غلامحسین ساعدی

از یاقوت
غلامحسین ساعدی
نویسنده، داستان‌نویس
زمینه فعالیتادبیات داستانی
تاریخ تولد۲۴ دی ۱۳۱۴
محل تولدتبریز
محل درگذشتپاریس
تاریخ درگذشت۲ آذر ۱۳۶۴
پیشهنویسنده
داستان‌نویس
آثارعزادارن بیل
گور و گهواره
مقتل
غریبه در شهر



غلامحسین ساعدی (زادۀ ۲۴ دی ۱۳۱۴ در تبریز – درگذشت: ۲ آذر ۱۳۶۴ پاریس) با نام مستعارِ گوهرِ مراد، شاعر، نویسنده، پزشک و یکی از نمایشنامه‌نویسان سرشناس سینما و تئاتر به‌شمار می‌رفت. او بابت نگارش فیلمنامۀ آثاری چون «گاو» و «دایره مینا» مورد توجه قرار گرفته‌ است.

او در دوران نوجوانی به سازمان جوانان حزب توده پیوست و فعالیت رسانه‌ای خود را نیز در ارگان‌های رسانه‌ای این حزب آغاز کرد. پس از آن نیز با چهره‌هایی چون صمد بهرنگی آشنا شد و کار هنری خود را نیز از همان دوران با نگارش فیلمنامه‌های کوتاه آغاز کرد. در همان دوران هم بارها بابت فعالیت سیاسی و گرایشات فکری چپ، مورد توجه دستگاه امنیتی پهلوی قرار گرفته و بازداشت و زندانی شد. او در ادبیات و اندیشه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ سیاسی از پیروان جلال آل‌احمد به‌شمار می‌رفت و از اوایل تشکیل کانون نویسندگان ایران بدان پیوست و از بنیان‌گذاران کانون نویسندگان ایران به‌شمار می‌آمد.

ساعدی در زمینه‌های مختلف ادبی از جمله داستان‌نویسی، نمایش‌نامه‌نویسی و فیلمنامه‌نویسی فعالیت داشت و تعدادی از آثارش در زمره مهم‌ترین آثار نمایشی و داستانی تاریخ سینمای ایران به شمار می‌رود. از آثار برجسته او می‌توان به مجموعه داستان «عزاداران بیل» و فیلم‌های سینمایی «گاو» و «دایره مینا» اشاره کرد. او در شب‌های شعر گوته در پاییز ۱۳۵۶ به‌عنوان سخنران اصلی حضور داشت.

ساعدی از جمله چهره‌هایی بود که با بالارفتن اعتراضات سیاسی علیه حکومت پهلوی از اواخر دهه ۴۰ شمسی به این اعتراضات پیوست و بارها نیز به‌خاطر اظهارنظر و نوشته‌هایش از سوی ساواک بازجویی و دستگیر شد.

احمد شاملو نیز از شکنجه‌های شدید جسمی و روحی ساعدی از سوی ساواک در دوران زندان خبر داده بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز مانند گروه دیگری از طرفداران توده، انقلاب اسلامی را بابت محور قرار دادن فرامین اسلامی به تندی نکوهش کرده و آن را «رژیم توتالیتر» نامید.

او در سال ۱۳۶۰ از ایران مهاجرت کرده و در فرانسه ساکن شد و چهار سال بعد در ۲ آذر ۱۳۶۴ بر اثر خون‌ریزی داخلی در بیمارستان سن آنتوان پاریس درگذشت و در گورستان پرلاشز به خاک سپرده شد.

زندگی و تحصیلات

غلامحسین ساعدی در ۲۴ دی ۱۳۱۴ در تبریز، در خانواده‌ای کارمند و با وضعیت مالی متوسط رو به پایین به دنیا آمد. پدرش، علی‌اصغر، کارمند دولت و مادرش، طیبه، خانه‌دار بود. او تحصیلات ابتدایی خود را در دبستان بدر تبریز آغاز کرد و در خرداد ۱۳۲۷ گواهی‌نامه ششم ابتدایی را دریافت کرد. سپس وارد دبیرستان منصور (بعدها طالقانی) شد که به گفته برادرش، علی‌اکبر، دبیرستانی معتبر و با امکانات مناسب بود که در زمینی که پیش‌تر قبرستان بود، ساخته شده بود. دبیرستان منصور، یک محیط آموزشی معروف و معتبر بود که به افتخار استاندار وقت آذربایجان منصور نامیده شده بود.

ساعدی از همان دوران نوجوانی به نویسندگی علاقه‌مند شد و اولین داستان‌هایش را در هفته‌نامه دانش‌آموز منتشر کرد. داستان بلند از پا نیفتاده‌ها نیز در مجله کبوتر صلح به چاپ رسید. او در هفده‌سالگی به سازمان جوانان حزب توده پیوست و مسئولیت انتشار روزنامه‌های فریاد و صعود را بر عهده گرفت. این فعالیت‌های سیاسی منجر به دستگیری و حبس کوتاه‌مدت او در تابستان ۱۳۳۲ در زندان شهربانی تبریز شد.

در سال ۱۳۳۳، ساعدی دیپلم رشته طبیعی گرفت و یک سال بعد تحصیل در رشته پزشکی را در دانشگاه تبریز آغاز کرد. غلامحسین در همین دوران و در طی سال‌های ۱۳۳۲ تا ۱۳۴۵ دل در گروی عشق دختری به نام طاهره کوزه‌گرانی گذاشت. البته این عشق بی‌وصال بود و به نتیجه‌ای نرسید. با این همه همین رابطه عاشقانه منجر شد به نامه‌هایی پر از شور و احساس که ساعدی برای معشوقش به رشته تحریر درآورده بود.

دوران دانشجویی

دوران دانشجویی او با فعالیت‌های سیاسی، جنبش‌های دانشجویی و دوستی با چهره‌هایی مانند صمد بهرنگی همراه بود. او در این دوره به نوشتن داستان کوتاه و نمایشنامه نیز ادامه داد.

بعد از آنکه ساعدی دوران طبابت را به پایان رساند، نیاز بود که مانند هر پسر دیگری به خدمت ارتش کشور دربیاید. با توجه به تحصیلات ساعدی، او می‌توانست به عنوان افسر وظیفه خدمت کند اما به دلیل فعالیت‌های سیاسی و نوشته‌هایش به عنوان سرباز صفر مشغول به خدمت شد. او تجربه سربازی را فرصتی برای شناخت بهتر جامعه و مسائل آن می‌دانست. در این دوره، با محافل ادبی و هنری تهران آشنا شد و داستان‌هایش در مجله سخن منتشر شدند. ساعدی سپس تحصیلات خود را در رشته روان‌پزشکی در تهران ادامه داد و با درجه دکترای تخصصی روان‌پزشکی فارغ‌التحصیل شد.

ساعدی دو سال را به ارتش خدمت کرد و بعد از آن دوباره ادامه تحصیل داد تا تخصصش را در رشته روان‌پزشکی دریافت کند. او مدتی در بیمارستان روانی روزبه مشغول به کار شد و سپس مطبی در خیابان دلگشا در تهران دایر کرد. ساعدی در این مطب، اغلب بیماران را بدون دریافت حق ویزیت معاینه می‌کرد و این مکان به پاتوقی برای روشنفکران آن زمان، از جمله جلال آل‌احمد، احمد شاملو، به‌آذین، سیروس طاهباز و دیگران تبدیل شد. تجربه‌های او در روان‌پزشکی به شناخت عمیق‌ترش از پیچیدگی‌های روح و روان انسان کمک کرد و این شناخت در آثار ادبی‌اش بازتاب یافت.

ماجرای نام مستعار گوهر مراد

فعالیت‌های ادبی و نمایشنامه‌نویسی غلامحسین ساعدی در عرصه‌های مختلف ادبی، از جمله داستان کوتاه، رمان، نمایشنامه، فیلمنامه، سفرنامه و شعر ادامه داشت. گوهر مراد نامی مستعار بود که غلامحسین ساعدی از آن در آثار خود استفاده می‌کرد. منتقدان ادبی مانند عبدالعلی دستغیب معتقد هستند که این نام از اثر عرفانی حزین لاهیجی اخذ شده است. اما ساعدی در یکی از گفتگوهایی که داشت اعلام کرد که علت انتخاب این نام مستعار چیز دیگری است. او تعریف می‌کند که در روزی در حال عبور از گورستانی قدیمی بوده. او در این مسیر به سنگ قبری برخورد می‌کند که برای دختری جوان به نام گوهر، دختر مراد بوده است. از همین جا می‌شود که او نام مستعار گوهر مراد را برای آثار خودش انتخاب می‌کند.

فعالیت‌های سیاسی و زندان

ساعدی از نوجوانی به فعالیت‌های سیاسی چپ‌گرایانه روی آورد و در سازمان جوانان حزب توده فعال بود. او در سال ۱۳۳۲ به دلیل همکاری با این حزب زندانی شد. در سال ۱۳۵۳، ساعدی هنگام تهیه تک‌نگاری شهرک‌های نوبنیاد توسط ساواک دستگیر و به زندان قزل‌قلعه و سپس اوین منتقل شد. او یک سال را در زندان گذراند و تجربه‌های تلخ شکنجه‌های جسمی و روحی را تحمل کرد. احمد شاملو درباره این دوره می‌گوید: «آنچه از او زندان شاه را ترک گفت، جنازه‌ای نیم‌جان بود.» ساعدی پس از آزادی، آثاری چون گور و گهواره، عافیتگاه و کلاته نان را نوشت که نشان‌دهنده تأثیر عمیق زندان بر روحیه و آثارش بود. پس از انقلاب ۱۳۵۷، او از حامیان انقلاب بود، اما در سال ۱۳۶۰ مجبور به ترک ایران شد.

ساعدی همچنین از اعضای اولیه کانون نویسندگان ایران بود و در پاییز ۱۳۵۶ سخنران اصلی چهارمین شب از شب‌های شعر گوته بود که به یکی از رویدادهای مهم فرهنگی و سیاسی پیش از انقلاب تبدیل شد.

آثار داستانی غلامحسین ساعدی

نخستین اثر داستانی ساعدی، خانه‌های شهر ری، در سال ۱۳۳۶ در تبریز منتشر شد. مجموعه داستان شب‌نشینی باشکوه (۱۳۳۹) یکی از آثار برجسته او در این دوره است که شامل دوازده داستان کوتاه درباره زندگی یکنواخت و پوچی کارمندی و مسائل اجتماعی است. رمان عزاداران بیل (۱۳۴۳)، مجموعه‌ای از هشت داستان پیوسته درباره فلاکت‌های مردمان روستایی، از شاهکارهای او محسوب می‌شود. این اثر با الهام از نقاب مرگ سرخ اثر ادگار آلن پو، تصویری عمیق و تأثیرگذار از زندگی روستایی ایران ارائه می‌دهد.

دیگر مجموعه‌های داستانی او شامل دندیل (۱۳۴۵)، گور و گهواره (۱۳۴۵)، واهمه‌های بی‌نام‌ونشان (۱۳۴۶)، ترس و لرز (۱۳۴۷) و آشفته‌حالان بیداربخت (۱۳۷۷) هستند که همگی به مسائل اجتماعی، روان‌شناختی و زندگی حاشیه‌نشینان می‌پردازند.

نمایشنامه‌نویسی

ساعدی در نمایشنامه‌نویسی نیز نقش مهمی در تحول تئاتر ایران داشت. او با آثاری چون چوب‌به‌دست‌های ورزیل (۱۳۴۴)، بهترین بابای دنیا (۱۳۴۴)، پنج نمایش‌نامه از انقلاب مشروطیت (۱۳۴۵)، آی باکلاه، آی بی‌کلاه (۱۳۴۶)، پرواربندان (۱۳۴۸) و دیکته و زاویه (۱۳۴۷) به یکی از پیشگامان تئاتر مدرن ایران تبدیل شد. این آثار، که اغلب با نگاهی انتقادی به مسائل اجتماعی و سیاسی نوشته شده‌اند، در کنار کارهای نمایشنامه‌نویسان دیگری چون بهرام بیضایی و اکبر رادی، تئاتر ایران را در دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ متحول کرد.

فیلمنامه‌نویسی

سه فیلم برجسته سینمای ایران بر اساس آثار ساعدی ساخته شده‌اند: گاو (۱۳۴۸، کارگردانی داریوش مهرجویی، اقتباس از داستان چهارم عزاداران بیل)، دایره مینا (اقتباس از داستان آشغالدونی) و آرامش در حضور دیگران (۱۳۵۱، کارگردانی ناصر تقوایی). این آثار به دلیل غنای تصویری، نگاه اجتماعی و ساختار دراماتیک قوی، از فیلم‌های ماندگار سینمای ایران هستند.

سفرنامه‌ها

ساعدی به نقاط مختلف ایران سفر کرد و سفرنامه‌هایی چون ایلخچی، خیاو و اهل هوا نوشت. این آثار، که بر مشاهدات عینی از زندگی مردم مناطق مختلف ایران استوارند، به رشد منطقه‌گرایی در ادبیات معاصر ایران کمک کردند و مسائل حاشیه‌نشینان را به مرکز توجه آوردند.

مهاجرت و درگذشت

پس از انقلاب ۱۳۵۷، ساعدی در دیدار با امام خمینی(ره)، همراه با اعضای کانون نویسندگان، به سانسور و محدودیت‌های فرهنگی اعتراض کرد. او در سال ۱۳۶۰ به پاریس مهاجرت کرد و نمایشنامه اتللو در سرزمین عجایب را در آنجا نوشت. سرانجام غلامحسین ساعدی در ۲ آذر ۱۳۶۴ (۲۳ نوامبر ۱۹۸۵) و در سن ۴۹ سالگی بر اثر خون‌ریزی داخلی در بیمارستان سن آنتوان پاریس درگذشت. او در قطعه ۸۵ گورستان پر-لاشز به خاک سپرده شد. شاهرخ مسکوب در خاطراتش از مراسم خاکسپاری او نوشت: «جمعیت منظم و خاموش به طرف گور می‌رفت و همه غمزده بودند. غم غربت و دهان گشوده مرگ در برابر...»

آثار

آثار غلامحسین ساعدی در یک نگاه
سال عنوان نوع توضیحات
۱۳۳۹ کاربافک‌ها در سنگر نمایشنامه از آثار اولیه
۱۳۴۰ کلاته گل نمایشنامه -
۱۳۴۲ ده لال‌بازی نمایشنامه (پانتومیم) مجموعه ۱۰ نمایشنامه
۱۳۴۴ چوب‌به‌دست‌های ورزیل نمایشنامه از مهم‌ترین آثار نمایشی
۱۳۴۴ بهترین بابای دنیا نمایشنامه -
۱۳۴۵ پنج نمایش‌نامه از انقلاب مشروطیت نمایشنامه مجموعه
۱۳۴۶ آی باکلاه، آی بی‌کلاه نمایشنامه انتشارات نیل
۱۳۴۶ خانه روشنی نمایشنامه مجموعه پنج نمایشنامه
۱۳۴۷ دیکته و زاویه نمایشنامه دو نمایشنامه
۱۳۴۸ پرواربندان نمایشنامه اجتماعی-انتقادی
۱۳۴۹ وای بر مغلوب نمایشنامه -
۱۳۴۹ ما نمی‌شنویم نمایشنامه سه نمایشنامه
۱۳۴۹ جانشین نمایشنامه -
۱۳۵۰ چشم در برابر چشم نمایشنامه -
۱۳۵۲ مار در معبد نمایشنامه -
۱۳۵۲ قوردلار نمایشنامه -
۱۳۵۴ عاقبت قلم‌فرسایی نمایشنامه دو نمایشنامه
۱۳۵۴ هنگامه آرایان نمایشنامه -
۱۳۵۵ ضحاک نمایشنامه -
۱۳۵۷ ماه عسل نمایشنامه -
پیگمالیون نمایشنامه نخستین نمایشنامه (در ۲۱ سالگی)
مجموعه داستان‌ها
۱۳۳۴ خانه‌های شهر ری داستان نخستین اثر منتشرشده
۱۳۳۹ شب‌نشینی باشکوه مجموعه داستان -
۱۳۴۳ عزاداران بیل مجموعه داستان ۸ داستان پیوسته
۱۳۴۵ دندیل مجموعه داستان ۴ داستان
۱۳۴۵ گور و گهواره مجموعه داستان ۳ داستان
۱۳۴۶ واهمه‌های بی‌نام‌ونشان مجموعه داستان ۶ داستان
۱۳۴۷ ترس و لرز مجموعه داستان ۶ داستان پیوسته
۱۳۷۷ آشفته‌حالان بیداربخت مجموعه داستان ۱۰ داستان (پس از مرگ)
رمان‌ها و داستان بلند
۱۳۴۴ مقتل رمان -
۱۳۴۸ توپ داستان بلند یکی از آثار مشهور
۱۳۵۳ تاتار خندان رمان -
۱۳۵۵ غریبه در شهر رمان -
جای پنجه در هوا رمان ناتمام
فیلم‌نامه‌ها
۱۳۴۸ فصل گستاخی فیلم‌نامه نشر نیل
۱۳۴۹ ما نمی‌شنویم فیلم‌نامه نشر پیام
۱۳۵۰ گاو فیلم‌نامه فیلم مشهور داریوش مهرجویی
۱۳۵۱ آرامش در حضور دیگران فیلم‌نامه اقتباس از واهمه‌ها
۱۳۵۷ عافیتگاه فیلم‌نامه نشر اسپرک
۱۳۶۱ مولوس کورپوس فیلم‌نامه -
دایره مینا فیلم‌نامه چاپ‌نشده
رنسانس فیلم‌نامه چاپ‌نشده
تک‌نگاری‌ها و پژوهش‌ها
۱۳۴۲ ایلخچی تک‌نگاری -
۱۳۴۳ خیاو یا مشکین‌شهر تک‌نگاری -
۱۳۴۵ اهل هوا تک‌نگاری مردم‌نگاری جنوب ایران
۱۴۰۳ محال ممکن گردآوری منتشرشده توسط حمید تبریزی
ترجمه‌ها
۱۳۴۲ شناخت خویش ترجمه با محمدنقی براهنی
۱۳۴۲ قلب، بیماری‌های قلبی و فشار خون ترجمه با محمدعلی نقشینه
۱۳۴۳ آمریکا آمریکا ترجمه با محمدنقی براهنی
نامه‌ها
۱۳۹۸ طاهره، طاهره عزیزم نامه‌ها منتشرشده پس از مرگ

ویژگی‌ها

از یک نگاه می‌توان آثار غلامحسین ساعدی را به دو بخش تقسیم کرد:

بخش تمثیلی: در این دسته آثاری مانند آی باکلاه آی بی‌کلاه، زاویه، شب‌نشینی باشکوه و پروار بندان قرار می‌گیرند. او در این آثار سعی کرد تا با استفاده از تمثیل‌سازی و با کمک افسانه‌ها مفاهیمی مانند فقر و نابرابری و جهل را نشان دهد.

بخش رئالیستی: در این دسته آثاری مانند عزاداران بیل، چوب به دست‌های ورزیل، آرامش در حضور دیگران و واهمه‌های بی‌نام‌ونشان قرار می‌گیرند. این آثار ساعدی شخصیت‌هایی ملموس دارند که رخدادهای ناگهانی باعث دگرگون شدن زندگی‌ ساده‌شان می‌شود. در آثار این نویسنده، چنین تغییراتی به ندرت باعث بهبود زندگی شخصیت‌ها می‌شود. دهه چهل تا پنجاه خورشیدی زمانی بود که اجرای نمایش‌نامه‌های غلامحسین ساعدی به اوج خودش رسیده بود.

موضوعاتی که ساعدی دست روی آن‌ها می‌گذاشت، مفاهیمی مانند اضطراب‌ها و ترس‌های اجتماعی مردم ایران بود. همین موضوع باعث می‌شد که استقبال از نمایش‌هایی که بر اساس داستان‌های او ساخته می‌شوند مدام بیشتر و بیشتر شود. او در آثار خود تلاش می‌گرد تا صحنه‌های پیچیده را به ساده‌ترین شکل ممکن نشان دهد. همین سادگی زمینه‌ساز بازتاب واقعی جامعه و درک‌ راحت‌تر آن می‌شد.

یکی از ویژگی‌های خاص غلامحسین ساعدی این بود که هرگز خودش را محدود به قالب خاصی نمی‌کرد. نوآوری‌های او در آثارش بیان‌کننده ذهن و روح سرکش و خلاق او بوده است. یکی از کارهای جالبی که او انجام داده بود، نمایش‌های سنتی لال‌بازی با استفاده از روش‌های مدرن بود که بسیار مورد توجه قرار گرفت.

ساعدی پیشروی ادبیات روستایی و اقلیمی معاصر

یکی از ویژگی‌های اصلی آثار ساعدی استفاده از عناصر طبیعت است. به دفعات در آثار این هنرمند می‌بینیم که از عناصر غنی اقلیمی الهام گرفته است و با استفاده از آن‌ها تصاویری بی‌نظیر خلق کرده. تخیل بسیار قوی ساعدی به کمک ذهنی که به‌سادگی در اقیانوس خیالش پرواز می‌کرد باعث شده بود، بسیاری از افراد از همان زمان تا کنون میخکوب نوشته‌های او شوند. تجربه‌های زندگی ساعدی، از عشق بدون وصالش تا فعالیت‌های سیاسی و زندان و تحصیل در رشته پزشکی و از همه مهم‌تر کار کردن با بیماران اعصاب و روان سبب شده بود تا کتاب‌های او فضایی اسرارآمیز و در عین حال شگفت‌انگیز داشته باشند. استفاده از لغت‌های عامیانه و قدیمی نیز از ویژگی‌های دیگر نوشته‌های ساعدی است که فهم آثار او را ساده‌تر و آسان‌تر می‌کند.

البته همواره نقد‌هایی به آثار ساعدی نیز وارد بوده است. بسیاری از منتقدان از شخصیت‌های زن منفعل در داستان‌هایش یا نگاه منفی او نسبت به زندگی شهری و تحسین صرف زندگی روستایی صحبت کرده‌اند. با این وجود اما آثار این نویسنده همچنان ارزشمند بوده و بخش قابل توجهی از ادبیات معاصر ایران را به خود اختصاص داده است.

تاثیر غلامحسین ساعدی بر سینما

فیلم گاو ساخته داریوش مهرجویی برگرفته از یکی از داستان‌های غلامحسین ساعدی بوده است. گاو را می‌توان یکی از مهم‌ترین نقاط عطف تاریخ سینمای ایران دانست که نشان داد سینما می‌تواند چیزی فراتر از سرگرمی صرف باشد. این فیلم از مجموعه داستانی عزاداران بیل ساعدی اخذ شده است و می‌توان آن را ترکیبی از ادبیات و سینما دانست که مفاهیمی بسیار عمیق را به نمایش می‌گذارد. به طور کلی ساعدی نه‌تنها حق زیادی بر گردن ادبیات ایران دارد، بلکه تاثیر او بر سینما نیز انکارناپذیر است. علاوه بر گاو، داریوش مهرجویی فیلمی به نام دایره مینا را هم بر اساس داستان آشغالدونی ساعدی ساخته که این اثر نیز در جای خود ارزش زیادی در سینمای ایران دارد. فیلم آرامش در حضور دیگران نیز به کارگردانی ناصر تقوایی از داستانی به همین نام نوشته ساعدی ساخته شده است.

ویژگی‌ها و دیدگاه‌ها

زبان و هویت ساعدی، که خود از ترک‌های آذربایجانی بود، به زبان مادری‌اش علاقه‌مند بود، اما زبان فارسی را «ستون فقرات یک ملت عظیم» می‌دانست و بر اهمیت حفظ آن تأکید داشت. این دیدگاه او نشان‌دهنده تعهدش به وحدت ملی و نقش زبان فارسی در همبستگی ایرانیان بود.

نقد اجتماعی

آثار ساعدی سرشار از نقد به نابرابری‌های اجتماعی، فقر، و ستم طبقاتی است. او با تمرکز بر زندگی روستاییان، حاشیه‌نشینان و طبقات فرودست، تصویری واقعی و گاه تلخ از جامعه ایران ارائه داد. نمایشنامه‌ها و داستان‌های او اغلب به پوچی زندگی مدرن، یکنواختی کارمندی، و فشارهای سیاسی و اجتماعی می‌پردازند.

حواشی

در دسامبر ۲۰۲۴، هتک حرمت به مزار ساعدی در گورستان پر-لاشز (ادرار کردن فردی روی سنگ قبر او) واکنش‌های گسترده‌ای در میان فعالان فرهنگی و سیاسی ایرانی برانگیخت. این اقدام به شدت محکوم شد.

یادبود و مستندها درباره ساعدی

هر سال، دوستداران ساعدی در سالگرد درگذشت او در گورستان پر-لاشز گرد هم می‌آیند و یادش را گرامی می‌دارند. مستندی در سال ۱۹۸۵ توسط سیروس وقوعی، فیلم‌ساز ایرانی در سوئد، درباره زندگی و آثار او ساخته شد. ساعدی با آثارش، که ترکیبی از هنر، تعهد اجتماعی و نگاه عمیق به انسان است، همچنان یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های ادبیات و تئاتر ایران محسوب می‌شود.