مجید مجیدی

مجید مجیدی
مجید مجیدی
زمینه فعالیتکارگردان سینما و تلویزیون
ملیتایرانی
تاریخ تولد۲۵ فروردین ۱۳۳۸ ‏(۶۷ سال)
محل تولدشهرستان تالش
پیشهکارگردان
فیلم‌نامه‌نویس
هنرپیشه
سال‌های فعالیت۱۳۵۹ تاکنون
جوایزچهار سیمرغ بلورین


مجید مجیدی (زاده ۲۵ فروردین ۱۳۳۸ در تالش) کارگردان، نویسنده و تهیه‌کننده ایرانی است. مجیدی از اعضای پیوستۀ فرهنگستان هنر ایران است. او به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین فیلمسازان ایران شناخته می‌شود. آثار او عمدتاً در ژانرهای اجتماعی، درام و خانوادگی قرار دارند و رویکرد انسانی و عاطفی در روایت داستان‌ها از ویژگی‌های برجستۀ کارهای اوست که مورد تحسین منتقدین و مخاطبان قرار گرفته‌ است.

مجید مجیدی فعالیت هنری خود را پیش از انقلاب اسلامی در عرصه تئاتر آغاز کرد. نخستین‌بار در نمایش «نهضت حروفیه» به کارگردانی داوود دانشور در تئاتر شهر تهران به روی صحنه رفت و در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ هجری تجربه بازیگری را تکرار کرد و در فیلم‌هایی چون بایکوت، تیرباران و دو چشم بی‌سو جلوی دوربین رفت. او در ادامه به کارگردانی روی آورد و پس از چند فیلم کوتاه، نخستین اثر بلند سینمایی خود به نام «بدوک» را کارگردانی که در سال ۱۳۷۰ موفق به دریافت جایزه در جشنواره فیلم فجر شد.

مجیدی در طول سال‌ها فعالیت هنری خود آثار پرمخاطب و موفقی در عرصه سینما کارگردانی کرده است؛ او برای فیلم بچه‌های آسمان جزو پنج نامزد نهایی دریافت بهترین فیلم خارجی‌زبان از جشنواره اسکار، در سال ۱۹۹۹ بود. او نخستین کارگردان ایرانی است که نامزد دریافت جایزه اسکار شده‌ است. وی تا سال ۲۰۰۶ تنها کارگردان ایرانی بود که موفق به کسب عنوان نامزدی در جشنواره اسکار شد و همچنین دوبار کسب جایزه بهترین فیلم در جشنواره سینمایی مونترال را در کارنامه دارد.

آواز گنجشک‌ها، رنگ خدا و محمد رسول‌الله(ص) از دیگر فیلم‌های ماندگار مجیدی است که جوایز مختلفی را در داخل و خارج از ایران کسب کرده است. او با دریافت چهار سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی جشنواره فیلم فجر، رکورددار دریافت این جایزه در بین کارگردانان ایرانی به‌شمار می‌‌رود.

فیلم محمد رسول‌الله(ص) با کارگردانی مجید مجیدی
فیلم محمد رسول‌الله(ص) با کارگردانی مجید مجیدی
عیادت مجید مجیدی از رهبر انقلاب (۲۱ شهریور ۱۳۹۳)

زندگی و فعالیت حرفه‌ای

مجیدی در ۲۵ فروردین ۱۳۳۸ در تالش به دنیا آمد. او بعد از دریافت مدرک دیپلم تحصیلاتش را در زمینه هنرهای زیبا ادامه داد. مجیدی فعالیت هنری‌اش را پیش از انقلاب اسلامی ایران در عرصه تئاتر شروع کرد.

نخستین اجرای او در تئاتر شهر تهران، نقشی در نمایش «نهضت حروفیه» به کارگردانی داوود دانشور بود. او سپس در سال‌های دهه ۶۰ و ۷۰ به تجربه‌هایی در مورد بازیگری در سینما دست زد. او در فیلم بایکوت ساخته محسن مخملباف در نقش یک کمونیست سرخورده، در فیلم تیرباران در نقش شهید سید علی اندرزگو و در فیلمدو چشم بی‌سو در نقش یک معلم توده‌ای نقش اجرا نمود. مجیدی همین طور در حوزه اندیشه و هنر اسلامی و حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی به عنوان بازیگر همکاری کرده است. در سال‌های بعد مجیدی به کارگردانی روی آورد.

مجیدی در اکثر آثارش نویسنده و کارگردان بوده ‌است. نخستین فیلم‌های مجیدی چند فیلم کوتاه بودند، و نخستین فیلم بلند او به نام بدوک در سال ۱۳۷۰ برنده جایزه جشنواره فیلم فجر شد. بچه‌های آسمان سومین ساخته سینمایی او به عنوان یکی از پنج نامزد بهترین فیلم خارجی زبان اسکار ۱۹۹۸ شده بود.

مجیدی تا سال ۲۰۱۱ میلادی، تنها کارگردان ایرانی بوده که فیلمی از او نامزد دریافت جایزه اسکار شده‌است. مجیدی بعد از گرفتن جایزه جشنواره بین‌المللی فیلم برلین برای فیلم آواز گنجشک‌ها در سال ۱۳۸۶، با صدور بیانیه‌ای به جسارت عبدالکریم سروش به مقام پیامبر مهربانی‌ها، انتقاد و از همه افرادی که در برابر این اظهارات سکوت کرده‌اند گله کرد.

مجیدی حدود ۸ سال از عمر خود (۸۶ تا ۹۴) را مشغول ساخت فیلم محمد رسول‌الله بوده که این فیلم بزرگترین پروژه سینمای ایران است. در آبان ۹۷ بزرگ‌ترین آکادمی فیلمسازی آسیا در پکن عنوان پروفسور افتخاری این آکآدمی را به مجیدی مجیدی کارگردان سرشناس ایرانی اهدا کرد.

مجیدی با دریافت چهار سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی جشنواره فیلم فجر، رکورددار دریافت این جایزه در بین کارگردانان ایرانی است.

آثار

نویسندگی و کارگردانی

نام فیلم سال توضیحات جوایز و افتخارات
انفجار ۱۳۵۹ مستند کوتاه
هودج ۱۳۶۳ فیلم کوتاه
روز امتحان ۱۳۶۷ فیلم کوتاه
یک روز با اسیران ۱۳۶۸ مستند کوتاه
بدوک ۱۳۷۰ برنده دیپلم افتخار بهترین فیلمنامه از دهمین دوره جشنواره فجر
آخرین آبادی ۱۳۷۱ فیلم کوتاه
خدا می‌آید ۱۳۷۴ فیلم کوتاه
پدر ۱۳۷۴ برندهٔ جایزه هولدن برای بهترین فیلمنامه و جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره فیلم تورین ۱۹۹۶
برنده جایزه دلفین طلایی جشنواره بین‌المللی فیلم فستوریا ۱۹۹۷
برنده جایزه هیٲت داوران جشنواره فیلم سن‌سباستین ۱۹۹۶
برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلم جشنواره فیلم فجر ۱۹۹۶
برنده جایزه بین‌المللی داوران و لوح تقدیر جشنواره بین‌المللی فیلم سائوپائولو ۱۹۹۶
بچه‌های آسمان ۱۳۷۵ جزو ۵ نامزد نهایی جایزه بهترین فیلم خارجی زبان اسکار۱۹۹۹
برنده جایزه بهترین فیلم جشنواره بین‌المللی فیلم سنگاپور ۱۹۹۸
برنده جایزه بهترین فیلم خارجی زبان جشنواره بین‌المللی فیلم نیوپورت ۱۹۹۸
برنده جایزه بهترین فیلم جشنواره بین‌المللی فیلم مونترال ۱۹۹۷
برنده جایزه بهترین فیلم جشنواره فیلم لوکاس ۱۹۹۷
نامزد جایزه بزرگ هیٲت داوران بنیاد فیلم آمریکا ۱۹۹۷
برنده جایزه اول سیفژ جشنواره فیلم اولو فنلاند ۱۹۹۷
برنده جایزه شاهرخ انجمن منتقدان فیلم آرژانتین ۲۰۰۰
برنده جایزه بهترین فیلم از نگاه تماشاگران جشنواره بین‌المللی فیلم ورشو ۱۹۹۹
برنده سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی جشنواره فیلم فجر ۱۹۹۷
برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه جشنواره فیلم فجر ۱۹۹۷
رنگ خدا ۱۳۷۷ برنده جایزه بهترین فیلم جشنواره بین‌المللی فیلم مونترال ۱۹۹۹
برنده جایزه بهترین فیلم خارجی زبان انجمن منتقدان فیلم سن دیگو ۲۰۰۰
نامزد جایزه بهترین فیلم خارجی زبان انجمن منتقدان فیلم لندن ۲۰۰۰
برنده جایزه بزرگ، جایزه بهترین کارگردان و جایزه فیلم منتخب تماشاگران شنواره بین‌المللی فیلم والنسین ۲۰۰۰
برنده جایزه ویژه جشنواره فیلم جیفونی ۲۰۰۰
برنده جایزه لینو براکا جشنواره بین‌المللی فیلم سینمانیلا ۲۰۰۰

برنده جایزه بزرگ جشنواره بین‌المللی والنسینز ۲۰۰۰
برنده جایزه بزرگ آستوریاس و جایزه ویژه هیٲت داوران جشنواره بین‌المللی فیلم خیخون ۲۰۰۰
برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه تماشاگران جشنواره فیلم فجر ۱۹۹۸

باران ۱۳۷۹ نامزد جایزه طلایی جایزه ستلایت ۲۰۰۱
برنده جایزه کلیسای جهانی و جایزه ویژه پاریس جشنواره بین‌المللی فیلم مونترال ۲۰۰۱
برنده جایزه آزادی بیان هیئت ملی بازبینی فیلم ۲۰۰۱
نامزد هوگو طلایی جشنواره بین‌المللی فیلم شیکاگو ۲۰۰۱
برنده جایزه بهترین فیلم خارجی زبان جشنواره فیلم اسلو جنوبی ۲۰۰۱
برنده جایزه کلیسای جهانی و جایزه ویژه پاریس جشنواره بین‌المللی فیلم مونترال ۲۰۰۱
برنده هفت جایزه از جشنواره بین‌المللی فیلم فجر ۲۰۰۱
پابرهنه تا هرات ۱۳۸۰ مستند برنده جایزه فیپرشی جشنواره فیلم و مستند تسالونیکی ۲۰۰۴
المپیک در اردوگاه ۱۳۸۱ مستند کوتاه
بید مجنون ۱۳۸۳ برنده جایزه ویژه هیٲت داوران جشنواره بین‌المللی فیلم تسالونیکی ۲۰۰۵
برنده سیمرغ بهترین کارگردانی و جایزه تماشاگران جشنواره فیلم فجر ۲۰۰۵
آواز گنجشک‌ها ۱۳۸۶ نامزد خرس طلایی جشنواره بین‌المللی فیلم برلین ۲۰۰۸
برنده جایزه بهترین فیلم جشنواره اسکرین آسیا پاسیفیک ۲۰۰۸

برنده جایزه ایمیج بهترین حرکات فیلم خارجی زبان ۲۰۰۹
برنده جایزه ویژه هیئت ملی بازبینی فیلم ۲۰۰۹
برنده جایزه بهترین کارگردانی جشنواره فیلم فجر ۲۰۰۸
۱۳۹۴–۱۳۸۶ پیامبر اسلام این فیلم در جشنواره فجر و جشنواره‌های بین‌المللی حضور نداشته‌است.

این فیلم پرفروش‌ترین فیلم سینمایی ایران (تا سال۱۳۹۵) و بزرگترین پروژه سینمایی ایران می‌باشد.

آن‌سوی ابرها[۱] ۱۳۹۵ محصول سینمای هند
خورشید ۱۳۹۸ برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلم و بهترین فیلمنامه جشنواره فیلم فجر ۲۰۲۰
جایزه فانوس جادویی جشنواره بین‌المللی فیلم ونیز ۲۰۲۰
نامزد شیر طلایی جشنواره بین‌المللی فیلم ونیز ۲۰۲۰

فیلم کوتاه المپیک پکن

مجیدی در سال ۲۰۰۸ به دعوت از دولت چین، فیلم کوتاهی به نام «رنگها به پرواز در می‌آیند» را برای تبلیغ المپیک ۲۰۰۸ پکن ساخت. دولت چین به منظور اجرای پروژه‌ای با نام پروژه تصویری پکن، از پنج کارگردان شناخته شده همچون «جوزپه تورناتوره» از ایتالیا، «مجید مجیدی» از ایران، «پاتریس لوکنت» از فرانسه، «داریل گودریچ» از انگلستان، و «اندرو وای کیونگ» از هنگ‌کنگ دعوت کرد تا به منظور تبلیغ بازی‌های پکن هر کدام یک فیلم کوتاه بسازند. در این میان فیلم مجیدی عنوان بهترین فیلم را از بین پنج فیلم ساخته شده کسب کرد.[۲]

جوایز و افتخارات

  • جایزه بهترین فیلم از فستیوال بین‌المللی فیلم مونترال (۱۹۹۷) برای فیلم بچه‌های آسمان
  • جایزه بهترین فیلم از فستیوال فیلم مونترال (۱۹۹۹) برای فیلم رنگ خدا
  • برنده هفت جایزه از جشنواره بین‌المللی فیلم فجر (۱۳۸۰) برای فیلم باران
  • جایزه بهترین فیلم از فستیوال بین‌المللی فیلم مونترال (۲۰۰۱) برای فیلم باران
  • نامزد بهترین فیلم خارجی در مراسم اسکار سال ۱۹۹۹ فیلم برای بچه‌های آسمان
  • جایزه بزرگ، جایزه بهترین کارگردان، جایزه بهترین بازیگر مرد- جایزه فیلم منتخب تماشاگران از جشنواره فیلم والنسین – سینمای حادثه ای و ماجرائی (فرانسه) برای فیلم رنگ خدا
  • جایزه بزرگ جشنواره برای بهترین فیلم و جایزه بهترین بازیگر به محسن رمضانی از دومین جشنواره سینه مانیلا (فیلیپین) برای فیلم رنگ خدا
  • جایزه پلاک نقره از سی امین جشنواره فیلم جیفونی (ایتالیا) برای فیلم رنگ خدا
  • جوایز ویژه هیئت داوران و ویژه هیئت داوران جوان از سی و هفتمین جشنواره فیلم گیخون (اسپانیا) برای فیلم رنگ خدا
  • جایزه قاره آمریکا برای بهترین فیلم از بیست و سومین جشنواره فیلم مونترال (کانادا) برای فیلم رنگ خدا
  • جایزه بهترین فیلم داستانی از جشنواره فیلم محیط‌زیست (فرانسه) برای فیلم رنگ خدا
  • جایزه بهترین فیلم از یازدهمین جشنواره فیلم سنگاپور برای فیلم بچه‌های آسمان
  • جایزه اول سیفژ از شانزدهمین جشنواره فیلم اولو (فنلاند) برای فیلم بچه‌های آسمان
  • جایزه بهترین فیلم از جشنواره فیلم لوکاس (آلمان) برای فیلم بچه‌های آسمان
  • جوایز کلیسای جهانی، تقدیرنامه منتقدان بین‌المللی، بهترین فیلم از نگاه تماشاگران و جایزه ویژه از بیست و یکمین جشنواره فیلم مونترال (کانادا) برای فیلم بچه‌های آسمان
  • جوایز دوم هیئت داوران و تماشاگران از جشنواره فیلم خانوادگی سئول (کره جنوبی) برای فیلم پدر
  • جوایز بهترین بازیگر جوان و دیپلم افتخار هیئت داوری کودکان از شانزدهمین جشنواره فیلم آله کینو (لهستان) برای فیلم پدر
  • تقدیر نامه فیلم برتر از چهاردهمین جشنواره فیلم لندن (انگلستان) برای فیلم پدر
  • جوایز بهترین فیلمنامه، بهترین بازیگر نقش دوم مرد، بهترین بازیگر نقش اول مرد و بهترین فیلم از اولین جشنواره فیلم پنانگ (مالزی) برای فیلم پدر
  • جایزه دولفین طلایی برای بهترین فیلم از سیزدهیمن جشنواره فیلم ترویا (پرتغال) برای فیلم پدر
  • جوایز ویژه هیئت داوران کنفدراسیون هنر و تجربه و بهترین فیلمنامه از طرف مدرسه هولدن از چهاردهمین جشنواره فیلم تورین (ایتالیا) برای فیلم پدر
  • تقدیرنامه هیئت داوران از بیستمین جشنواره فیلم سائوپولو (برزیل) برای فیلم پدر.
  • جایزه فانوس جادویی در بخش جنبی جشنواره ونیز برای فیلم خورشید
  • جایزه بهترین فیلم و فیلمنامه از سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم خورشید
  • جزو پنج نامزد نهایی دریافت بهترین فیلم خارجی زبان اسکار ۱۹۹۹ برای فیلم بچه‌های آسمان
  • برنده تندیس بهترین کارگردان از جشنواره جهانی فیلم قونیه در سال ۱۳۹۸
  • دو بار برنده جایزه بهترین فیلم و جایزه کلیسای جهانی در جشنواره بین‌المللی فیلم مونترال
  • تقدیرنامه فیلم برتر از چهاردهمین جشنواره فیلم لندن برای فیلم پدر
  • نامزد جایزه طلایی جایزه ستلایت برای فیلم باران در سال ۲۰۰۱
  • جایزه ویژه هیئت ملی بازبینی فیلم برای فیلم آواز گنجشک‌ها در سال ۲۰۰۹
  • نامزد خرس طلایی جشنواره بین‌المللی فیلم برلین برای فیلم آواز گنجشک‌ها در سال ۲۰۰۸
  • برنده جایزه فیپرشی جشنواره فیلم و مستند تسالونیکی در سال ۲۰۰۴ برای مستند پابرهنه تا هرات

حواشی

واکنش مجید مجیدی به دیدگاه‌های عبدالکریم سروش درباره نسبت وحی و پیامبر اسلام

در اسفند ۱۳۸۶ و در پی انتشار و بازتاب دیدگاه‌های عبدالکریم سروش درباره «کلام نبوی»، که در آن وحی به‌عنوان تجربه‌ای قدسی معرفی می‌شد که در بستر شخصیت، زبان و فرهنگ پیامبر صورت‌بندی شده و الفاظ قرآن نیز در این چارچوب شکل گرفته‌اند، مجید مجیدی در مراسم دریافت جایزه از انجمن روزنامه‌نگاران مسلمان به این نظریات واکنش نشان داد و با لحنی صریح اعلام کرد که سخن گفتن درباره وحی نیازمند احاطه علمی عمیق یا درک شهودی و معنوی است و به‌گفته او، سروش فاقد این صلاحیت برای طرح چنین ادعاهای بزرگی است؛ مجیدی همچنین با استناد به اشعاری از مولوی، دیدگاه سروش را نادرست و در تعارض با باورهای دینی رایج دانست و بر قداست مطلق وحی و نقش غیرانسانی پیامبر در دریافت آن تأکید کرد. این سخنان به‌سرعت در رسانه‌ها بازتاب یافت و با واکنش‌های متفاوتی روبه‌رو شد؛ برخی چهره‌های مذهبی و حوزوی از موضع او در دفاع از قرآن و پیامبر حمایت کردند و آن را نشانه تعهد دینی یک هنرمند دانستند، در حالی که شماری از روشنفکران، روزنامه‌نگاران و حامیان سروش، لحن مجیدی را احساسی، غیرتخصصی و نزدیک به مرزبندی اعتقادی ارزیابی کردند و تأکید داشتند که مباحث کلامی باید در فضای علمی و دانشگاهی بررسی شود، نه در قالب سخنرانی‌های عمومی. این تقابل، به یکی از مهم‌ترین حاشیه‌های فکری در کارنامه مجیدی تبدیل شد و تا سال‌ها در تحلیل‌های مربوط به مواضع دینی و فرهنگی او مورد اشاره قرار گرفت.[نیازمند منبع]

ساخت فیلم تبلیغاتی و حمایت از میرحسین موسوی در انتخابات سال ۸۸

در جریان تبلیغات انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۳۸۸، مجید مجیدی به‌عنوان یکی از چهره‌های شاخص فرهنگی، از میرحسین موسوی حمایت کرد و در فعالیت‌های انتخاباتی او نقش داشت. در همین چارچوب، فیلم تبلیغاتی موسوی با مشارکت گروهی از سینماگران و با کارگردانی مجید مجیدی تولید شد و نخستین نوبت آن در ۹ خرداد ۱۳۸۸ از شبکه یک صداوسیما پخش شد. این فیلم از سوی مجید مجیدی به عنوان مستندی از حضور میرحسین موسوی در جمع‌های مردمی و مروری بر خاطرات وی عنوان شده است. مجیدی همچنین در ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ در دانشگاه صنعتی اصفهان و پس از نمایش فیلم «آواز گنجشک‌ها» سخنرانی کرد و در حاشیه آن، ضمن انتقاد از فضای رسانه‌ای و برخی برخوردهای سیاسی، از موسوی دفاع کرد و حمایت خود را از نامزدی او ابراز داشت.[نیازمند منبع]

دیدار مجید مجیدی با رهبر انقلاب پس از حوادث سال ۱۳۸۸

پس از وقایع پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸، در چارچوب نشست‌های دوره‌ای آیت‌الله خامنه‌ای با اهالی فرهنگ هنر، در شهریورماه سال ۱۳۸۸ رهبر انقلاب اسلامی با جمعی از هنرمندان، کارگردانان، فیلمنامه‌نویسان، نویسندگان، شعرا و فعالان عرصه‌ی فرهنگ و هنر در حوزه‌ی ادبیات و هنر دفاع مقدس دیدار کرد. در این دیدار عده‌ای از هنرمندان به بیان دیدگاه‌های خود در حوزه‌های مختلف فرهنگ و هنر پرداختند. مجید مجیدی نیز در گفت‌وگویی با رهبر انقلاب، در این جلسه از دغدغه‌ها و نگرانی‌های خود گفت.[نیازمند منبع]

انتقاد به تحریم‌های آمریکا علیه ایران در جشنواره فیلم ونیز

در جریان حضور فیلم خورشید در جشنوارهٔ فیلم ونیز در شهریور ۱۳۹۹ (سپتامبر ۲۰۲۰)، مجید مجیدی در نشست خبری این جشنواره، به‌طور علنی از تحریم‌های آمریکا علیه ایران انتقاد کرد. او با اشاره به پیامدهای انسانی این تحریم‌ها، به‌ویژه در حوزهٔ سلامت، اعلام کرد که تحریم‌ها مانع دسترسی مردم ایران به دارو شده‌اند و در دوره شیوع بیماری کرونا، مشکلات جدی برای بیماران ایجاد کرده‌اند. مجیدی در این نشست تأکید کرد که مردم ایران سال‌ها تحت فشار تحریم‌ها زندگی کرده‌اند و این محدودیت‌ها بیش از آنکه دولت‌ها را هدف قرار دهد، زندگی شهروندان عادی را تحت تأثیر قرار داده است. او این وضعیت را «غیرانسانی» توصیف کرد و خواستار توجه جامعه جهانی به پیامدهای انسانی تحریم‌ها شد. این اظهارات بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های داخلی و خارجی داشت و به‌عنوان یکی از صریح‌ترین مواضع بین‌المللی مجیدی درباره تحریم‌ها مطرح شد.[نیازمند منبع]

گفتاورد

ما باورمان این است که انقلاب ما یک انقلاب فرهنگی بود و اصلا به همین دلیل است که از انقلاب‌های دیگر متمایز می‌شود. بار و صبغه سیاسی‌اش خیلی کمتر از صبغه فرهنگی‌اش است. برای همین بود که توانست توده‌های مختلف مردم را به هم نزدیک کند. رهبری این انقلاب هم بر عهده امام بود که بیشتر نگاهشان به انقلاب، فرهنگی بود تا سیاسی. خب صورت مسأله هم روشن است که دغدغه آقا به سینما هم فرهنگی باشد. در واقع به اعتقاد ایشان سینما می‌تواند تجلی گاه ارزشهای والای انسانی باشد. این شکل کلی ماجراست که از ابعاد مختلف می‌‌شود به آن نگاه کرد. اما این سینما ویژگی‌هایی هم دارد. مثلا اگر آقا انتظار دارد که در سینمای دفاع مقدس ارزش‌های والای انقلاب و دفاع مردم ایران به تصویر کشیده شود، حتما منظورشان صورت فیزیکی جنگ نیست که متاسفانه در سینمای دفاع مقدس، به استثنای چند کار درخشان بیشتر فیزیک جنگ به تصویر در آمده است. در صورتی که باید روح بزرگ و متعالی دفاع مردم ما در سینمای دفاع مقدس تجلی یابد. چون همین روح معرفتی بود که حماسه ساز شد. شما ببینید چه اتفاقی افتاد که یک آدم از همه چیز خود می‌‌گذشت به خاطر اعتقادات و کشورش. من فکر می‌‌کنم آقا دنبال چنین نگاه‌هایی هستند. که البته به تصویر کشیدن اینها هم کار سختی است.
من معتقدم که باید تکنیک و محتوا هم عرض یکدیگر رشد کنند. خیلی وقت‌ها ما محتوای خیلی خوبی داریم ولی زبان بیان ‌آن را خوب نمی‌شناسیم. عدم شناخت زبان و ساختار مناسب، سینمای جنگ ما را تبدیل کرد به سینمایی تبلیغاتی. هنر سینمای ما بعد از انقلاب به یک بلوغ خوب و درستی نرسید. اگرچه در عرصه‌های جهانی هم دستاوردهایی داشتیم. ولی در بسیاری موارد در سطح ماندیم. برای همین است که سینما افول کرد. با همه اینها آقا با توجه به حساسیت، درایت و نگاه عمیقی که نسبت به مسایل هنری دارند و با شناختی که من از ایشان دارم هرگز سعی نکردند برای کسی نسخه بپیچند.
همچنین یکی از ویژگی‌‌های آقا این است که همه چیز را خوب رصد می‌کنند. شاید برایتان جالب باشد که بدانید ایشان حتی سینمای روز دنیا را دنبال می‌‌کنند. منتها این به آن منزله نیست که ایشان بخواهند برای کسی نسخه بپیچند یا بخواهند سینما را به سمتی ببرند. ایشان همواره نگاه کلی را ترسیم کرده‌اند. منتها متاسفانه مسئولین ما بیشتر در سطح ماجرا مانده‌اند. مثلا اگر ایشان از سینمای دینی و آرمانی به عنوان دغدغه خود سخن گفته‌اند، مسئولین فرهنگی روح فیزیکی آن را دریافته‌اند. یعنی فکر کرده‌اند که اگر بروند کمیت را بالا ببرند و مثلا در سال ۶ فیلم با این مضمون بسازند و مظاهر دین را به تصویر بکشند حتما خواسته‌های رهبری را انجام داده‌اند. در حالی که من خبر دارم ایشان از هنری که در آن تظاهر باشد در شکل‌های مختلف به شدت بیزار هستند. به شدت با نوع نگاه ریاکارانه مخالف هستند. بارها از صحبت‌های ایشان متوجه شده ایم که قبل از این که به نگاه برسیم باید به ساختار مناسبی دست پیدا کنیم. هنر چیزی نیست که شما امسال ببرید و بسازید و سال بعد از آن بهره ببرید. یک دهه شاید هم بیشتر طول می‌‌کشد تا نتیجه بگیرید. در همین ۳ دهه ای که از پیروزی انقلاب اسلامی می‌‌گذرد شما ببینید ما چقدر هنرمند انقلابی توانسته ایم پرورش بدهیم که کارشان مطلوب و متناسب با استاندارد‌های هنری باشد؟ خم رنگرزی که نیست. به همین دلیل هم هست که به کمیت می‌‌افتند، به جای این که به فکر کیفیت باشند. آمار می‌‌دهند که مثلا ما ۹۰ فیلم ساختیم. خوب بیاییم ببینیم که از این ۹۰ تا فیلم چند تایش به درد می‌‌خورد. حالا هم که ماشاء الله به برکت این تله فیلم‌ها می‌‌بینی از ۹۰ تا فیلم ۶۰ تایش فیلم‌های ویدئویی هستند که همین طور سردستی گرفته‌اند و رفته‌اند. البته من هیچ امیدی ندارم. حتی خود آقا هم در دیدار با سینماگران انتقاد کردند به وضعیت موجود و به صراحت گفتند امید من به شماهاست. اگر اتفاقی هم بخواهد بیفتد توسط خود هنرمندان است. در این جمله هم چند پیام مهم هست، پیام اصلی این است که در هیچ دوره ای سیاست گذاران فرهنگی نتوانسته‌اند بوجود آوردنده اتفاقات بزرگ باشند. همیشه در طول تاریخ این هنرمندان بوده‌اند که درخشیده‌اند.
به هر حال یعنی اینکه خیلی هم ننشینید به امید فلان مسئول فرهنگی که فضایی را برای شما باز کنند. شما تعیین کننده هستید و باید عرصه را برای خود باز کنید. منتها سینمای ما خیلی قائل به نگاه دولتی است، به هر حال سینما یک بخشی‌اش هنر است و یک بخشی‌اش صنعت. سینمای بخش خصوصی هم که به معنای مطلق نداریم. چون حتی تهیه کننده‌هایی که خودشان سرمایه‌گذاری می‌‌کنند از یارانه‌های دولتی استفاده می‌‌کنند. مثل نگاتیو، دوربین... و از هزینه‌های دولتی استفاده می‌‌کنند. بنابراین گره خوردن با سیاست‌های درون دولت این بخش را آسیب پذیر می‌‌کند. زمینه‌های رشد و تولد نگاه جدید مسدود می‌‌شود. چون سلیقه فلان مسئول وسط می‌‌آید و گاه فیلمساز را مجبور می‌‌کنند که تمکین کند یا برود و گوشه عزلت بنشیند. من معتقدم که متاسفانه در خصوص آقا کم لطفی شده و نگاه ایشان به هنر مهجور مانده است. تصویری که از ایشان داده شده بیشتر محدود می‌‌شود به اینکه ایشان یک رهبر سیاسی و حکومتی است. به نظرم در این رابطه به شدت به ایشان جفا شده است. چون سابقه فرهنگی ایشان به مراتب به دیگر سابقه‌هایشان می‌‌چربد. عرض کردم ایشان در زمینه‌های فرهنگی جامع الشرایط هستند.
شما هیچ یک از مسئولین فرهنگی کشور را نمی‌توانید نام ببرید که به اندازه ایشان با سواد باشد. فیلم دیده باشد، موسیقی، تئاتر و هنرهای تجسمی را بشناسد. من یادم هست در سالهای پیش، حوزه هنری جلسات شعری می‌‌گذاشت. ماه رمضان بود. مسئول حوزه یک‌تعداد مجموعه شعرمنتشر شده را آورد خدمت آقا به عنوان افتخارات نشر یکساله. خب به لحاظ کمی کلی کتاب بود، فکر کرد آقا الان به وجد می‌‌آیند. اما آقا همین که این کتاب‌ها را تورق می‌‌کردند کلی غلط ویراستاری، محتوایی و... از این اشعار گرفتند. خب این مسأله نشان دهنده تسلط ایشان به این حوزه است. خیلی وقت‌ها که برای بازدید از نمایشگاه کتاب رفته‌اند، وزیران وقت در کنار ایشان کم آورده‌اند، آنقدر که اطلاعات ایشان جامع و کامل است. اینکه چهره فرهنگی ایشان مهجور مانده است بخشی‌اش بر می‌‌گردد به این که خودشان اهل تبلیغ نیستند و به دیگران هم این اجازه را نداده‌اند که برایشان تبلیغ کنند. من شنیده ام که ایشان هر دو سه ماه یکبار جلسات نقد رمان و داستان دارند. با ناشران و نویسندگان و مترجمانی که این کتاب‌ها را چاپ کرده‌اند، صحبت می‌‌کنند. یکی از دوستان تعریف می‌‌کرد که فیلم بادبادک باز تازه ساخته شده بود، آقا گفته بودند که رمانش فوق العاده است. امیدوارم فیلمش هم به اندازه رمانش باشد. همه اینها نشان دهنده اشراف جدی ایشان به مقوله هنر است. اما این که نگاه ایشان تاکنون مهجور مانده است یک بخشی‌اش هم به کوتاهی رسانه‌ها باز می‌‌گردد که خیلی سطحی با چهره ایشان برخورد کرده‌اند. من حتی یک بار به دوستان تلویزیون اعتراض کردم که چرا این همه ایشان را به عناوین مختلف خرج می‌کنید؟ هر کانالی که می‌‌زنید تصویر و صحبت‌های ایشان پخش می‌شود. این کارها خراب کردن چهره کسی است که در قله این کشور ایستاده است. این نوع برخورد درشان انقلاب و رهبر ما نیست.[نیازمند منبع]

من امروز تبرکاً این جا آمدم و به‌عنوان مهمان این‌جا حضور پیدا کردم. من به‌هرحال توفیق حضور در کارهای دفاع مقدس را از نزدیک نداشتم و دورادور در سایه‌ی دوستان عزیز فیلم‌ساز خودم بودم. ولی طعم روزهای زیبای دوران دفاع مقدس، همه‌ی ما را دلتنگ می‌کند. حالِ آن روزها ما را - خود من را- دچار یک افسردگی می‌کند که بر ما چه گذشته؟ امروز بر ما چه می‌گذرد؟ دورانی که پر از شور و شعف و مردانگی بود. دورانی که کسی زور نمی‌زد، تلاش نمی‌کرد که در صف اول باشد، همه برای صف آخر بودن تلاش می‌کردند. کسی تلاش که نامش در تیتر اول بماند همه تلاش می‌کردند که در تیترهای آخر بمانند. همه تلاش می‌کردند که مخفیانه کاری را بکنند. شبانه، نیمه‌شب بلند شوند که کسی آن‌ها را نبیند که کفش‌ها را واکس می‌زدند و کفش‌ها را جُفت می‌کردند و بسیاری از چیزهای زیادی که خودِ عزیزان خاطرات آن را به زیبایی دیدند و شنیدند.
مردم عزیزی که نداشته‌های خودشان را تقسیم می‌کردند. یادم هست که همه‌ی شما به‌هرحال شاهد بودید و شنیدید. پیرزنی را یک‌بار در تلوویزیون دیدم؛ دو تا تخم‌مرغش را آورده بود و می‌گفت که این‌ها تمام داشته‌های من است. به‌راستی چه شده است! امروز آن روزهای زیبا که من فکر می‌کنم که اسمش را به جای جنگ دفاع مقدس، یعنی عنوان جنگ را برداریم، اسمش را بگذاریم "رؤیاهای سرزمین من، سرزمین ایران" رؤیاهایی که شاید هیچ‌وقت تکرار نشود. انگار که جنگ واقعی الآن است؛ یعنی جنگی که در آن خشونت است و جنگی که در آن کینه است، الآن دارد اتفاق می‌افتد. آن موقع ما در یک رویای بسیار زیبایی به‌سر می‌بردیم که پر از زیبایی بود، پر از طراوت بود، کسی، کسی را متهم نمی‌کرد، کسی به کسی تهمت نمی‌زد، کسی تلاش نمی‌کرد که بیاید نفر اول بایستد. همدیگر را متهم نمی‌کردیم. چه بلایی به سر ما آمده، چه شده، ما امروز کجا ایستادیم؟ چرا این جور است؟ آقا ما همه دلتنگیم، آقا همه دلمان به تنگ آمده. آقا من حالم خوب نیست آقا. ما کجا می‌رویم؟ چرا به همچنین روزی افتادیم. چه کار می‌کنیم، همه‌چیز را داریم قطعه قطعه می‌کنیم، داریم تکه‌تکه می‌کنیم. پس آن رشادت‌ها و ازخودگذشتگی‌ها و آن ایثار‌ها کجا رفته؟ کجا رفته که ما هروقت پیروز میدان هستیم، سرمان را پایین بیاوریم و بگوییم ما پیروز نیستیم. مثل درختی که بار بیشتری دارد، سرش را پایین‌تر می‌آورد. غرور ما را گرفته. فکر می‌کنیم از خودمان چیزی داریم. از خودمان چیزی نداریم. ما هرچه داریم متعلق به همین شهداست که ما الآن این‌جا ایستادیم.
هرچه داریم متعلق به همه‌ی این عزیزان بود که پایمردی کردند و برخاستند که ما امروز ما داریم در عرصه‌های مختلف قدم می‌زنیم. چه شده، چه باوری داریم ما؟ به کجا رفتیم که ما مدعی همه‌چیز شدیم. چرا مدعی همه‌چیز شدیم؟ آن دلاور‌مردانی که بی‌نام ماندند و تا امروز هم بی‌نام ماندند، قهرمان‌های واقعی ما آن‌ها هستند. نه آن‌هایی امروز تحت هر عناوینی که به آن بدهیم، ادعا می‌کنند. ببخشید حالم خوب نیست آقا. خیلی از فیلم‌سازها می‌خواستند امروز بیایند که نیامدند. دلیل نیامدنشان نه بی‌حرمتی باشد، گفتند حالمان بد است. بیاییم آن‌جا بنشینیم که چه؟ ما می‌خواهیم آقا را در فرصتی مناسب ببینیم و درد دل کنیم. حرف‌هایمان را با آقا بزنیم. بگوییم آقا حالمان بد است. بگوییم چه بلایی دارد سر ما می‌آید. همه‌چیزمان دارد از دست می‌رود. داشته و نداشته‌هامان دارد از بین می‌رود. کجا رفته آن باورها و اعتقادات و ایثارها و ازجان گذشتگی‌ها؟
چرا همه همدیگر را متهم می کنیم؟ تلاش نمی‌کنیم تا فضا را به یک فضای روشنی و زیبایی ببریم. هیچ‌کس حاضر نیست از حقی بگذرد؛ همه‌چیز یک‌طرفه است. آقا اگر اجازه بدهید، می‌خواهم جسارتاً بگویم که تلویزیون حق ندارد تصویر من را پخش کند. نه الآن بلکه هیچ‌وقت دیگر راضی نیستم که تلویزیون تصویر من را پخش کند. تلویزیونی که مجید مجیدی را در لیست سیاه خودش می‌برد، نه این‌که من کسی باشم. من هرچه دارم از انقلاب دارم و از خون شهدا دارم. هرچه که دارم. چیزی که ندارم، هیچ ادعایی هم ندارم. ولی کار به کجا می‌کشد. و اگر درایت شما و تدبیر خردمندانه‌ی شما نبود، قطعاً این کار را می‌کردم. خودم آن لیست را با چشم خودم دیدم، بعد هم در جراید آمد.
ما داریم به کجا می‌رویم. من الآن راضی نیستم. من از همین‌جا می‌گویم که تلویزیون حق ندارد بعد از این لااقل در مدیریت جدید، هیچ تصویری از من پخش بکند. برای این‌که این بی‌حرمتی است. ما این بی‌حرمتی‌ها برای چه می‌کنیم؟ چرا به همین راحتی همه را داریم آزرده می‌کنیم. برگردیم به اصلمان. اصل ما کجاست؟ اصل ما انقلاب بوده، اصل ما جنگ بوده. همه‌ی آن ضررهایی که داریم می‌دهیم برای این است که ما این اصل را فراموش کردیم.
ما زنده نکردیم دوران انقلاب را. ما نتوانستیم آن ارزش‌های انقلاب را زنده کنیم. یک رُمان اساسی در حوزه‌ی زمان انقلاب نتوانستیم - خودم را متهم می‌کنم، نمی‌خواهم به همه و مسؤولین بگویم- همه‌ی ما مقصر بودیم. در حوزه‌ی سینما و در حوزه‌های مختلف مخصوصاً در زمینه‌های انقلاب و دفاع مقدس که آقای فراستی بخش‌هایی از آن را فرمودند در بحث مخاطب و غیره. آن‌ها به‌عنوان ذخایر، به‌عنوان سوخت ذخیره‌ی ما که باید می‌آمدند و پشتیبانی ما قرار می‌گرفتند که نسل‌های ما را هدایت می‌کردند که ما امروز به این وضع نمی‌افتادیم. ما در این مدت هرچه خوردیم، از جیب خوردیم. معلوم است که جامعه‌ی ما به این‌چنین وضعی می‌رسد، به همچنین وضع نامتعادلی می‌رسد که بی‌اخاقی و بی‌اخلاق در جامع وارد می‌شود و همه‌چیز مجاز می‌شود.
خدای نکرده فضای دروغ، اتهام همه‌چیز مجاز می‌شود. من خدمت حضرت‌عالی گفتم که فیلمی که من ساخته بودم، سه بار تکذیب کردم که خانمی که در فیلم من بازی کرده هنرپیشه نیست. اما آن‌ها گفتند که هنرپیشه است. سه بار تکذیب کردم ولی دوباره در رسانه‌های رسمی گفتند که از هنرپیشه استفاده کرده. من به‌عنوان یک چیز کوچک عرض می‌کنم. البته دروغ کوچک و بزرگ ندارد. منتهی میخواهم عرض کنم که ما برای چه به این‌جا رسیدیم؟ برای این‌که تهی شدیم، خالی شدیم. برای این‌که از معنویت خالی شدیم. برای این‌که از آن ریشه‌های خومان جدا شدیم. چه آن ریشه‌هایی که متعلق به ساحت مقدس ائمه‌ی اطهار است که به هرحال ما معتقدیم که این کشور متعلق به آقا امام زمان است. روز به روز از آن ارزش‌ها و از آن معنویت متأسفانه فاصله‌هایی را گرفتیم. و همه‌چیز در حد شعار و سطح آمده. این بزرگ‌ترین آفتی که گریبان‌گیر جامعه‌ی ماست که به شعارزدگی محض رسیدیم.
اما ما در آن دوران رؤیایی از این مسائل نداشتیم. همه‌چیز عیان بود و همه‌چیز، آن خلوص و معنویت را داشت. و من امیدوارم که به لطف پروردگار و با توجه به خون شهدا و عزیزانی که پشتوانه‌ی این انقلاب بودند، خود مقام معظم رهبری و نفَس پاک مادران شهدا ان‌شاءالله برگردیم به اصل خودمان و به آن باورهای اصیل برگردیم و ان‌شاءالله دوباره ایرانی سربلند داشته باشیم؛ ایرانی سرفراز که دوباره به آن روزهای پر از امید و نشاط برگردیم. والسلام علیکم و رحمة‌الله[۳]


پانویس

  1. «جایگاه آن سوی ابرها در کارنامه مجید مجیدی». پایگاه خبری گلونی.
  2. «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۵ مه ۲۰۱۹. دریافت‌شده در ۵ مه ۲۰۱۹.
  3. «سخنان مجید مجیدی و رهنمودهای رهبر انقلاب» مقدار |url= را بررسی کنید (کمک). ۲۵ شهریور ۱۳۸۸. دریافت‌شده در ۷ تیر ۱۴۰۵.

پیوند به بیرون


1405/06/21

به روز رسانی : 1405/06/07

تعداد بازدید: 0
یاقوت