«ردپایی بر برف» «نیمی از خورشید» «نه ترنجی، نه اناری»
سعید بیابانکی (زادهٔ ۴ مهر ۱۳۴۷ در خمینیشهر) شاعر، منتقد ادبی و طنزپرداز اهل ایران است. او ازجمله شاعرانِ غزلسراست که در زمینه سرودن شعر آیینی با موضوعات عاشورا و امام حسین(ع)، دفاع مقدس و... و نیز شعر طنز با مضامین اجتماعی نیز مهارت دارد و شعرهای بسیاری در این موضوعات سروده است.
بیابانکی نزدیک به سه دهه در حوزه شعر و ادبیات فعالیت جدی دارد و در این مدت آثار مختلفی را روانه بازار نشر کرده است که با اقبال مخاطبان و اهالی شعر و ادبیات مواجه شده است؛ «سنگچین»، «یلدا»، «هی شعر تر انگیزد» (مجموعه شعر طنز)، «سکته ملیح»، «چقدر پنجره» (گزیده غزل)، «جامه دران» بخشی از این آثار است.
او در سال ۱۳۹۹ از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نشان درجه یک هنری دریافت کرد.
وی فارغالتحصیل رشته مهندسی كامپیوتر از دانشگاه اصفهان است. بیابانکی فعالیت شاعری خود را از سال ۱۳۶۲ آغاز کرد و بهتدریج با پیوستن به انجمن ادبی سروش و انجمن ادبی صائب اصفهان، در مسیر شاعری قرار گرفت و پیشرفت کرد.
بیابانکی برگزیده دوره دوم جشنواره شعر فجر بوده و هشت سال هم در شورای شعر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی عضویت داشته است.[۱]
او در سال ۱۳۹۹ از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نشان درجه یک هنری دریافت کرد.[۲] بیابانکی برگزیده سومین جشنواره شعر فجر هم شده است.[۳]
نخستین مجموعه شعر او در سال ۱۳۶۹ توسط حوزه هنری منتشر شد. او در سال ۱۳۷۲ در رشته کامپیوتر از دانشگاه اصفهان فارغ التحصیل گردید. آثار چاپ شده این شاعر شامل «ردپایی بر برف»، «نیمی از خورشید»، «نه ترنجی، نه اناری»، «نامههای کوفی»، «سنگچین»، «یلدا»، «هی شعر تر انگیزد» (مجموعه شعر طنز)، «سکته ملیح»، «چقدر پنجره» (گزیده غزل)، «جامه دران» و «لبخندهای مستند» (نثرهای کوتاه طنز) است.[۴]
او در قالبهای سنتی و سپید شعرهای زیادی سروده، اما در غزل و چارپاره آثار برجستهتری ارائه داده و در زمینههای مختلفی همچون شعرهای عاشقانه، آیینی، اجتماعی و طنز، آثار شناختهشدهای دارد.[۵]
تجلیل از سعید بیابانکی در نخستین رویداد ملی نخبگانچهارمین دوره جشنواره شعر فجر
تجلیل از سعید بیابانکی در رویداد ملی نخبگان ادبی
در نخستین رویداد ملی نخبگان ادبی (جایزه استاد جلالالدین همایی) که همزمان با روز خبرنگار توسط بنیاد ملی نخبگان در سال ۱۴۰۳ برگزار شد. در این آیین از علی موسوی گرمارودی، سعید بیابانکی، زکریا اخلاقی، محمدرضا ترکی و علیرضا قزوه بهعنوان نخبگان شعر تجلیل شد.[۶]
نمونه ای از اشعار
بگذار که این باغ درش گم شده باشد
گلهای ترش برگ و برش گم شده باشد
جز چشم به راهی به چه دل خوش کند این باغ
گر قاصدک نامه برش گم شده باشد
باغ شب من کاش درش بسته بماند
ای کاش کلید سحرش گم شده باشد
بی اختر و ماه است دلم مثل کسی که
صندوقچه سیم و زرش گم شده باشد
شب تیره و تار است و بلا دیده و خاموش
انگار که قرص قمرش گم شده باشد
چاهی است همه ناله و دشتی است همه گرگ
خواب پدری که پسرش گم شده باشد
آن روز تو را یافتم افتاده و تنها
در هیبت نخلی که سرش گم شده باشد
پیچیده شمیمت همه جا ای تن بی سر
چون شیشه عطری که درش گم شده باشد
گفتاورد
سعید بیابانکی درخصوص ویژگی های شعر آیینی نیز گفت:
شعر آیئنی باید ما را با معارف اهل بیت آشنا کند. اگر شعری ظواهر کسی را توصیف کرد، شامل شعر آیینی نمی شود. چرا که فضیلتی برای معصومین نیست و متاسفانه شعر آیینی امروز به سمت توصیف های تغزلی رفته است. شعر آیینی باید به سمت معرفت رود. صرف توصیف ظاهری که مخصوص معشوق در غزل فارسی است، در این شعر جایی ندارد.
شعر آیینی قالب خاصی ندارد و حتی میتواند در قالب شعر محاوره بگنجد. اما چون ما در فضایی معنوی مواجه هستیم، هرچقدر ظرف و مضمون به هم نزدیکتر باشد، پذیرش آن از سوی مخاطب راحت تر است. به نظر من هرچقدر شعر در این حوزه، کلاسیک تر باشد، مقبول تر است، اما توصیف شعر آیینی با زبان مردم کوچه بازار به نظر من کمی بی سلیقگی است.
گذاشتن ملودی درست روی شعر آیینی هیچ ایرادی ندارد. برخی از ملودیهای وابسته به موسیقی اصیل ایرانی خوب است. اما ترانه ای که برای یک موسیقی شاد نگاشته میشود با شعر آیینی بسیار متفاوت است. گذاشتن شعر آیینی بر روی یک ملودی مثلا پاپ ناموزون و حتی زشت است و باید با آن مقابله شود.[۷]