تو که نه انگلیسی می‌دانستی نه فرانسه و نه روسی می‌دانستی برداشته‌ای ترجمه این آدم را جلوی خودت گذاشته‌ای و بازنویسی می‌کنی شاید آقای اعتمادزاده غلط ترجمه کرده باشد اگر این‌طور باشد تو چه چیزی داری بگویی [..] عین همین اتفاق برای «گیل‌گمش» منشی‌زاده افتاد آن فارسی که منشی‌زاده برای گیل‌گمش به کار برد فارسی فوق‌العاده و درجه اولی است شاملو می‌گفت: این بد است و، چون اصل آن را گیر نیاوردم آمدم همین را بازنویسی کردم.»

گلستان در قسمت دیگری از حرف‌هایش در مورد جلال آل‌احمد‌ می‌گوید:

«آل‌احمد سه سال می‌آمد و گزارش سالانه شرکت نفت را از من می‌گرفت تا به عنوان ترجمه خودش به فارسی جا بزند او هم که انگلیسی نمی‌دانست می‌داد به سیمین (دانشور) که ترجمه کند و می‌آمد و پولش را می‌گرفت.»

همچنین در بهمن سال ۱۳۹۵ به مناسبت پنجاهمین سالگرد درگذشت فروغ فرخزاد، در مصاحبه با روزنامه گاردین گفت:

«هیج‌وقت او را من در غیر باروری ندیدم. همچنان خیلی دیگر را در غیر باروری دیدم. غیر باروری، اما با ادعای باروری. ادعای کار کردن. خیلی از شعر‌هایی که گفته می‌شود همان‌وقت. شعر نبود. یک نظمی بود، شعر یک معنی دیگر دارد. یکی را یک قافیه می‌گذاشتند، ریتم می‌دادند می‌شد نظم. اما درددل نبود، روشنی فکر نبود. وقتی شما مثنوی را می‌خوانی، می‌بینید که توانایی این آدم برای درک و فهم خیلی بالاتر از توانایی منوچهری است مثلاً؛ ولی منوچهری ممکن است به شما زیبایی بیشتری بدهد؛ که می‌دهد هم؛ ولی خب شما هویت این‌ها را مشخص بکنید. دنبال هویت این حرف‌ها بروید و نه دنبال قیافه این‌ها. حالا پنجاهمین سال مرگش است، فلان فلان فلان. آیا اشخاصی که حرفش را می‌فهمند، به اندازه کافی هستند؟ آیا این‌ها که می‌گویند ما می‌فهمیم و این‌ها، قربان صدقه می‌روند برای او، آیا واقعاً حرفش را فهمیدند؟ مسئله این است...»

حواشی

ماجرای فروغ فرخزاد و ابراهیم گلستان از آن ماجراهاست که از جمع‌های هنری و ادبی به بیرون درز کرد و حالا همه می‌دانند که ماجراهای زیادی میان این دو چهره شناخته شده ادبیات رخ داده است.

آشنایی فروغ فرخزاد با ابراهیم گلستان

در اواخر دهه ۳۰، فروغ فرخزاد و ابراهیم گلستان با هم آشنا می‌شوند. در آن زمان، فروغ شاعره‌ای ۲۴ ساله بود که مدت زیادی از جدایی‌اش نمی‌گذشت. از سوی دیگر، ابراهیم گلستان مردی جااُفتاده و ۳۷ ساله بود که مدت‌ها از ازدواجش می‌گذشت و در میان جمع‌های ادبی، نامی شناخته شده بود.

ابراهیم گلستان در ۲۱ سالگی با دخترعموی خود، فخری گلستان ازدواج کرد که حاصل آن، دو فرزند به نام کاوه و لیلی گلستان بود. مدت کمی بعد از آشنایی گلستان و فروغ، فخری گلستان و فرزندانش اسیر رابطه‌ای می‌شوند که هیچ دخل و تصرفی در آن نداشتند. ابراهیم بیشتر وقت خود را به فروغ اختصاص می‌داد. فروغ منبع الهام او بود و باعث شد که آثار مهمی خلق کند. این توجهات بیش از حد ابراهیم گلستان به فروغ، طبیعتاً موردپسند فخری و فرزندانش نبود. گلستان در نزدیکی منزل خود، ویلایی برای فروغ خریداری کرد و این موضوع سرآغازی شد بر چند سال فعالیت خلاقانه و هنری برای هر دونفرشان. فروغ توانست مجموعه تولدی دیگر را چاپ کند و ابراهیم گلستان نیز ساخت مستند موج و مرجان را به پایان رساند. خشت و آینه نیز محصول همین دوره از زندگی ابراهیم گلستان است. حتی فروغ هم توانست خیلی زود به جرگه فیلمسازان مستند بپیوندد و با ساخت مستند خانه سیاه است، جایگاه خود را به عنوان یکی از بهترین فیلمسازان زن ایرانی محکم کند. بررسی کتاب تولدی دیگر نشان می‌دهد که در آن دوران، فروغ به شدت مجذوب ابراهیم گلستان بود. مردی که او را وارد جمع‌های مهم ادبی و هنری کرده بود. ابراهیم گلستان نه تنها از فروغ فرخزاد حمایت معنوی داشت، بلکه از لحاظ مالی نیز وی را تامین می‌کرد.

ماجرای فروغ فرخزاد

ماجرای فروغ فرخزاد و ابراهیم گلستان، گرچه شروعی هیجان‌انگیز و پرشور داشت اما پایان غم‌انگیزی داشت. فروغ در سن ۳۲ سالگی و در طی یک تصادف رانندگی فوت کرد. تصادفی که زندگی خاندان گلستان را برای همیشه تغییر داد و ابراهیم را به دوره‌ای طولانی از افسردگی و ماتم‌زدگی کشاند. بعد از مرگ فروغ، ابراهیم گلستان از خانواده فاصله گرفت و به مدت یک دهه، فعالیت خاصی در حوزه فرهنگ و ادب نداشت. تنها فیلمی که در دهه ۵۰ ساخت، اسرار گنج دره جنّی بود که سر و صدای خاصی در مجامع فرهنگی به پا نکرد. در سال ۵۷، ابراهیم گلستان از ایران مهاجرت کرد و برای همیشه ساکن انگلستان شد. ارتباط وی با خانواده‌اش به کمترین حد ممکن رسید. او بارها اعلام کرد فروغ به بخش مهمی از شخصیت و هویتش تبدیل شده است.

همسر کنونی ابراهیم گلستان

ابراهیم گلستان بعد از فخری با اشرف اسفندیاری در انگلستان ازدواج کرد. با این وجود؛ اطلاعات خاصی از همسر دوم ابراهیم گلستان در دست نیست. فخری به عنوان همسر اول وی و یکی از اصلی‌ترین شاهدان رابطه فروغ و ابراهیم، همواره نقش مهمتری در این درام داشته است.

نامه‌های فروغ و ابراهیم گلستان

نامه های فروغ و گلستان نیز از جمله نامه نگاری های موردتوجه بوده که در سال های اخیر نیز در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی موردتوجه قرار گرفته است. متن یکی از این نامه ها که به تازگی منتشر شده است:

«عزیزم. عزیزم. عزیزم. قربانت بروم. دوستت می‌دارم. دوستت می‌دارم. یک لحظه از مقابل چشمم دور نمی‌شوی. نفسم از یادت می‌گیرد و خونم در قلبم طغیان می‌کند. شاهی، دوستت دارم. دو روز است که نتوانستم برایت نامه بنویسم و وجدانم همین‌طور عذابم می‌دهد. دیروز که شنبه بود همراه گلُر و هانس و دختر کوچکشان و سیروس رفتم به راولنسبورگ تا تعطیل آخر هفته را پهلوی امیر بگذرانم. ما که چهار نفر بودیم و امیر هم با زن و بچه‌هایش و مهرداد روی هم می‌شدند پنج نفر و همه با هم می‌شدیم نُه نفر و نُه نفر شدن و نُه‌نفری زندگی کردن حتی اگر برای دو روز هم باشد یکی از آن چیزهائیست که مرا خفه می‌کند. نمی‌دانم چرا تحمل جمعیت را ندارم. چرا تحمل زندگی فامیلی را ندارم. من آنقدر به تنهائی خودم عادت کرده‌ام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس می‌کنم. تا دور هستم دلم می‌خواهد نزدیک باشم و نزدیک که می‌شوم می‌بینم اصلاً استعدادش را ندارم...»

درگذشت

ابراهیم گلستان ۳۱ مرداد ۱۴۰۲ در منزل شخصی خود در بریتانیا درگذشت.