ابوعلی سینا
آرمگاه ابن سینا در همدان
مجسمهٔ ابن سینا در محوطه روبهروی دفتر سازمان ملل متحد در وین
حسین بن عبدالله بن حسن بن علی بن سینا (زادۀ حدود ۳۷۰ق، افشنهٔ بخارا – ۴۲۸ق، همدان)، مشهور به ابوعلی سینا و ابن سینا و بوعلی و ملقب به شیخالرئیس، فیلسوف، پزشک، دانشمند و اندیشمند برجستهٔ ایرانیِ جهان اسلام در سدهٔ چهارم و پنجم هجری قمری است. او از بزرگترین چهرههای تاریخ فلسفه و پزشکی بهشمار میرود و آثارش، بهویژه در فلسفهٔ مشّائی و طب، تأثیری ژرف بر سنت علمی و فلسفی جهان اسلام و اروپا گذاشت؛ بهگونهای که برای مثال، کتاب قانون او حدود ۷۰۰ سل بهعنوان کتاب آموزشیِ طب در دانشگاههای مغربزمین تدریس میشد.
ابنسینا در علوم گوناگونی چون فلسفه، منطق، الهیات، پزشکی، ریاضیات، نجوم، طبیعیات و اخلاق تبحر داشت و در جوانی به مرتبهای از نبوغ رسید که به درمان حاکمان و تألیف آثار بنیادین علمی پرداخت. کتاب قانون در طب او تا چندین قرن از متون اصلی آموزش پزشکی در دانشگاههای معتبر اروپا بود و اثر فلسفی عظیم شفاء از مهمترین دانشنامههای فلسفی تمدن اسلامی محسوب میشود.
وی بخش عمدهای از زندگی خود را در شرایط ناپایدار سیاسی، مهاجرتهای پیدرپی و گاه زندان سپری کرد، با این حال پربارترین آثار علمی خویش را در همین دوران پدید آورد. ابنسینا در سال ۴۲۸ قمری در همدان درگذشت و آرامگاه او امروزه در همین شهر قرار دارد.
ولادت و تبار
ابنسینا در حدود سال ۳۷۰ق در روستای افشنه از توابع شهر بخارا زاده شددر تاریخ ولادت شیخالرئیس چند روایت ذکر شده است: ۳۶۳، ۳۷۰، ۳۷۳ و ۳۵۷، اما صحیح آن سال ۳۷۰ق است؛[۱]
پدر او عبدالله، از اهالی بلخ و از مردان کاردان آن دیار بود که در عهد نوح بن منصور سامانی به بخارا مهاجرت کرد و عهدهدار مناصب دیوانی شد. مسئولیت ساماندهی مالی منطقه خورمیثن نیز به او سپرده شد.[۲] عبدالله در افشنه با ستارهخاتون ازدواج کرد و در همانجا اقامت گزید.[۳] حاصل این ازدواج حسین و پس از آن محمود بود.[۴]
تحصیلات و آموزش
ابنسینا آموزش قرآن و ادب را از کودکی آغاز کرد و تا دهسالگی قرآن و بخش بزرگی از علوم ادبی را فرا گرفت، بهگونهای که مایه شگفتی استادان شد.[۵] پس از آن به فقه روی آورد و نزد اسماعیل زاهد به تحصیل پرداخت و با روشهای استنباط فقهی آشنا شد.[۶] پدرش با مشاهده نبوغ او، ابوعبدالله ناتلی، استاد منطق، هندسه و نجوم را به خانه دعوت کرد. ابنسینا در منطق چنان پیش رفت که گاه جای استاد و شاگرد عوض میشد.[۷]
پزشکی و علوم عقلی
وی در نوجوانی به پزشکی روی آورد و در مدت کوتاهی در این علم به چنان مهارتی رسید که پزشکان نزد او به تحصیل میپرداختند.[۸] با وجود اشتغال به علوم مختلف، علاقه او به فقه همواره باقی ماند و خود تصریح میکند که همواره در فقه غور میکرد.[۹]
فلسفه و حکمت
ابنسینا از شانزدهسالگی مطالعه جدی فلسفه را آغاز کرد و شبانهروز به آن پرداخت. [۱۰] در مواجهه با دشواریهای علمی، به مسجد پناه میبرد و نماز میگزارد. برخی بدخواهان این رفتار او را تحریف کرده و به ناروا متهم ساختند، در حالی که او در آثار خود صراحتاً شرب خمر را نکوهش کرده است.[۱۱]
ماجرای مابعدالطبیعه
ابنسینا در فهم مابعدالطبیعه دچار دشواری شد و بارها کتاب ارسطو را خواند بیآنکه مقصود آن را دریابد.[۱۲] سرانجام با مطالعه شرح فارابی، حقیقت بر او گشوده شد و از فرط شکرگزاری صدقه داد.[۱۳]
ارتباط با دربار سامانیان
در پی درمان نوح بن منصور سامانی، ابنسینا به کتابخانه عظیم سامانیان راه یافت و از منابع کمنظیر آن بهره برداخبار الحکماء، ص۲۶۹–۲۷۸.. وی خود میگوید که تا هجدهسالگی از بیشتر علوم زمانه فارغ شده بود.[۱۴] پس از آتشسوزی کتابخانه، که برخی او را متهم کردند، حاکم سامانی به او اعتماد داشت و حتی بر منزلتش افزود.[۱۵]
هجرتها و دوران آوارگی
پس از مرگ پدر و سقوط سامانیان، ابنسینا ناچار بخارا را ترک کرد.[۱۶] و سالها میان شهرهای مختلف در رفتوآمد بود.[۱۷] او به گرگانج، گرگان، ری، همدان و اصفهان سفر کرد و در هر جا به تدریس، طبابت و تألیف پرداخت.
وزارت، زندان و تألیف شفا
ابنسینا در همدان به وزارت شمسالدوله رسید اما بهسبب مخالفتها زندانی شد.[۱۸] در زندان فردجان، بخشهای مهمی از کتاب «شفا» و رسائل «حی بن یقظان» و «هدایه» را نوشت.[۱۹]
اقامت در اصفهان
اقامت هفدهساله او در اصفهان در دوران علاءالدوله دیلمی پربارترین دوره علمی زندگیاش بود. بسیاری از آثار مهم خود از جمله «شفا»، «نجات» و «دانشنامه علایی» را در این دوره تکمیل کرد.[۲۰]
هجوم غزنویان
اسارت
پس از درگذشت شمسالدوله دیلمی، فرزندش سماءالدوله به حکومت همدان رسید و از ابنسینا خواست وزارت را ادامه دهد، اما شیخالرئیس با درک بیثباتی اوضاع سیاسی از پذیرش این مسئولیت خودداری کرد و مدتی بهصورت پنهانی زندگی کرد. با افزایش فشارها، همدان را ترک گفت و مخفیانه در خانه ابوغالب عطار اقامت گزید و در این دوران به تکمیل کتاب «شفاء» پرداخت. سپس بهطور محرمانه با علاءالدوله کاکویه مکاتبه کرد.
با افشای این نامهنگاری، سماءالدوله دستور دستگیری او را صادر کرد و ابنسینا در قلعه فردجان زندانی شد. با وجود سختی اسارت، فعالیت علمیاش متوقف نشد و رسالههای «هدایة» و «حیّ بن یقظان» را تألیف کرد. پس از حدود چهار ماه، با تصرف قلعه توسط علاءالدوله آزاد شد. ابنسینا پس از آزادی، با بزرگواری از تاجالملک کوهی که در زندانی شدنش نقش داشت، شفاعت کرد.
آثار
بر پایه پژوهشهای انجامشده، شمار آثار منسوب به ابنسینا حدود ۲۴۲ اثر دانسته شده است که از این میان، حدود ۱۳۱ اثر بهطور قطعی از آنِ او شمرده میشود و سایر آثار به وی نسبت داده شدهاند. نوشتههای ابنسینا گسترهای وسیع از علوم گوناگون، از فلسفه و منطق گرفته تا پزشکی، الهیات، ریاضیات، طبیعیات، عرفان و اخلاق را دربرمیگیرد. در اینجا تنها به معرفی مهمترین و شناختهشدهترین آثار او پرداخته میشود.
شفاء
کتاب «الشفاء» بزرگترین و جامعترین اثر فلسفی ابنسینا و یکی از مهمترین دانشنامههای حکمت در تمدن اسلامی است. این کتاب تأثیر عمیقی بر فیلسوفان پس از او، از جمله شهابالدین سهروردی و صدرالمتألهین شیرازی، بر جای گذاشت. ابنسینا نگارش شفاء را با طبیعیات آغاز کرد، سپس به الهیات پرداخت و پس از آن منطق را تدوین نمود. دو بخش پایانی طبیعیات، یعنی «الحیوان» و «النبات»، که ابتدا ناتمام مانده بود، بعدها تکمیل شد. برخلاف دیدگاهی که شفاء را صرفاً شرح آرای ارسطو میداند، ابنسینا در مقدمه کتاب تصریح میکند که این اثر حاصل تحقیق، تحلیل و استقلال رأی اوست، نه بازگویی صرف فلسفه یونانی.
الاشارات و التنبیهات
این اثر از مهمترین و پختهترین نوشتههای فلسفی ابنسینا به شمار میرود و دربردارنده مباحثی در منطق، فلسفه، الهیات، کلام و عرفان نظری است. «اشارات» نشاندهنده گذار ابنسینا از فلسفه صرفاً مشائی به نوعی فلسفه خاص و عمیقتر است که در آن، رگههایی از تفکر اشراقی نیز دیده میشود. این کتاب مشتمل بر ده «نهج» در منطق و ده «نمط» در طبیعیات، الهیات و عرفان است. شروح فراوانی بر این اثر نگاشته شده که از جمله مهمترین آنها میتوان به شرح خواجه نصیرالدین طوسی، فخرالدین رازی، قطبالدین رازی، علامه حلی و ملاعبدالرزاق لاهیجی اشاره کرد.
قانون در طب
«القانون فی الطب» مهمترین اثر پزشکی ابنسینا و یکی از تأثیرگذارترین کتابهای تاریخ پزشکی جهان است. این کتاب در پنج بخش تنظیم شده و برای چندین قرن در دانشگاههای معتبر اروپا تدریس میشد. قانون نقش بنیادینی در انتقال دانش پزشکی اسلامی به غرب ایفا کرد. افزون بر این اثر، ابنسینا آثار دیگری نیز در پزشکی نگاشت، از جمله «ارجوزه در طب»، رسالههایی درباره ادویه قلبیه، نبض، سرکنگبین و خواص گیاهان دارویی.
حکمت مشرقیه
این کتاب از آثار مهم ابنسینا در فلسفه است که در آن دیدگاههای حکمای مشرقزمین را در برابر فلسفه اسکندرانی و شارحان غربی فلسفه یونان مطرح میکند. هرچند اصل کتاب بهطور کامل در دسترس نیست، اما از طریق نقلها و گزارشها، جایگاه مهم آن در اندیشه فلسفی ابنسینا روشن است.
آثار عرفانی و فارسی
ابنسینا رسالههای متعددی در عرفان و اخلاق نگاشته است؛ از جمله «حیّ بن یقظان»، «رسالة الطیر»، «رسالة فی ماهیة العشق»، «رسالة فی السعادة» و «شرح سورة الاخلاص». در کنار آثار عربی، او نوشتههایی به زبان فارسی نیز دارد که «دانشنامه علائی» مهمترین آنهاست. این کتاب به درخواست علاءالدوله کاکویه و با هدف تبیین مباحث فلسفی به زبان فارسی تألیف شد و شامل منطق، طبیعیات، الهیات و ریاضیات است.
پانویس
- ↑ پورسینا، سعید نفیسی، ص ۷۳؛ فیلسوف عالم، جعفر آلیاسین، ص ۲۶.
- ↑ نامه دانشوران ناصری، ج۱، ص۸۹؛ فرهنگ ایران باستان، پورداود، ص۸۳؛ جشننامه ابنسینا، ج۱، ص۴
- ↑ تتمه صوان الحکمه، علی بن زید بیهقی، ص۳۸.
- ↑ اخبار الحکماء، علی بن یوسف قفطی، ص۲۶۹–۲۷۵.
- ↑ پورسینا، سعید نفیسی، ص۶۳؛ عیون الانباء فی طبقات الاطباء، ج۲، ص۲.
- ↑ پورسینا، سعید نفیسی، ص۶۳؛ عیون الانباء فی طبقات الاطباء، ج۲، ص۲.
- ↑ درة الاخبار و لمعة الانوار، منشی یزدی، ص۲۹–۳۹.
- ↑ پورسینا، نفیسی، ص۶۴.
- ↑ همان، ص۶۴.
- ↑ همان، ص۶۴.
- ↑ فلسفه سیاسی ابنسینا، ابوالفضل شکوری، ص۱۰۴–۱۱۳.
- ↑ پورسینا، نفیسی، ص۶۴.
- ↑ پورسینا، نفیسی، ص۶۵.
- ↑ پورسینا، نفیسی، ص۶۵.
- ↑ اعیان الشیعه، سید محسن امین، ج۶، ص۷۲–۸۰.
- ↑ تتمه صوان الحکمه، ص۴۴.
- ↑ دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج۴، ص۲.
- ↑ اخبار الحکماء، ص۲۷۴.
- ↑ الکامل، ابن اثیر، حوادث سال ۴۱۱ق.
- ↑ رابطه بین ابنسینا با اصفهان، جلالالدین همایی، ج۲، ص۲۲۷.