علیرضا پناهیوفا
| فقیه، اصولی، متکلم، مفسر قرآن | |
| نام کامل | سید هادی بجستانی خراسانی |
|---|---|
| زادگاه | کربلا |
| تاریخ وفات | ۱۲ ربیعالاول ۱۳۶۸ قمری |
| شهر وفات | کربلا |
| محل دفن | ایوان شمالی صحن حرم امام حسین(ع)، معروف به ایوان مروارید |
| محل سکونت | نجف، سامرا، کربلا |
| خویشاوندان سرشناس | سید میرعلی حسینی هروی بجستانی خراسانی (پدر) سید محمدمهدی بجستانی خراسانی (فرزند) |
| استادان | میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری، سید حسین استرآبادی، حسنعلی خلخالی، سید میرعلی حسینی هروی خراسانی، سید مصطفی کاشانی، محمدحسن مامقانی، سید محمدابراهیم قزوینی، سید حسن صدر، شیخ غلامحسین مرندی، شیخ علی قسام نجفی، شیخ محمدحسن کبه، سید محمدتقی قزوینی، شیخ محمداسماعیل محلاتی، سید ابوالحسن اصفهانی، آخوند محمدکاظم خراسانی، شیخ علی آل کاشفالغطاء، شیخ آقابزرگ تهرانی، سید محمدکاظم طباطبایی یزدی، شیخ محمدتقی شیرازی، شیخ فتحالله شیخالشریعه، سید علی نقوی لکنهوی |
| شاگردان | سید محمدعلی هبةالدین شهرستانی، شیخ محمدرضا طبسی نجفی، شیخ محمدتقی شوشتری، شیخ محمدجواد بلاغی نجفی، سید محمدحسین کاشفالغطاء، شیخ عباس قمی، شیخ محمدحسین مظفر، سید محمدباقر حجتالاسلام، عبدالحسین امینی |
| سیاسی | حمایت فکری از جریانهای ضد استعمار، بهویژه در عراق در دورهٔ جنگ جهانی اول |
سید هادی حسینی بجستانی خراسانی از فقیهان و عالمان برجستهٔ شیعه در سدهٔ چهاردهم هجری قمری بود که در حوزههای فقه، اصول فقه، کلام، تفسیر و علوم قرآن، رجال، اخلاق و ادبیات اسلامی فعالیت داشت. او در مشهد زاده شد و تحصیلات عالی حوزوی خود را در مراکز علمی مشهد، تهران، نجف، سامرا و کربلا نزد شماری از مراجع و استادان نامدار، از جمله آخوند خراسانی و شیخ محمدتقی شیرازی به پایان رساند و به مرتبهٔ اجتهاد دست یافت.
بجستانی خراسانی افزون بر تدریس و پرورش شاگردان برجستهای همچون علامه عبدالحسین امینی، آثار مکتوب گستردهای در شاخههای مختلف علوم اسلامی بر جای گذاشت که شامل کتابهای مستقل، رسائل، حاشیهها و تقریرات درسی میشود. دامنهٔ این آثار از مباحث استدلالی فقه و اصول تا دفاع کلامی از مبانی تشیع، نقد جریانهای فکری معاصر، تفسیر قرآن و نگارش متون ادبی و منظوم را دربرمیگیرد.
او در کنار فعالیتهای علمی، در مسائل اجتماعی و سیاسی عصر خود نیز نقش داشت و بهویژه در دورهٔ تحولات عراق و جنگ جهانی اول، مواضع روشنی در حمایت فکری از جریانهای دینی ضد استعمار اتخاذ کرد.
سید هادی بجستانی خراسانی در ۱۲ ربیعالاول ۱۳۶۸ قمری در کربلا درگذشت و پیکرش در ایوان شمالی صحن حرم امام حسین(ع)، معروف به ایوان مروارید، به خاک سپرده شد.
سید هادی حسینی بجستانی خراسانی در روز جمعه، اول ذیالحجه سال ۱۲۹۷ قمری در شهر کربلا دیده به جهان گشود. هرچند برخی منابع، محل یا سال تولد او را متفاوت گزارش کردهاند، اما بنا بر تصریح بیشتر عالمان علم تراجم و فقیهان معاصر وی، تولد او در همین سال و در کربلا دانسته شده است. در منابع رجالی آمده است که نام اصلی او «سید علینقی» بوده و «هادی» لقب او بهشمار میرفته است؛ لقبی که بهتدریج جای نام اصلی را گرفت و وی به همین نام شهرت یافت.
پدرش، سید میرعلی حسینی هروی بجستانی خراسانی، از عالمان شناختهشدهٔ خراسان بود که حدود سال ۱۲۵۲ قمری در بجستان متولد شد. او مقدمات علوم دینی را در مشهد فراگرفت و سپس در سال ۱۲۶۱ قمری رهسپار نجف اشرف شد و نزدیک به سی سال در آن شهر به تحصیل علوم حوزوی پرداخت. وی در این مدت، دروس سطح و خارج فقه و اصول را نزد فقیهانی چون شیخ مرتضی انصاری و میرزا محمدحسن شیرازی آموخت و به مرتبهٔ اجتهاد دست یافت. پس از مدتی اقامت در سامرا، به دستور میرزاى شیرازی به همدان اعزام شد تا به اختلافات مذهبی میان شیخیه و اصولیان رسیدگی کند. او همچنین مدتی در کرمانشاه به تبلیغ دینی پرداخت و سرانجام در سال ۱۳۰۹ قمری وارد خراسان شد و در ۸۵ سالگی، در سیزدهم شوال ۱۳۳۷ قمری درگذشت و در بقعهای متصل به مسجد گوهرشاد مشهد به خاک سپرده شد.
جد اعلای خاندان، معروف به میرکلان، از عالمان مقیم هرات بود که بهسبب فشارها و دشمنیهای گسترده علیه شیعیان و دوستداران اهلبیت، به بجستان مهاجرت کرد و بدینسان خاندان بجستانی را بنیان نهاد. منابع محلی و تاریخی از خدمات گستردهٔ فرهنگی و عمرانی او در بجستان یاد کردهاند؛ از جمله ساخت و وقف بناها، باغها و پلهایی که برخی از آنها، مانند پل معروف «دروازه میرکلان»، تا امروز نیز باقی ماندهاند.
تحصیلات سید هادی از کودکی و با آموزش قرآن کریم، دعاهای مأثور و بخشی از ادبیات فارسی و عربی در زادگاهش، کربلا، آغاز شد و تا حدود دوازدهسالگی در همان شهر ادامه یافت. بنا بر گزارشهای زندگینامهای، او در این دوره بهسبب استعداد چشمگیر و شوق فراوان به فراگیری علوم، پیشرفت قابلتوجهی از خود نشان داد و توجه اطرافیان، بهویژه پدرش، را برانگیخت. همین امر سبب شد پدر، با جدیت بیشتری زمینههای آموزشی و امکانات لازم برای ادامهٔ تحصیل او را فراهم کند.
سید هادی در سال ۱۳۰۹ قمری، همراه پدر و خانواده، کربلا را به مقصد مشهد ترک کرد و در اوایل سال ۱۳۱۰ قمری وارد مشهد شد. او در این شهر، با اتکا به آموزههای پدر و در فضای علمی حوزهٔ مشهد، به تحصیل علوم دینی پرداخت. وی در مدارس نواب، میرزا جعفر و مدرسهٔ بالاسر ـ که حجرهای نیز در آن داشت ـ حدود پنج سال بهطور پیوسته به فراگیری مقدمات و سطوح علوم حوزوی اشتغال داشت.
خود او در شرح این دوره مینویسد که فقه را نزد پدرش فراگرفت و شیوهٔ درس چنین بود که متن فقهی «نجاةالعباد» را جملهبهجمله میخواند و پدر، نکات و توضیحات لازم را بیان میکرد. به گفتهٔ وی، در همین مدت کوتاه، علوم متعددی همچون صرف و نحو، فقه، اصول، منطق، ریاضیات و دیگر دانشهای رایج حوزه را با موفقیت آموخت.
برای تکمیل مراحل عالی تحصیل، سید هادی در اواخر سال ۱۳۱۴ قمری مشهد را ترک کرد و راهی عتبات عالیات شد. او در محرم سال ۱۳۱۵ قمری وارد تهران شد و مدتی در مدرسهٔ کاظمیه اقامت گزید. در این مدت، افزون بر فعالیتهای تبلیغی، به فراگیری برخی علوم، بهویژه ریاضیات، پرداخت. سپس همراه با شیخ علی قوچانی، از عالمان تهران، به عراق سفر کرد و پس از عبور از کاظمیه و کربلا، در شوال همان سال وارد نجف اشرف شد و در مدرسهٔ سلیمیه ساکن گردید.
در نجف، سید هادی خراسانی نزد شماری از استادان برجسته و مراجع بزرگ شیعه به تکمیل آموختههای خود در فقه، اصول، فلسفه و دیگر علوم اسلامی پرداخت و به مراتب عالی علمی دست یافت.
او در سال ۱۳۲۰ قمری برای ادامهٔ تحصیل به سامرا مهاجرت کرد و در محضر استادانی چون شیخ محمدتقی شیرازی و دیگر مراجع بزرگ آن عصر به تحصیل و پژوهش پرداخت. اقامت او در سامرا شانزده سال به طول انجامید. منابع زندگینامهای، پشتکار فراوان، ارتباط مستمر با استادان، مباحثات علمی منظم، یادداشتبرداری دقیق از درسها و پرهیز از تعطیلیهای طولانی را از عوامل اصلی پیشرفت علمی و معنوی او در این دوره دانستهاند.
جایگاه علمی آیتالله سید هادی بجستانی خراسانی در میان فقیهان، اندیشمندان و تراجمنگاران شیعه، جایگاهی شناختهشده و مورد تصریح است. عالمان معاصر و پسینی او، با تعابیر گوناگون، از جامعیت علمی، دقت پژوهشی و تبحر وی در علوم مختلف اسلامی یاد کردهاند.
بر اساس گزارشهای رجالی، آیتالله سید شهابالدین مرعشی نجفی او را «علامهای پژوهشگر، فقیهی اصولی، متکلم و ادیب» معرفی کرده است. همچنین سید محمدمهدی اصفهانی کاظمی، با تأکید بر جامعیت علمی وی، او را صاحبنظر در طیف گستردهای از علوم، از جمله ادبیات عرب، لغت، معانی و بیان، تاریخ، اصول فقه، منطق، فلسفه، کلام، فقه، ریاضیات و طبیعیات دانسته است. نویسنده کتاب «اعیانالشیعة» نیز بر احاطهٔ او بر علوم گوناگون اسلامی تصریح کرده و او را از عالمان جامعالاطراف عصر خود برشمرده است.
در منابع زندگینامهای آمده است که پس از درگذشت آیتالله شیخ محمدتقی شیرازی، مرجع بزرگ شیعه و مقیم سامرا، سید هادی خراسانی در شمار عالمان طراز اول آن شهر قرار گرفت؛ بهگونهای که آیتالله شیرازی در برخی احتیاطات فقهی خود به آراء و نظرات علمی او مراجعه میکرد. این نکته در گزارشها بهعنوان نشانهای روشن از مرتبهٔ بالای علمی و اعتماد فقهی به وی یاد شده است.
یکی از مشایخ او، شیخ فضلالله حائری مازندرانی، در اجازهنامهٔ اجتهادی که برای سید هادی صادر کرده، در قالب ابیاتی، وی را عالمی کمنظیر، خوشفهم، فصیح، پرهیزکار و صاحب اجتهاد مطلق توصیف کرده و تاریخ صدور این اجازه را سال ۱۳۳۷ قمری دانسته است.
سید هادی بجستانی خراسانی در طول دوران تحصیل خود، از محضر شمار زیادی از عالمان و فقیهان برجسته، بهویژه در شهرهای مشهد، تهران، نجف، کربلا و سامرا بهره برد. منابع تراجم، شمار استادان و مشایخ او را دهها تن ذکر کردهاند که بیشتر آنان از عالمان نامدار عراق و ایران بودهاند. او از برخی از این استادان، اجازهٔ اجتهاد و روایت نیز دریافت کرد.
از جمله استادان و مشایخ برجستهٔ وی میتوان به این افراد اشاره کرد:
سید هادی خراسانی خود گزارش کرده است که یک دوره کامل اصول فقه و بخشهایی از فقه، مانند ابواب وقف، وصیت، اجاره و طهارت را نزد آخوند خراسانی فراگرفت و با دقت فراوان، تمام مطالب درس را یادداشت میکرد. او بر نقش تکرار و پیوستگی درسهای آخوند خراسانی در تثبیت مطالب علمی تأکید کرده است.
همچنین از دیگر استادان او میتوان به شیخ علی آل کاشفالغطاء، شیخ آقابزرگ تهرانی، سید محمدکاظم طباطبایی یزدی، شیخ محمدتقی شریف شیرازی، شیخ فتحالله شیخالشریعه، سید علی نقوی لکنهوی و جمعی دیگر از عالمان برجسته اشاره کرد.
بر پایهٔ گزارشهای زندگینامهای، جایگاه علمی سید هادی خراسانی بهگونهای بود که برخی از استادان و مشایخ او، از جمله شیخ آقابزرگ تهرانی، سید ابوالحسن اصفهانی، شیخ محمدتقی شیرازی و سید علی نقوی لکنهوی، خود از وی اجازهٔ روایت دریافت کردند؛ امری که نشاندهندهٔ اعتماد علمی متقابل و منزلت بالای او در میان عالمان عصر خویش است.[۱]
سید هادی بجستانی خراسانی افزون بر جایگاه علمی و پژوهشی، در عرصهٔ تربیت طلاب و پرورش شاگردان نیز نقشی فعال و اثرگذار داشت. او در دورههای مختلف اقامت خود در نجف، سامرا و دیگر مراکز علمی عراق، به تدریس فقه، اصول، کلام و برخی علوم دیگر اشتغال داشت و گروهی از طلاب و عالمان بعدی، از درسها و محافل علمی او بهره بردند. منابع تراجم و زندگینامهها، شمار شاگردان وی را قابلتوجه دانسته و برخی از آنان را از چهرههای شناختهشدهٔ علمی و دینی سدهٔ چهاردهم هجری معرفی کردهاند.
در گزارشها آمده است که روش تدریس او مبتنی بر دقت در مبانی، بررسی اقوال گوناگون، توجه به ادلهٔ نقلی و عقلی و پرهیز از شتابزدگی در نتیجهگیری بود؛ امری که سبب میشد شاگردان، افزون بر فراگیری مطالب درسی، با شیوهٔ استدلال و تحقیق فقهی نیز آشنا شوند.
از جمله شاگردان و بهرهمندان از درسها و محافل علمی سید هادی بجستانی خراسانی میتوان به افراد زیر اشاره کرد:
منابع زندگینامهای با تأکید ویژه از ارتباط علمی سید هادی خراسانی با علامه امینی یاد کردهاند و گزارش دادهاند که علامه امینی از محضر او بهره برده و از تشویقها و حمایتهای علمی وی برخوردار بوده است. این پیوند علمی، در شکلگیری شخصیت پژوهشی و اهتمام علامه امینی به تتبع گسترده در منابع تاریخی و حدیثی، بیتأثیر دانسته نشده است.[۲]
سید هادی بجستانی خراسانی افزون بر فعالیتهای علمی و آموزشی، در تحولات سیاسی و اجتماعی عصر خود نیز حضوری محسوس داشت. گزارشهای تاریخی و زندگینامهای نشان میدهد که او از جمله عالمانی بود که نسبت به مسائل عمومی مسلمانان، بهویژه وضعیت جوامع شیعی در ایران و عراق، حساسیت نشان میداد و علم دینی را جدا از مسئولیت اجتماعی نمیدانست.
در جریان تحولات سیاسی عراق در اواخر دورهٔ عثمانی و سالهای آغازین قرن چهاردهم هجری، سید هادی خراسانی در کنار شماری از عالمان نجف و سامرا، مواضعی انتقادی نسبت به نفوذ و سلطهٔ قدرتهای بیگانه، بهویژه استعمار انگلیس، اتخاذ کرد. منابع معاصر او تصریح کردهاند که ارتباط وی با عالمان مجاهد و فعالان دینی، مانند سید مصطفی کاشانی و شیخ علی قسام نجفی، در همین چارچوب قابل تحلیل است.
در دوران جنگ جهانی اول و تحولات پس از آن، که عراق صحنهٔ درگیریهای نظامی و سیاسی گسترده بود، سید هادی خراسانی از جمله عالمانی بهشمار میرفت که از حرکتهای ضد استعماری پشتیبانی معنوی میکرد و بر ضرورت حفظ استقلال سرزمینهای اسلامی و صیانت از هویت دینی تأکید داشت. هرچند او بیش از آنکه در میدان عمل سیاسی مستقیم حضور داشته باشد، نقش خود را در هدایت فکری، تقویت روحیهٔ دینی و حمایت از مواضع عالمان مجاهد ایفا میکرد.
در منابع تراجم، از اعتدال، دوراندیشی و پرهیز او از تندروی سیاسی یاد شده و تصریح گردیده است که وی تلاش میکرد میان حفظ مرجعیت علمی حوزهها و ایفای نقش اجتماعی عالمان، توازن برقرار سازد. این رویکرد سبب شد که هم در میان عالمان سنتی و هم در میان جریانهای فعال اجتماعی، بهعنوان شخصیتی مورد احترام شناخته شود.[۳]
آثار اصولی سید هادی بجستانی خراسانی عمدتاً ناظر به مباحث دقیق اجتهادی و نیز تقریر درس استادان بزرگ او، بهویژه شیخ محمدتقی شیرازی و آخوند خراسانی، است. این آثار نشاندهندهٔ تسلط او بر مبانی اصول فقه و روش تحلیلی وی در استنباط احکام شرعی است.[۴]
آثار فقهی او گسترهٔ وسیعی از ابواب فقهی را دربرمیگیرد و شامل رسالههای عملی، فقه استدلالی و تقریرات درسی است. برخی از این آثار به زبان فارسی و برخی به عربی نگاشته شدهاند.[۵]
سید هادی خراسانی در حوزهٔ تفسیر قرآن و علوم قرآنی نیز آثاری تألیف کرده که ناظر به تبیین مفاهیم قرآنی، اعجاز قرآن و فضایل تلاوت آن است.
بخش قابلتوجهی از آثار او به مباحث کلامی، امامت، توحید، معاد و نقد دیدگاههای مخالف اختصاص دارد. این آثار، بازتابدهندهٔ فضای مناظرات اعتقادی عصر اوست.
منابع زندگینامهای تصریح کردهاند که سید هادی بجستانی خراسانی از ذوق ادبی و قریحهٔ شعری بالایی برخوردار بود و در موضوعات دینی، اخلاقی، اجتماعی، علمی و سیاسی شعر میسرود.[۶]
آیتالله سید هادی بجستانی خراسانی در روز چهارشنبه ۱۲ ربیعالاول ۱۳۶۸ق، پس از ۷۱ سال تلاش علمی و دینی، در کربلا درگذشت. پیکر او در ایوان شمالی صحن حرم امام حسین(ع)، معروف به ایوان مروارید، به خاک سپرده شد. به مناسبت درگذشت وی، بازار کربلا و حوزهٔ علمیه تعطیل و عزای عمومی اعلام شد.
1405/06/21
به روز رسانی : 1405/06/06