علیرضا حاجیان نژاد
![]() | |
| اطلاعات شخصی | |
|---|---|
| نام اصلی | رخشنده بنیاعتماد |
| تاریخ تولد | ۱۴ فروردین ۱۳۳۳ (۷۲ سال) |
| ملیت | ایرانی |
| زبان مادری | فارسی |
| محل تولد | تهران، ایران |
| محل اقامت | تهران |
| تحصیلات | کارشناسی کارگردانی سینما |
| دانشگاه | دانشکده هنرهای دراماتیک تهران (دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه هنر) |
| همسر | جهانگیر کوثری |
| فرزندان | تندیس کوثری، باران کوثری |
| اطلاعات هنری | |
| زمینه فعالیت | سینما، تلویزیون، مستند |
| پیشه | کارگردان، فیلمنامهنویس، تهیهکننده، مستندساز |
| سالهای هنری | دهه ۱۳۵۰ تاکنون |
| سبک | سینمای اجتماعی |
| آثار برجسته | نرگس، زیر پوست شهر، قصهها |
| آثار | خارج از محدوده، روسری آبی، بانوی اردیبهشت، گیلانه، خونبازی |
| موضوع آثار | مسائل اجتماعی، اقتصادی، انسانی |
| جوایز | جایزه بهترین کارگردانی جشنواره فیلم فجر (نرگس)، جایزه بهترین فیلمنامه جشنواره ونیز (قصهها) |
| سایر | |
| سایر فعالیتها | عضویت در آکادمی اسکار، داوری جشنواره ونیز |
| دیگر | دکترای افتخاری دانشگاه لندن (۱۳۸۷) |
رخشان بنیاعتماد (رخشنده بنی اعتماد؛ زاده ۱۴ فروردین ۱۳۳۳، تهران) کارگردان، فیلمنامهنویس، تهیهکننده و مستندساز ایرانی است و از چهرههای شاخص سینمای اجتماعی ایران بهشمار میآید. آثار او با تمرکز بر مسائل اجتماعی، اقتصادی و انسانی، از دهه ۱۳۶۰ تاکنون هم در داخل ایران و هم در جشنوارههای بینالمللی مورد توجه منتقدان، مخاطبان و محافل دانشگاهی قرار گرفتهاند. بنیاعتماد از معدود فیلمسازان زن ایرانی است که بهطور مستمر در سینمای حرفهای ایران فعالیت داشته و کارنامهای پیوسته در سینمای داستانی و مستند دارد.
بنیاعتماد دانشآموخته رشته کارگردانی سینما از دانشکده هنرهای دراماتیک تهران (دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه هنر) است و فعالیت حرفهای خود را از اوایل دهه ۱۳۵۰ با حضور در تلویزیون ملی ایران آغاز کرد. او پس از ساخت نخستین فیلم بلند داستانی خود، خارج از محدوده (۱۳۶۶)، با فیلم نرگس (۱۳۷۰) جایگاه خود را بهعنوان فیلمسازی با دغدغههای اجتماعی تثبیت کرد؛ فیلمی که برای او جایزه بهترین کارگردانی جشنواره فیلم فجر را به همراه داشت. در ادامه، آثاری چون روسری آبی، بانوی اردیبهشت، زیر پوست شهر، گیلانه، خونبازی و قصهها از مهمترین فیلمهای او بهشمار میآیند.
فیلم قصهها در سال ۲۰۱۴ جایزه بهترین فیلمنامه جشنواره فیلم ونیز را برای بنیاعتماد به ارمغان آورد. او همچنین به دلیل آثار مختلف خود جوایز و افتخارات متعددی از جشنوارههای بینالمللی، از جمله لوکارنو، مسکو، سالونیکا، دهلی، کارلوویواری و آکادمی آسیا-پاسیفیک دریافت کرده است و در سال ۱۳۸۷ دکترای افتخاری دانشگاه لندن به او اعطا شد. بنی اعتماد به عنوان یکی از مهمترین فیلمسازان زن ایران معرفی میشود.
رخشان بنیاعتماد همزمان با فعالیت در سینمای داستانی، در حوزه مستندسازی نیز حضوری مستمر داشته و آثار مستند او بخش مهمی از کارنامهاش را تشکیل میدهند. او در سال ۲۰۱۷ به دعوت آکادمی علوم و هنرهای سینمایی (اسکار) در شاخه نویسندگی به عضویت این آکادمی درآمد و در همان سال بهعنوان داور بخش افقها (Orizzonti) جشنواره فیلم ونیز فعالیت داشت.
او همسر جهانگیر کوثری و مادر تندیس کوثری و باران کوثری است.
رخشان بنیاعتماد در ۱۴ فروردین ۱۳۳۳ در تهران متولد شد. او تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته کارگردانی سینما در دانشکده هنرهای دراماتیک تهران (دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه هنر) گذراند و در سال ۱۳۵۹ از این دانشگاه فارغالتحصیل شد.
بنیاعتماد فعالیت حرفهای خود را از اوایل دهه ۱۳۵۰ آغاز کرد. او از سال ۱۳۵۱، همزمان با تحصیل، با گذراندن دوره منشیگری در مدرسه تلویزیون و سینما وارد رسانه ملی ایران شد و در بخشهای مختلف تولید تلویزیونی، از جمله منشی صحنه، برنامهریزی و دستیاری کارگردان فعالیت داشت. در همین دوره، همزمان با ادامه تحصیل دانشگاهی، در پروژههای مختلف سینمایی تجربهاندوزی کرد.
در سالهای آغازین فعالیت حرفهای، بنیاعتماد چندین فیلم مستند کوتاه تلویزیونی ساخت که نقش مهمی در شکلگیری نگاه اجتماعی و مستندگرایانه او داشتند. از سال ۱۳۶۰، فعالیت او در حوزه فیلمسازی مستند در تلویزیون بهصورت جدی ادامه یافت. در سال ۱۳۶۴، او بهعنوان دستیار کارگردان و برنامهریز در فیلم تنوره دیو به کارگردانی کیانوش عیاری همکاری داشت؛ فیلمی که نخستین فیلم بلند سینمایی این کارگردان بهشمار میآمد.
نخستین فیلم بلند داستانی رخشان بنیاعتماد با عنوان خارج از محدوده در سال ۱۳۶۶ ساخته شد. او پس از آن، در کنار فعالیت در سینمای داستانی، به ساخت فیلم مستند نیز ادامه داد. از جمله آثار سینمایی او میتوان به زرد قناری، پول خارجی، روسری آبی، بانوی اردیبهشت، زیر پوست شهر، گیلانه، خونبازی و قصهها اشاره کرد که جوایز داخلی و بینالمللی متعددی را برای او به همراه داشتهاند.
بنیاعتماد در کنار سینمای داستانی، به ساخت مستند نیز بهطور مستمر ادامه داده است. از جمله مستندهای او میتوان به این فیلمها رو به کی نشون میدین؟، روزگار ما، حیاط خلوت خانهٔ خورشید، ما نیمی از جمعیت ایرانیم، فردا میبینمت الینا، اتاق ۲۰۲ (بخشی از فیلم کهریزک، چهار نگاه)، یک ساعت از یک عمر، همهٔ درختان من و آی آدمها اشاره کرد.
رخشان بنیاعتماد از نخستین اعضای انجمن مستندسازان سینمای ایران است که این انجمن در سال ۱۳۷۶ تأسیس شد. او در سال ۱۳۸۷ نشان دکترای افتخاری از دانشگاه لندن دریافت کرد و در سال ۱۳۹۶، به دعوت آکادمی علوم و هنرهای سینمایی (اسکار)، در شاخه نویسندگی به عضویت این آکادمی درآمد. او همچنین در همان سال بهعنوان داور بخش افقها (Orizzonti) جشنواره فیلم ونیز فعالیت داشت.
دربارهٔ آثار و کارنامه حرفهای رخشان بنیاعتماد، کتابها و پژوهشهای متعددی منتشر شده است؛ از جمله زیر پوست شهر نوشته شهلا لاهیجی، بانوی اردیبهشت نوشته زاوان قوکاسیان، Banietemad: Une Passionaria Iranienne نوشته آلن برونه، زیر پوست قصهها نوشته سعید عقیقی و چشماندازی نو نوشته مریم قربانکریمی.
بنیاعتماد در منابع سینمایی و پژوهشی بهعنوان یکی از مهمترین فیلمسازان زن ایران معرفی شده است و آثار او در دانشگاهها و نشریات علمی از منظرهایی چون سینمای اجتماعی، واقعگرایی، فقر، مناسبات قدرت و بازنمایی مسائل زنان بررسی شدهاند.
رخشان بنیاعتماد با جهانگیر کوثری، تهیهکننده و مجری تلویزیونی، ازدواج کرده و دو فرزند به نامهای تندیس و باران کوثری (بازیگر سینما و تلویزیون) دارد.
رخشان بنیاعتماد فعالیت حرفهای خود را از اوایل دهه ۱۳۵۰ با حضور در تلویزیون ملی ایران آغاز کرد. او از سال ۱۳۵۱ با گذراندن دوره منشیگری در مدرسه تلویزیون و سینما، در بخشهای مختلف تولید تلویزیونی از جمله منشی صحنه، برنامهریزی و دستیاری کارگردان مشغول به کار شد. در فاصله سالهای ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۹، همزمان با تحصیل در دانشگاه، در تولید چندین فیلم مستند کوتاه تلویزیونی مشارکت داشت و تجربههای اولیهٔ فیلمسازی خود را در این دوره کسب کرد.
فعالیت سینمایی بنیاعتماد از سال ۱۳۶۰ با حضور بهعنوان منشی صحنه در فیلمهای «آفتابنشینها» و «گلهای داوودی» ادامه یافت. در سال ۱۳۶۴، او بهعنوان دستیار کارگردان و برنامهریز در فیلم «تنوره دیو» به کارگردانی کیانوش عیاری همکاری کرد؛ فیلمی که نخستین فیلم بلند سینمایی این کارگردان بهشمار میآمد. این همکاری از جمله تجربههای مؤثر بنیاعتماد در مسیر حرفهای او محسوب میشود.
نخستین فیلم بلند داستانی رخشان بنیاعتماد با عنوان «خارج از محدوده» در سال ۱۳۶۶ ساخته و در سال ۱۳۶۷ به نمایش درآمد. این فیلم موفق به دریافت جایزه جشنواره فیلمهای کمدی ایتالیا شد. پس از آن، بنیاعتماد در سالهای ۱۳۶۷ و ۱۳۶۸ بهترتیب فیلمهای «زرد قناری» و «پول خارجی» را کارگردانی کرد. او فیلمنامه «زرد قناری» را بازنویسی کرد و کارگردانی آن را نیز خود بر عهده داشت.
در سال ۱۳۷۰، بنیاعتماد با ساخت فیلم «نرگس»، که فیلمنامه آن را با همکاری فریدون جیرانی نوشت، بهعنوان بهترین کارگردان دهمین جشنواره فیلم فجر برگزیده شد و سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی را دریافت کرد. این فیلم بهعنوان یکی از آثار شاخص او شناخته میشود و نقش مهمی در تثبیت جایگاه بنیاعتماد در سینمای اجتماعی ایران داشت.
در دهههای ۱۳۷۰ و ۱۳۸۰، بنیاعتماد فیلمهایی چون «روسری آبی»، «بانوی اردیبهشت»، «زیر پوست شهر»، «گیلانه» و «خونبازی» را ساخت که با استقبال منتقدان و مخاطبان روبهرو شدند و جوایز داخلی و بینالمللی متعددی را برای او به ارمغان آوردند. فیلم «روسری آبی» موفق به دریافت جایزه فیپرشی سیوششمین جشنواره بینالمللی فیلم تسالونیکی (۱۹۹۵)، نامزد پلنگ طلایی، برنده پلنگ برنزی جشنواره فیلم لوکارنو شد. «بانوی اردیبهشت» جایزه ویژه و جایزه فیپرشی جشنواره بینالمللی فیلم مونترآل (۱۹۹۸) را دریافت کرد. فیلم «زیر پوست شهر» نیز در سال ۲۰۰۱ جایزه بهترین فیلم خارجیزبان و جایزه تماشاگران جشنواره فیلم تورین را به دست آورد.
بنیاعتماد همزمان با فعالیت در سینمای داستانی، به ساخت فیلم مستند ادامه داد. از جمله مستندهای تلویزیونی او در سالهای پیش و پس از انقلاب میتوان به «فرهنگ مصرفی»، «تدابیر اقتصادی» و «تمرکز» (۱۳۵۸ تا ۱۳۶۵) اشاره کرد. در سالهای ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۲، مستند «این فیلمها رو به کی نشون میدین؟» را ساخت که به وضعیت زندگی حدود ۴۰۰ خانوار ساکن گودهای تهران میپرداخت. این مستند و پیگیری دوساله گروه سازنده، با همراهی شهرداری تهران، در نهایت به جابهجایی این خانوارها به منطقهای دیگر انجامید.
از دیگر مستندهای بنیاعتماد میتوان به «آخرین دیدار با ایران دفتری» (۱۳۷۴) اشاره کرد که در آن همراه با ایران دفتری به مرور مکانها و خاطرات یک عمر فعالیت هنری وی پرداخت. او همچنین در سال ۱۳۸۰، در فضای پرتنش انتخابات ریاستجمهوری، مستند «روزگار ما» را ساخت که خود از آن بهعنوان سندی از وضعیت اجتماعی و سیاسی آن مقطع یاد کرده است. این مستند موفق به دریافت جایزه نتپک و جایزه ویژه جشنواره فیلم لوکارنو در سال ۲۰۰۲ شد.
پس از فیلم «خونبازی»، بنیاعتماد دو مستند اجتماعی دیگر با محوریت مسائل زنان ساخت: «حیاط خلوت خانه خورشید» دربارهٔ نخستین مرکز کاهش آسیبهای اعتیاد زنان و «ما نیمی از جمعیت ایران هستیم» دربارهٔ وضعیت تشکلهای زنان در آستانه انتخابات ریاستجمهوری.
فیلم «قصهها» (۱۳۹۲)، از آثار متأخر بنیاعتماد، شامل هفت روایت بههمپیوسته از شخصیتهای فیلمهای پیشین اوست. این فیلم با وجود حاشیههایی پیش از اکران، سرانجام به نمایش عمومی درآمد و جایزه بهترین فیلمنامه هفتاد و یکمین جشنواره فیلم ونیز را برای بنیاعتماد به همراه داشت. او همچنین برای این فیلم برنده جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره آسیاپاسفیک شد و پس از دریافت این جایزه اعلام کرد که آن را برای کمک به ساخت سرپناهی برای زنان بیسرپناه تهرانی با عنوان «خانه مهر» به حراج میگذارد.
در کارنامه سینمایی رخشان بنیاعتماد، تمرکز بر زندگی طبقات فرودست، زنان، مناسبات قدرت، فقر، اعتیاد و بحرانهای اجتماعی حضوری مستمر دارد و آثار او از منظر روایت و شخصیتپردازی، در محافل سینمایی و پژوهشی مورد توجه قرار گرفتهاند.
رخشان بنیاعتماد در میانه دهه ۱۳۶۰ همکاری خود با تلویزیون را قطع کرد. او که فعالیت حرفهای خود را از تلویزیون آغاز کرده بود، در سال ۱۳۶۶ از ادامه حضور در این نهاد کناره گرفت. او دلیل این تصمیم را محدودیتهای مدیریتی و تغییر شرایط حرفهای عنوان کرد و گفت بدون استعفای رسمی، یادداشت خداحافظی کوتاهی برای همکاران نوشته و محل کار را ترک کرده است.
در ۱۸ آبان ۱۳۹۷ و بعد از دور دوم تحریمهای آمریکا علیه ایران، رخشان بنیاعتماد و شماری از هنرمندان، کنشگران، فعالان فرهنگی و روزنامهنگاران ایرانی با امضای نامهای سرگشاده و راهاندازی کارزاری علیه تحریمهای یکجانبه آمریکا، از «مردم جهان» خواستند در برابر تحریمها با آنها همصدا شوند. در سطح بینالمللی نیز رسانههایی مانند گاردین مواضعی از او دربارهٔ اثر تحریمها را در مقاطع حضورش در رویدادهای جهانی بازتاب دادهاند. امضاکنندگان این نامه سرگشاده که کارزاری با همین نام، «همصدایی در برابر تحریمها»، را نیز راهبری میکنند در جایی از نامه خود که به دو زبان انگلیسی و فارسی منتشر شده میگویند: «سیاستگزاران دیر یا زود میروند، اما فجایع حاصل از عملکرد غلط آنها جهانی را میسازد که ما و شما و فرزندانمان در طول تاریخِ پیشِ رو، دست به گریبانِ کابوسِ آن خواهیم بود.» اصغر فرهادی، سینماگر و فلیسماز ایرانی برنده جایزه اسکار، رخشان بنیاعتماد، خسرو سینایی، بهمن فرمانآرا و کیانوش عیاری از جمله فیلمسازانی هستند که این نامه را امضا کردهاند.
در ۲۳ دی ۱۳۹۸ گزارشهایی دربارهٔ بازداشت موقت رخشان بنیاعتماد منتشر شد. بر اساس این گزارشها، او پس از چند ساعت آزاد شد. این رویداد پس از آن رخ داد که بنیاعتماد در ۲۱ دی ۱۳۹۸ از مردم دعوت کرده بود به یاد قربانیان سقوط هواپیمای مسافربری اوکراینی، مراسمی را در غروب ۲۲ دی در میدانهای آزادی شهرهای مختلف ایران برگزار کنند. پس از انتشار این دعوت، بنیاعتماد در صفحات شخصی خود در شبکههای اجتماعی اعلام کرد که با توجه به «هشدار جدی نهادهای امنیتی»، دعوت پیشین خود را لغو کرده است.
در آبان ۱۴۰۱ و همزمان با بلوای سراسری در ایران، رخشان بنیاعتماد با انتشار ویدئویی در فضای مجازی که در آن بدون رعایت حجاب ظاهر شده بود، به مرگ کیان پیرفلک، واکنش نشان داد. این ویدئو در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی بازتاب یافت.
خبرگزاری میزان (وابسته به قوه قضاییه) در ۷ شهریور ۱۴۰۳ گزارش داد دادستان تهران علیه «یک کارگردان زن و یک بازیگر سینما» بهدلیل «کشف حجاب در مکان عمومی» اعلام جرم کرده و پروندهای در دادسرای تهران تشکیل شده است؛ در همان خبر آمده که «کارگردان زن و دخترش» در نشست نقد و بررسی یک فیلم بدون رعایت حجاب حاضر بودهاند. برخی رسانهها، خصوصاً رسانههایی مانند رادیو فردا و ایران اینترنشنال، این پرونده را به رخشان بنی اعتماد و باران کوثری نسبت دادند.
| سال | عنوان | سمت | ||
|---|---|---|---|---|
| کارگردان | نویسنده | تهیهکننده | ||
| ۱۳۶۶ | خارج از محدوده | — | — | |
| ۱۳۶۷ | زرد قناری | — | — | |
| ۱۳۶۸ | پول خارجی | — | — | |
| ۱۳۷۰ | نرگس | |||
| ۱۳۷۳ | روسریآبی | — | ||
| ۱۳۷۶ | بانوی اردیبهشت | — | ||
| ۱۳۷۷ | داستانهای جزیره (اپیزود سوم، باران و بومی) | — | ||
| ۱۳۷۹ | زیر پوست شهر | |||
| ۱۳۸۲ | روایت سهگانه (اپیزود سوم، ننه گیلانه) | — | ||
| ۱۳۸۳ | گیلانه | — | ||
| ۱۳۸۵ | خونبازی | |||
| ۱۳۸۷ | حیران | — | — | |
| ۱۳۹۲ | قصهها | |||
| سال | جایزه | دسته | برای فیلم | نتیجه | توضیحات | منابع |
|---|---|---|---|---|---|---|
| ۱۳۷۰ | دهمین دورهٔ جشنوارهٔ فیلم فجر | بهترین فیلمنامه | نرگس | نامزدشده | ||
| بهترین کارگردانی | برنده | |||||
| ۱۳۷۳ | سیزدهمین دورهٔ جشنوارهٔ فیلم فجر | بهترین فیلمنامه | روسریآبی | برنده | ||
| بهترین کارگردانی | روسریآبی | نامزدشده | ||||
| ۱۳۷۳ | کانون کارگردانهای سینمای ایران | بهترین کارگردانی | روسریآبی | برنده | ||
| ۱۳۷۴/
۱۹۹۵م |
چهل و هشتمین جشنوارهٔ فیلم لوکارنو | پلنگ برنزی | روسریآبی | برنده | ||
| ۱۳۷۴/
۱۹۹۵م |
سی و ششمین دورهٔ جشنوارهٔ بینالمللی فیلم تسالونیکی | جایزهٔ فیپرشی | روسریآبی | برنده | ||
| ۱۳۷۶ | شانزدهمین دورهٔ جشنوارهٔ فیلم فجر | بانوی اردیبهشت | ||||
| ۱۳۷۷/
۱۹۹۸م |
بیست و دومین جشنوارهٔ بینالمللی فیلم مونترآل | جایزهٔ فیپرشی | بانوی اردیبهشت | برنده | ||
| ۱۳۷۷ | دومین جشن سینمای ایران | بهترین کارگردانی | بانوی اردیبهشت | نامزدشده | ||
| بهترین عنوانبندی | نامزدشده | |||||
| ۱۳۷۹ | چهارمین جشن سینمای ایران | بهترین فیلم به انتخاب انجمن منتقدان و نویسندگان | زیر پوست شهر | نامزدشده | ||
| بهترین فیلمنامه | نامزدشده | |||||
| بهترین فیلم | نامزدشده | |||||
| بهترین کارگردانی | برنده | |||||
| ۱۳۸۰/
۲۰۰۱م |
بیست و سومین جشنوارهٔ بینالمللی فیلم مسکو | جایزهٔ ویژهٔ سنت جورج طلایی | زیر پوست شهر | برنده | ||
| ۱۳۸۰/
۲۰۰۱م |
سی و ششمین جشنوارهٔ بینالمللی فیلم کارلووی واری | جایزهٔ نتپک | زیر پوست شهر | برنده | ||
| ۱۳۸۱/
۲۰۰۲م |
پنجاه و پنجمین دورهٔ جشنوارهٔ فیلم لوکارنو | جایزهٔ نتپک | روزگار ما | برنده | ||
| ۱۳۸۲ | بیست و دومین دورهٔ جشنوارهٔ فیلم فجر | جایزه هیئت داوران (بهترین کارگردانی) | روایت سهگانه (اپیزود سوم، ننه گیلانه) | برنده | ||
| ۱۳۸۴ | دهمین دورهٔ جشنوارهٔ دفاع مقدس | جایزه هیئت داوران (بهترین کارگردانی) | گیلانه | برنده | مشترک با محسن عبدالوهاب | |
| ۱۳۸۴/
۲۰۰۶م |
جشنواره بینالمللی فیلمهای آسیایی وزول | جایزهٔ نتپک | گیلانه | برنده | مشترک با محسن عبدالوهاب | |
| ۱۳۸۶/
۲۰۰۷م |
اولین دورهٔ جوایز اسکرین آسیا پاسیفیک | دستاورد کارگردانی | خونبازی | برنده | مشترک با محسن عبدالوهاب | |
| ۱۳۸۵ | بیست و پنجمین دورهٔ جشنوارهٔ فیلم فجر | بهترین فیلمنامه | خونبازی | برنده | مشترک با
فرید مصطفوی، محسن عبدالوهاب، و نغمه ثمینی |
|
| ۱۳۸۷/
۲۰۰۸م |
سیامین جشنوارهٔ بینالمللی فیلم زنان کرتی | جایزهٔ بزرگ هیئت داوران | خونبازی | برنده | ||
| ۱۳۸۶ | یازدهمین جشن سینمای ایران | بهترین فیلمنامه | خونبازی | نامزدشده | ||
| بهترین کارگردانی | برنده | مشترک با محسن عبدالوهاب | ||||
| ۱۳۹۲ | سی و دومین جشنوارهٔ فیلم فجر | بهترین فیلم | قصهها | نامزدشده | ||
| ۱۳۹۳/
۲۰۱۴م |
هفتاد و یکمین جشنوارهٔ فیلم ونیز | بهترین فیلمنامه | قصهها | برنده | مشترک با
فرید مصطفوی |
|
| ۱۳۹۴ | هفدهمین جشن سینمای ایران | بهترین فیلم | قصهها | نامزدشده | ||
| بهترین کارگردانی | نامزدشده | |||||
| بهترین فیلمنامه | نامزدشده | |||||
| ۱۳۹۳/
۲۰۱۴م |
هشتمین دورهٔ جوایز اسکرین آسیا پاسیفیک | دستاورد کارگردانی | قصهها | نامزدشده | ||
| جایزهٔ بزرگ هیئت داوران | برنده |
1405/06/21
به روز رسانی : 1405/06/06