تلهتئاتر
![]() | |
| تاریخ تولد | ۱۲۸۴ هجری قمری |
|---|---|
| زادگاه | روستای مَدیسه از توابع لنجان اصفهان |
| تاریخ وفات | ۹ ذی حجة ۱۳۶۵ |
| شهر وفات | کاظمین |
| محل دفن | حرم امیرالمؤمنین(ع) |
| محل سکونت | اصفهان، نجف اشرف |
| استادان | میرزا حبیب الله رشتی آخوند خراسانی میرزا محمدحسن شیرازی |
| شاگردان | سید محسن حکیم محمد کوهستانی مازندرانی سید محمدهادی میلانی سید محمدحسین طباطبایی |
| تالیفات | وسیلة النجاة حاشیه بر العروة الوثقی حاشیه او بر تبصرة المتعلمین |
| سیاسی | طرفداری از مشروطه همکاری در انطباق مصوبات مجلس شورای ملی با احکام فقه مخالفت با اشغال عراق |
سید ابوالحسن اصفهانی (۱۲۸۴–۱۳۶۵ق) از مراجع تقلید برجسته شیعه در قرن چهاردهم هجری قمری بود. او از شاگردان خاص آخوند خراسانی بود. پس از وفات نائینی، حائری یزدی و آقا ضیاء عراقی، مرجعیت تقلید شیعیان در بخش عمده جهان تشیع در شخص اصفهانی منحصر شد.
او در روستای مَدیسه لنجان اصفهان متولد شد و تحصیلات دینی خود را ابتدا در زادگاه و سپس در حوزه علمیه اصفهان آغاز کرد.
پس از سالها تدریس و تحصیل، برای تکمیل علوم دینی به نجف و سامرا مهاجرت کرد و از محضر استادان بزرگی مانند میرزا محمدحسن شیرازی و سید محمدکاظم یزدی بهره برد. آیتالله اصفهانی با فقه جامع و ژرفاندیشی علمی شناخته میشد و پس از درگذشت برخی مراجع بزرگ نجف، به یکی از مراجع تقلید اصلی شیعیان تبدیل شد.
مشهورترین اثر او کتاب فقهی «وسیلة النجاة» است و از شاگردان برجستهای چون علامه طباطبایی و سید محمود شاهرودی برخوردار بود.
او بهدلیل زندگی ساده، توکل بر خدا، اخلاق نیکو و فتواهای شجاعانه در مسائل دینی و اجتماعی، مورد احترام و ستایش بود. اصفهانی در امور سیاسی و بهخصوص در حمایت از مشروطه موضعگیری میکرد. حضور وسیع مردم در مراسم سوگواری درگذشت وی در شکست فرقه دموکرات در آذربایجان مؤثر بود.
سید ابوالحسن اصفهانی در سال ۱۳۶۵ق در کاظمین درگذشت و در نجف اشرف به خاک سپرده شد.
سید ابوالحسن اصفهانی فرزند سید محمد در روستای مَدیسه از توابع لنجان اصفهان زاده شد. اجداد او از سادات موسوی بهبهان بودهاند و نسب آنها به موسی بن ابراهیم بن امام موسی کاظم (ع) میرسد.[۱] جد او سید عبدالحمید از عالمان دینی و از شاگردان صاحب جواهر و شیخ موسی کاشف الغطا بود[۲]
در تاریخ تولد سید ابوالحسن اختلاف است و به نقل از سید موسی شبیری زنجانی، او تاریخ ولادتش را اظهار نمیکرد چون از مرتاضی شنیده بود که هرگاه تاریخ ولادتش را اظهار کند همان سال از دنیا خواهد رفت.[۳]
آقابزرگ تهرانی تاریخ تولد او را با تعبیر «شنیده شده»، سال ۱۲۸۴ قمری ذکر کرده است ولی سید موسی شبیری نقل میکند: عکسی را در مزار او دیده که سال تولد او را ۱۲۷۱ قمری نوشته است.[۴]وی هنگام وفات تقریباً ۹۵ ساله بود.[۵]
سید ابوالحسن دروس مقدماتی حوزه علمیه را در روستای مدیسه خواند و در آغاز جوانی به حوزه علمیه اصفهان رفت. پدرش به خاطر سختیهایی ـ مثل فقر و دوری از خانواده ـ که در مسیر تحصیل بر طلاب وارد میشد با طلبه شدن او مخالف بود.[۶] او در اصفهان، در مدرسه نیمآورد با استفاده از محضر استادان آن حوزه به تکمیل دانش در علوم نقلی و عقلی پرداخت.
وی پس از گذراندن سطوح فقه و اصول، به درس خارج استادان این حوزه راه یافت.
از میان همه استادانش در حوزه اصفهان، تنها شخصیتی که خود سید ابوالحسن به نام و نشان از او یاد کرده، آخوند ملامحمد کاشانی است.[۷] که از مدرسان علوم عقلی و ریاضی بود.
از دیگر استادان او در اصفهان سید مهدی نحوی، سید محمد باقر دُرچهای، سید هاشم چهار سوقی، ابوالمعالی کلباسی و جهانگیرخان قشقایی را برشمردهاند.[۸]
هجرت به نجف
وی در ۱۳ ربیع الاول ۱۳۰۸ اصفهان را به قصد نجف ترک کرد و در ۱۱ جمادیالاول همان سال به نجف رسید. در مدرسه صدر نجف ساکن شد و به استفاده از محضر استادان فقه و اصول پرداخت.[۹]
مدتی پس از اقامت در نجف، پدرش به قصد بازگرداندن او به وطن، راهی عتبات شد. سید ابوالحسن راضی به بازگشت نبود و سید محمد (پدرش) برای قانع کردن او به سراغ استادش، آخوند خراسانی رفت. آخوند به پدرش گفت: سایر پسرانتان مال شما و سیدابوالحسن مال من باشد، کار او را به من واگذارید.[۱۰]
اصفهانی از میان استادان خویش در نجف، به نام میرزا حبیب الله رشتی و آخوند خراسانی اشاره کرده است.[۱۱] از دیگر استادان او میرزا محمد حسن شیرازی، سید محمد کاظم طباطبائی یزدی، میرزا محمد تقی شیرازی، فتح الله شریعت اصفهانی و مولی عبدالکریم ایروانی را نیز یاد کردهاند.[۱۲]
او بیشتر از ۳ سال درس میرزا حبیب الله رشتی را درک نکرد و پس از آن، یعنی حدود ۱۷ سال از درس آخوند خراسانی بهرهمند شد. او از نزدیکترین و بهترین شاگردان و اصحاب او بود.
سیدابوالحسن، در پاسخ به کسی که از کم بودن اجازات اجتهادش پرسیده بود گفته بود: «من از کسانی که وقت خود را به گرفتن این گونه امور صرف میکنند، نیستم».[۱۳]
مرجعیت شیعیان
پس از فوت آخوند خراسانی بعضی از مردم خراسان -به تصریح خود اصفهانی - برای تقلید به او مراجعه کردند.[۱۴]
مرجعیت عامه پس از آخوند خراسانی به سید محمد کاظم طباطبائی یزدی و میرزا محمد تقی شیرازی منتقل شد و شیرازی، نخستین مرجعی بود که احتیاطات خود را به اصفهانی ارجاع داد.[۱۵]
همچنین نوشتهاند که محمدتقی شیرازی، ابوالحسن اصفهانی و نیز شریعت اصفهانی را پس از خود شایسته مقام مرجعیت معرفی کرده بود.[۱۶]
پس از وفات نائینی و حائری یزدی در ۱۳۵۵ قمری و آقا ضیاء عراقی در ۱۳۶۱ قمری، مرجعیت تقلید شیعیان در بخش عمده جهان تشیع در شخص اصفهانی منحصر شد.[۱۷] او، تمام استفتائات و نامههایش را خودش جواب میداد و درخواست اطرافیان برای استخدام نویسنده را رد کرد. او توجیه رد این درخواست را حفظ آبرو و فاش نشدن نام کسانی که در برخی نامهها به او ناسزا میگفتند میدانست.[۱۸]
آیتالله بروجردی، در پاسخ به تعدادی از تجار تبریز ـ که در زمان حیات سید ابوالحسن اصفهانی ـ از وی درخواست رساله کرده بودند، نوشت: «رساله دادن برای من آسان است، ولی شَقِّ عصای (دو دستگی) مسلمین است. فعلاً پرچم اسلام در دست آیتالله اصفهانی است. ایشان، مرجع عموم هستند.»[۱۹]
شاگردان
آثار
سید ابوالحسن اصفهانی در مشروطه پیرو افکار و آراء استاد خود، آخوند خراسانی، بود. آنان بر خلاف سید محمد کاظم طباطبائی یزدی، به اصول حکومت مشروطه و محدود کردن قدرت استبداد معتقد بودند.[۳۲] آخوند خراسانی او را جزء پنج عالم طراز اول برای نظارت بر قوانین مصوبه مجلس شورا معرفی کرد ولی او با مشورت برخی افراد که از شرایط ایران آگاهی بیشتری داشتند، حضور در مجلس شورا را قبول نکرد.[۳۳]
بر پایه همین پیشینه بود که آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی، در ۳ جمادیالاول ۱۳۲۸ قمری، اصفهانی را در اجرای اصل دوم متمم قانون اساسی ۱۳۲۵ قمری در شمار یکی از ۲۰ مجتهد طراز اول مطلع از مقتضیات زمان برای احراز انطباق مصوبات قانونی مجلس شورای ملی با احکام فقه شیعه، به مجلس معرفی کردند.[۳۴] اما اصفهانی این پیشنهاد را رد کرد و تصمیم گرفت در نجف بماند. او در ۲ ذیقعده ۱۳۲۸ (۱۳ آبان ۱۲۸۹) در تلگرافی این موضوع را به مجلس شورای ملی ایران اطلاع داد.[۳۵]
دیگر فعالیت مشهور سیاسی اصفهانی در ۱۳۴۱ قمری است. در آن سال، مهدی خالصی، انتخابات مجلس مؤسسان عراق را تحریم کرد و به همین سبب به دست انگلیسیها به حجاز تبعید شد. اصفهانی و دیگر عالمان شیعه، از جمله میرزا حسین نائینی و سید علی شهرستانی، در اعتراض به این تبعید عراق را به مقصد ایران ترک کردند. با این کار حاکم عراق به تعویض تبعیدگاه مهدی خالصی از حجاز به ایران و بازگشت مراجع تقلید شیعه از ایران به عراق رضایت داد. اصفهانی و همراهانش پس از حدود ۱۱ ماه اقامت در ایران در ۱۸ رمضان ۱۳۴۲ به عراق بازگشتند.[۳۶]
در همین راستا میتوان به ماجرای ملاقات سید ابوالحسن بعد از جنگ جهانی دوم با سفیر انگلستان اشاره کرد.
ابوالحسن پس از یک بیماری کوتاه و در بازگشت از لبنان به کاظمین، در ۹ ذیالحجه ۱۳۶۵ قمری، در گذشت. جنازه او را از کاظمین به نجف منتقل کرده و در یکی از حجره های حرم امام علی(ع) دفن کردند. گفته شده حضور مردم در مراسم سوگواری درگذشت اصفهانی در آبان ۱۳۲۵ (ذیحجه ۱۳۶۵ قمری) در شکست فرقه دموکرات آذربایجان مؤثر بود.[۳۷]
کنگره بزرگداشت سید ابوالحسن اصفهانی روزهای چهارشنبه و پنجشنبه ۱۸ و ۱۹ آذر ماه سال ۱۳۸۸ با قرائت پیام مقام معظم رهبری در اصفهان برگزار شد.
1405/06/21
به روز رسانی : 1405/06/07