علیاکبر دهخدا
| اطلاعات شخصی | |
|---|---|
| لقب | پدر واژهنامهنویسی معاصر |
| تاریخ تولد | ۱۲۵۷ |
| زبان مادری | فارسی |
| محل تولد | تهران |
| محل درگذشت | تهران |
| تاریخ درگذشت | ۷ اسفند ۱۳۳۴ |
| اطلاعات هنری | |
| پیشه | نویسنده مترجم سیاستمدار |
| آثار برجسته | لغتنامه دهخدا چرند و پرند |
| زبان آثار | فارسی |
علیاکبر دهخدا (زادۀ ۱۲۵۷ در تهران – درگذشت: ۷ اسفند ۱۳۳۴) ادیب، لغتشناس، شاعر، طنزپرداز و سیاستمدار برجسته ایرانی بود که با اثر «لغتنامه دهخدا» و «چرند و پرند» شناخته میشود. از او بهعنوان پدر واژهنامهنویسی معاصر نیز یاد میشود.
او در مدرسۀ علوم سیاسی درس خواند و پس از آن نیز بهمدت دو سال در وین ساکن شد تا دانشهای جدید و زبان فرانسوی را بیاموزد. در آغاز دوران مشروطیت به ایران بازگشت و با نگارش مطلب در روزنامه «صوراسرافیل» در زمره فعالان رسانهای دوران مشروطه به شمار آمد.
مطالب دهخدا در صوراسرافیل بهویژه مطالب «چرند و پرند» که با نام مستعار «دخو» منتشر میشد، مورد انتقاد گسترده طرفداران استبداد قرار گرفت و به صدور حکم تکفیر او منجر شد تا جایی که برخی آماده ترور دهخدا نیز شده بودند.
او که تا پایان دوران قاجار با پادشاهان این سلسله اختلافات جدی داشت، بارها مورد غضب دستگاه پادشاهی قرار گرفت و تبعید شد. چند سال بعد و در دوران ملی شدن صنعت نفت، از جمله حامیان محمد مصدق در نهضت ملی شدن صنعت نفت بود و در دولت او نیز مسئولیتهایی یافت.
در کنار فعالیتهای پررنگ سیاسی، فعالیتهای ادبی و فرهنگی دهخدا نیز موردتوجه و تاریخساز بوده است. آثاری چون «امثال و حکم»، آثار برگردانش از زبان فرانسه به خصوص «روح القوانین» مُنتِسکیو، دیوان اشعار، تصحیح دیوان آثار شاعرانی چون حافظ، منوچهری، مسعود سعد سلمان و فرخی سیستانی از جمله این آثار بود.
نقطۀ عطف فعالیت ادبی و فرهنگی دهخدا، تدوین لغتنامهای بود که بههمت او و با نام «لغتنامه دهخدا» شکل گرفت. این مجموعه به یکی از کتابهای مرجع و موردتوجه زبان فارسی تبدیل شد. دو جلد نخست لغتنامه دهخدا در ۱٫۰۰۰ صفحه در سال ۱۳۲۵ چاپ شد و دهخدا تا پایان عمر توانست ۲۲ جلد این کار را در ۴٫۲۶۹ صفحه به پایان برد، هرچند لغتنامه دهخدا در پایان کار به ۲۲۲ جلد و نزدیک به ۲۷ هزار صفحه رسید. لغتنامه دهخدا در سال ۱۳۵۹ خورشیدی به پایان رسید.
نخستین مراسم جایزه ادبی علیاکبر دهخدا در اردیبهشتماه ۱۴۰۱ در تالار دکتر افشار مؤسسه لغتنامه دهخدا و مرکز بینالمللی آموزش زبان فارسی دانشگاه تهران برگزار شد. این جایزه با هدف تقدیر از پژوهشگران حوزه زبان و فرهنگ فارسی و به پیشنهاد محمدرضا شفیعی کدکنی و تصویب شورای مؤسسه لغتنامه دهخدا پایهگذاری شده است.
علیاکبر دهخدا در ۷ اسفند ۱۳۳۴ در خیابان ایرانشهر تهران درگذشت و آرامگاه خانواده در ابن بابویه در شهرری تهران به خاک سپرده شد.
زندگی و تحصیلات
علیاکبر دهخدا در سال ۱۲۵۷ خورشیدی در تهران و در محله سنگلج زاده شد. پدرش خانبابا خان که سپاهی و از ملاکان متوسط قزوین بود، پیش از زاده شدن وی از قزوین خارج شد و در تهران اقامت گزید. هنگامی که او نه ساله بود پدرش در بروجرد فوت کرد و مادرش تربیت او را به عهده گرفت. در آن زمان غلامحسین بروجردی که از دوستان خانوادگی آنها بود کار تدریس دهخدا را آغاز کرد و دهخدا تحصیلات قدیمی را نزد او آموخت.
در زمان گشایش مدرسه علوم سیاسی وابسته به وزارت امور خارجه در سال ۱۲۷۸ خورشیدی، دهخدا در آزمون ورودی مدرسه شرکت کرد و در آن جا مشغول تحصیل شد و چهار سال بعد جزء اولین فارغالتحصیلان مدرسهی سیاسی بود. طی این دوره با مبانی علوم جدید و زبان فرانسوی آشنا شد. معلم ادبیات فارسی آن مدرسه محمدحسین فروغی بود و گاه تدریس ادبیات کلاس را به عهده دهخدا میگذاشت. چون منزل پدری دهخدا در همسایگی منزل شیخ هادی نجمآبادی بود، دهخدا از این موقعیت استفاده میکرد و از محضر او بهره میگرفت.
فعالیت اجتماعی و سیاسی
پس از اتمام دوره مدرسه علوم سیاسی، دهخدا که اکنون میرزا علیاکبر خان قزوینی نامیده میشود، به خدمت وزارت امور خارجه درآمد و در سال ۱۲۸۱ هنگامی که معاونالدوله غفاری بهعنوان سفیر ایران در کشورهای بالکان منصوب شده بود، دهخدا بهعنوان منشی سفیر با او همراه شد. اقامت آنها در اروپا بیش از دو سال در شهر وین بود. دهخدا از این دوره برای آشنایی بیشتر با زبان فرانسوی و دانشهای جدید استفاده کرد. او در سال ۱۲۸۴ به ایران بازگشت.
بازگشت دهخدا به ایران همزمان با آغاز مشروطیت بود. ابتدا بهمدت شش ماه در اداره شوسه خراسان که در مقاطعه حسینآقا امینالضرب بود، بهعنوان معاون و مترجم مسیو دوبروک مهندس بلژیکی استخدام شد.
دهخدا از دست پروردگان شیخ هادی نجمآبادی محسوب میشود که در جنبش مشروطه نقشی مهم ایفا کرد. دهخدا در بیان خاطرات خود، «تربیت عقل» خویش را به شیخ هادی «طائب ثراة» نسبت داده و او را همراه دو مربی دیگر خود، «وجودی استثنایی» خوانده است.
در همین هنگام (۱۲۸۵ خورشیدی)، میرزا جهانگیرخان شیرازی و میرزا قاسمخان تبریزی برای آغاز انتشار روزنامه صور اسرافیل که خود بنیانگذار آن بودند از او دعوت به همکاری کردند. دهخدا از ابتدا نویسنده اصلی در صور اسرافیل بود.
همکاری با مطبوعات
وی با نگارش مقالههای بند در روزنامهی صور اسرافیل، در زمره مشروطه خواهان قرار گرفت. به همین سبب بود که او نیز مورد غضب محمدعلی شاه واقع شد و اگر کمک سفارت انگلستان در امان گرفتن برای او نبود، سرنوشتی چون همکارانش، مییافت. نخستین شماره این روزنامه هفتگی پنجشنبه هفدهم ربیعالآخر ۱۳۲۵ قمری برابر هشتم خرداد ۱۲۸۶ و ۳۰ مه ۱۹۰۷ در هشت صفحه در تهران منتشر شد.
صوراسرافیل طی چهارده ماه بعدی با تعطیلیها و توقیفهایی که دید، روی هم رفته سی و دو شماره منتشر شد که تاریخ آخرین شماره، سیام خرداد ۱۲۸۷ بود. دهخدا در آغاز هر شماره روزنامه مقالهای در زمینه مسائل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و در پایان مقالهای با عنوان چرند و پرند با نام مستعار مینوشت. سبک نگارش این مقالات در ادبیات فارسی بیسابقه بود و مکتب جدیدی را در روزنامهنگاری ایران و نثر فارسی معاصر پدیدآورد.
مهمترین نام مستعار میرزا علیاکبر خان قزوینی در چرند و پرندش دخو بود. دخو مخفف کلمه دهخدا است، خطابی برای مردم سادهدل در قزوین، زادگاه پدر و اجداد نویسنده. البته دهخدا در اصل به معنی «کدخدا و خداوند و بزرگ ده» است.
برخی نوشتههای دهخدا موجب اعتراضهای شدید سنّتگرایان متعصب و طرفداران استبداد شد تا جایی که حتی حکم به تکفیر او دادند. مجلس چند بار راجع به نوشتههای او به بحث و گفتگو پرداخت. در جلسه پنجم مهر ۱۲۸۶ خورشیدی (بیستم شعبان ۱۳۲۵ قمری) اسدالله میرزا به شکایت انجمن اتحادیه طلاب اشاره کرد. آقا سید محمدجعفر نمایندهای دیگر تصریح کرد که در شمارههای ۱۲ و ۱۴ صور اسرافیل نوشتهای که به تکفیر انجامیده باشد، دیده نمیشود. اما در مورد مطالب سیاسی باید وزارت علوم و معارف نظر دهد. پس از یکی دو گفتار دیگر روزنامه بهطور موقت توقیف شد. در این میان دهخدا نیز به مجلس احضار شد و توانست با منطق و استدلال و حاضرجوابی مخالفان را مجاب کند. البته دهخدا را از در پشتی مجلس خارج کردند؛ زیرا برخی متعصبان مسلح با سلاح گرم، آمادهی حمله به او بودند.
ماجرای تحصن در سفارت انگلیس
بعد از کودتای محمدعلی شاه در ۱۲۸۷، دهخدا همراه با عدهای از آزادیخواهان در سفارت انگلیس تحصن کردند. محمدعلی شاه که از این موضوع خشمگین بود با تبعید ایشان به کشورهای همجوار و اروپا موافقت کرد. به روایت ناظمالاسلام کرمانی بنا شد که شش نفر از کسانی که در «سفارتخانه انگلیس بودند نفی و تبعید شوند که هر یک را از قرار ماهی ۱۵۰ تومان بدهند و غلام سفارت آنها را ببرد به سرحد برساند و رسید گرفته مراجعت کند، تا یک سال در خارجه باشند. پس از یک سال مختارند به هرجا بخواهند بروند یا مراجعت کنند به ایران». راوی دیگر در باکو، چند تن از ایشان را نام میبرد. (سید حسن تقیزاده، میرزا محمد نجات، وحیدالملک، دهخدا، حسین پرویز) که «آزادیخواهان و تجار کمک کرده اعانه دادند»، و آنها «بهعلت ناسازگاری محیط از راه تفلیس به پاریس رفتند.»
پس از ورود دهخدا و آزادیخواهان تبعیدی به پاریس، گروهی از آنها به دعوت ادوارد براون به لندن رفتند. میرزا آقا فرشی، سید حسن تقیزاده، معاضدالسلطنه و محمدعلی تربیت از آن جمله بودند. اما معاضدالسلطنه اندکی بعد به پاریس بازگشت و با دهخدا در انتشار دوباره صوراسرافیل همکاری کرد. دهخدا دعوت براون را برای رفتن به لندن و نشر صوراسرافیل در آن شهر نپذیرفت. براون استدلال میکرد که در انگلستان امکانات بیشتری مهیاست و روزنامههایی مانند منچستر گاردین و دیلی نیوز هواخواه مشروطهاند و چیزهایی مینویسند، اما دهخدا بنابر مصالحی ترجیح داد که چنین نکند. دهخدا در پاریس با علامه محمد قزوینی معاشر بود.
چون امکان نشر روزنامه در پاریس نبود، گروه صوراسرافیل، یعنی دهخدا، میرزا قاسمخان تبریزی، میرزا محمد نجات و حسین پرویز، در آذر ۱۲۸۷ به شهرک ایوردُن (Yverdon) در سوییس نقل مکان کردند، اما محل چاپ روزنامه با اتخاذ تدابیری همچنان در پاریس بود. دورهی دوم صوراسرافیل در ایوردن در دی و اسفند ۱۲۸۷ تنها سه شماره به کمک میرزا ابوالحسن خان پیرنیا (معاضد الدوله) منتشر شد. مطالب و مقالات روزنامه به قلم دهخدا و بسیار تندتر و صریحتر از پیش بود. میرزا علیاکبر خان دهخدا در شماره نخست روزنامهی صور اسرافیل در سوئیس، شیخ فضلالله نوری را «شیخ فضلالله خر» که «خر شیخ فضلالله هاست» خواند.
در شماره سوم دهخدا مسمط معروف خود «یاد آر ز شمع مرده یاد آر» که آن را در یادبود میرزا جهانگیرخان شیرازی سروده بود به چاپ رساند. دهخدا در تبعید برخلاف همگنانش در وضعیت مالی بسیار دشواری میزیست. دوران تبعید دهخدا در اروپا بینهایت پرتنش و افسردهکننده بود و گفته شده که حتی به خودکشی یا گرفتن تابعیت بیگانه فکر کرده بوده است.
در فروردین ۱۲۸۸ گروه ایوردن به استانبول رفتند و به انجمن سعادت ایرانیان پیوستند. این انجمن را گروهی از ایرانیان مشروطهخواه همچون یحیی دولتآبادی، محمدعلی تربیت و حسین دانش اصفهانی با استفاده از محیط آزادتری که با تحولات جدید در عثمانی فراهم شده بود، تشکیل داده بودند. مهمترین فعالیت سیاسی دهخدا در استانبول نشر چهارده یا پانزده شماره از روزنامه سروش در فاصله تیر تا آبانماه ۱۲۸۸ بود. مؤسس و مدیر این روزنامه فارسیزبان، سیدمحمد توفیق و سردبیر آن علیاکبر دهخدا و نویسندگان آن معاضدالسلطنه، میرزا یحیی دولتآبادی و میرزا حسین دانش اصفهانی بودند.
در همان دوره اقامت دهخدا در اروپا دوره دوم روزنامه روحالقدس با گرایش رادیکال سوسیالیستی احتمالاً در پاریس، منتشر میشد که دبیر و نگارندهی آن میرزا علیاکبرخان دهخدا معرفی شده است.
نمایندگی مجلس
پس از فتح تهران و خلع محمدعلی شاه، در انتخابات دوره دوم مجلس شورای ملی علیاکبر دهخدا در حالی که هنوز در استانبول بود، هم از کرمان (به نشانهی حقشناسی مردم این ایالت از بابت مقالات صوراسرافیل) به نمایندگی مجلس انتخاب شد و هم نمایندگان مجلس او را به جای یکی از نمایندگان تهران که استعفا داده بود انتخاب کردند. دهخدا ابتدا نمایندگی مردم کرمان را پذیرفت و در نوزدهم فروردین ۱۲۸۹ با تصویب اعتبارنامه اش وارد مجلس شد. در مجلس نایب رئیس کمیسیون عرایض شد. اما بعداً از نمایندگی کرمان استعفا داد و نمایندگی تهران را پذیرفت. او به حزب اعتدالیون پیوست و این برخلاف انتظار یاران سابق او بود که غالباً در حزب رقیب یعنی حزب دموکرات جمع شده بودند.
با آغاز جنگ جهانی اول و ورود نیروهای روسی به شمال ایران و نزدیک شدن آنها به پایتخت و سقوط دولت، دهخدا همراه با اعضای کمیتهی مهاجرت ابتدا به قم و سپس به کرمانشاه رفت. پس از انحلال حکومت در مهاجرت، دهخدا به مدت دو سال و نیم به دعوت رؤسای ایل بختیاری در مناطق چهارمحال بختیاری به سر برد و بخش عمدهای از این دوره را مهمان لطفعلیخان امیرمفخم بختیاری نظامی و سیاستمدار ایرانی در قلعه دزک بود. در همانجا بود که اندیشه تدوین لغتنامه یا فرهنگنامهای جامع برای زبان فارسی در ذهن او شکل گرفت و با استفاده از کتابخانهی امیرمفخم کار نگارش یادداشتهای لازم برای لغتنامه و امثال و حکم را آغاز کرد.
کنارهگیری از فعالیتهای سیاسی
پس از پایان نخستین جنگ جهانی، دهخدا از فعالیتهای سیاسی کناره گرفت، و در دورهی پادشاهی رضاشاه به کارهای علمی، ادبی و فرهنگی پرداخت. مدتی ریاست دفتر (کابینه) وزارت معارف (وزارت فرهنگ بعدی) و سپس ریاست تفتیش وزارت عدلیه (وزارت دادگستری بعدی) را به عهده داشت. در سال ۱۳۰۶ مدرسهی سیاسی به مدرسهی عالی حقوق و علوم سیاسی تغییر نام یافت و ریاست آن را علیاکبر دهخدا به عهده گرفت. در سال ۱۳۱۴ به عضویت فرهنگستان ایران انتخاب شد. از زمان تأسیس دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۳ ریاست دانشکده حقوق و علوم سیاسی را تا سال ۱۳۲۰ به عهده داشت. در این سال از خدمات دولتی بازنشسته شد و یکسره به کار لغتنامه پرداخت. در همین دوران بود که در جواب استفسار دوستان که چرا شعر و نثری به سبک آنچه در صور اسرافیل منتشر میکرد نمیسراید و نمینویسد، میگفت:
در این زمانه بسیارند کسانی که حاضرند وقت و نیروی خود را صرف شعر گفتن و مقاله نوشتن و طبع و نشر آنها در روزنامهها و مجلات کنند، ولی شاید کمتر کسی باشد که بخواهد و بتواند با تألیف آثاری مانند امثال و حکم و لغتنامه وظیفهای دشوار و خستهکننده و طاقتسوز ولی واجب را تحمل نماید.
به سردبیر مجله آینده، محمود افشار یزدی که از او مقاله میخواست (پس از شهریور ۱۳۲۰) با بیمیلی و اکراه نوشت که «اگر میسر شد و گرفتاریها اجازه داد مقالاتی میفرستم، با شرط عدم تحریف»؛ اما کمتر برای مطبوعات دست به قلم میبرد.
در نخستین کنگره نویسندگان ایران در تیر ماه ۱۳۲۵ دهخدا در هیئت رئیسه شرکت داشت. در اسفند ۱۳۲۹ در تأسیس جمعیت مبارزه با بیسوادی شرکت کرد. در همان سال از جمله نویسندگان و اهل فرهنگی بود که بیانیه صلح استکهلم را امضا کرد.
دهخدا سردبیری برخی نشریات مربوط به حزب کمونیست ایران (دهه ۱۹۲۰) را نیز به عهده داشت. در کشاکش انحلال سلطنت و برپایی جمهوری، دهخدا به عنوان نامزد نخستین انتخابات ریاست جمهوری در ایران مطرح شد که نپذیرفت نامزد شود. دهخدا تا پایان عمر مطیع دربار پهلوی ماند.[۶] دهخدا در دورهی رضا شاه از کارهای سیاسی کناره گرفت و به کارهای علمی و ادبی و فرهنگی مشغول شد. مدتی ریاست دفتر (کابینه) وزارت معارف، ریاست تفتیش وزارت عدلیه، ریاست مدرسهی علوم سیاسی و سپس ریاست مدرسهی عالی حقوق و علوم سیاسی تهران را بر عهده داشت. چند روز قبل از شهریور ۱۳۲۰ و خلع رضاشاه، معزول شد و پس از آن بیشتر به مطالعه و تحقیق و نگارش پرداخت.
حمایت از نهضت ملی شدن نفت
دهخدا در سالهای نهضت ملی شدن نفت به رهبری محمد مصدق، پشتیبان جدی او بود. آشنایی این دو به سالهای بعد انقلاب مشروطه بازمیگشت. در ماههای پیش از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ شایعه تشکیل شورای سلطنت و ریاست شورای دهخدا (در صورت پیروزی نهضت و اعلام جمهوری) بر سر زبانها افتاد. به همین خاطر نیز مأموران کودتا پس از کودتای ۲۸ مرداد به خانهاش ریختند و به وی آسیب زدند. با شرکت وی در نامهی سرگشاده علیه کنسرسیوم نفت در سال بعد، نام دهخدا را از خیابان محل زندگیاش برداشتند.
فرد ناشناسی نیز سرمقالهی نخست صوراسرافیل ایوردُن (دوره دوم) را که حاوی حملههای بیپروایی به موجودیت پادشاهی در ایران بود، برای رهبران سیاسی ارسال میکرد.
نگارش لغتنامه
مقدمات نگارش و سپس انتشار لغتنامه دهخدا از اواخر دههی ۱۳۰۰ خورشیدی با همکاری دولت فراهم شد و اولین قراردادها برای این منظور سالهای ۱۳۱۳ و ۱۳۱۴ بین وزارت معارف و علیاکبر دهخدا منعقد شد. اولین مجلد لغتنامه در سال ۱۳۱۸ منتشر شد، اما بهدلیل کندی کار چاپخانهی بانک ملی و آغاز جنگ جهانی دوم متوقف شد. سرانجام در ۲۵ دی ۱۳۲۴ با پیشنهاد حدود بیست تن از نمایندگان، با تصویب ماده واحدهای، مجلس شورای ملی چاپ فرهنگ دهخدا را برعهده گرفت. ۲۵ هزار تومان هزینه چاپ این فرهنگ از محل صرفه جویی بودجه سال ۱۳۲۴ مجلس تأمین شد. مجلس همچنین دولت را مکلف کرد تا خانهی دهخدا را از او بخرد تا بتواند ۲۲۰ هزار تومان بدهی را که بابت هزینههای تدوین لغتنامه به او تحمیل شده است بپردازد و اجرائیهای که بانک برای فروش خانه او و پرداخت بدهی به طلبکاران صادر کرده است، متوقف شود. به این ترتیب، لغتنامه از یادداشتهایی که دهخدا گردآورده بود، بسیار فراتر رفت و سازمان لغتنامه از آغاز تا پایان نشر کتاب، از همکاری تعدادی از لغتشناسان برخوردار شد که نامهای آنها در مقدمه ویرایش جدید (سال ۱۳۷۷) بهعنوان عضو هیئت مؤلفان لغتنامه آمده است.
معاونت اداره لغتنامه با محمد معین بود تا در سال ۱۳۳۴ مجلس شورای ملی اداره لغتنامه را از منزل دهخدا به مجلس منتقل ساخت و دهخدا معین را به ریاست اداره معرفی کرد و طی دو وصیتنامه او را مسئول کلیه فیشها و ادامهی کار نگارش و چاپ لغتنامه قرار داد. پس از درگذشت دهخدا در اسفند ۱۳۳۴ محل لغتنامه تا سال ۱۳۳۷ همچنان در مجلس شورای ملی بود و از آن پس به دانشگاه تهران منتقل شد. اولین و دومین مجلدات یا جزوات لغتنامه (آ– ابوسعد / ابوسعد – اثبات) در ۱۰۰۰ صفحه در سال ۱۳۲۵ به چاپ رسید. دهخدا تا زمان حیاتش (۱۳۳۴) توانست بر تألیف و چاپ ۲۲ مجلد از ۲۲۲ مجلد لغتنامه، و ۴۲۶۹ صفحه از ۲۶۴۷۵ صفحه نظارت کند. از این پس بنابر وصیت او، سه نفر از نزدیکترین یارانش، محمد معین، محمد دبیرسیاقی و سید جعفر شهیدی سرپرستی ادامه کار را بهعهده گرفتند. در سالهای بعد بهطور میانگین سالی ۸۰۰ صفحه از این لغتنامه به چاپ رسید. در یکی دو سال دورهی انقلاب ۱۳۵۷، در کار انتشار وقفهای افتاد ولی سرانجام در سال ۱۳۵۸ – ۱۳۵۹ کار چاپ آن به پایان رسید.
حواشی
در سال ۱۳۳۲ رادیوی صدای آمریکا برنامهای را به زبان فارسی برای معرفی علیاکبر دهخدا ترتیب داده بود که در پاسخ به دعوت آنها، دهخدا اینگونه نوشت:
«شرح حال من و امثال مرا در جراید ایران و رادیوهای ایران و بعضی از دول خارجه، مکرر گفتهاند. اگر به انگلیسی این کار میشد، تا حدی مفید بود؛ برای اینکه ممالک متحده آمریکا، مردم ایران را بشناسند؛ ولی به فارسی، تکرار مکررات خواهد بود، و به عقیده من نتیجه ندارد... اینهاست که شما میتوانید به ملت خودتان اطلاعات بدهید، تا آنها بدانند در اینجا بهطوریکه انگلیسیها ایران را معرفی کردهاند، یک مشت آدمخوار زندگی نمیکنند.»
درگذشت
علیاکبر دهخدا در روز دوشنبه هفتم اسفند ماه ۱۳۳۴ در سن ۷۷ سالگی در خانهی خود در خیابان ایرانشهر تهران درگذشت. پیکر او به شهر ری مشایعت و در ابن بابویه در آرامگاه خانوادگی مدفون گردید. پس از درگذشت دهخدا، خانهاش تبدیل به دبستانی با نام خودش شد.
آثار
- لغتنامه دهخدا (۳۴ جلد، ناتمام): بزرگترین فرهنگ واژگان فارسی؛ آغاز ۱۳۰۶، چاپ ۱۳۷۲–۱۳۷۷.
- امثال و حکم (۴ جلد): مجموعه دهها هزار ضربالمثل و حکمت عامه.
- چرند و چرند (طنزهای صور اسرافیل علیه استبداد).
- صور اسرافیل (۵۲ شماره، محبوبترین نشریه مشروطه).
- روزنامههای سروش (استانبول) و مقالات پراکنده.
- دیوان اشعار (غزل، قصیده کلاسیک؛ از ۱۲۹۰).
- شارح لغت، سرودههای من، مقالات ادبی در مجلات.
جایزه ادبی علیاکبر دهخدا
نخستین مراسم جایزه ادبی «علیاکبر دهخدا» در روز جمعه ۲۳ اردیبهشتماه ۱۴۰۱ از ساعت ۱۶ در تالار دکتر افشار مؤسسه لغتنامه دهخدا و مرکز بینالمللی آموزش زبان فارسی دانشگاه تهران برگزار شد. این جایزه با هدف تقدیر از پژوهشگران حوزه زبان و فرهنگ فارسی و به پیشنهاد محمدرضا شفیعی کدکنی و تصویب شورای مؤسسه لغتنامه دهخدا پایهگذاری شده است.[۱]
در این مراسم، به کتاب منتخب هیئت داوران در حوزه فرهنگنویسی و همچنین پژوهشگر برگزیده در زمینه معرفی و نشر آثار دهخدا، لوح و نشان دهخدا اهدا میشود. همچنین نشان دهخدا به جمعی از مؤلفان لغتنامه دهخدا از جمله حسن انوری، رسول شایسته، سعید نجفی اسداللهی، عبدالله انوار، علیاشرف صادقی و احمد سمیعی گیلانی تقدیم شد.[۲]
پانویس
- ↑ «برگزاری مراسم جایزه «علیاکبر دهخدا»». ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۱. دریافتشده در ۲۴ خرداد ۱۴۰۵. تاریخ وارد شده در
|تاریخ=را بررسی کنید (کمک) - ↑ «برگزاری مراسم جایزه «علیاکبر دهخدا»». ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۱. دریافتشده در ۲۴ خرداد ۱۴۰۵. تاریخ وارد شده در
|تاریخ=را بررسی کنید (کمک)