سهیلا جوادی
کارگردان مستند زندگی اسدالله لاجوردی به خبرگزاری مشرق میگوید:
از زمانی که تصمیم به ساخت این مستند گرفتم با خودم مقرر کرده بودم که روایت من ناظر به تحقیقات باشد. از آنجا هم شروع به ارتباط گرفتن با همه کسانی کردیم که میتوانند صحبتهای متفاوتی به این سوژه داشته باشند؛ فارغ از اینکه خط و ربط سیاسیشان چیست. با بسیاری از افراد ارتباط گرفتیم. جالب بود. خیلی از چهرههایی که مخالف لاجوردی بودند و هستند درخواست مصاحبه ما را رد کردند. افرادی که در رسانهها علیه لاجوردی صحبت هم میکنند. ما سراغشان رفتیم و گفتیم بیایید همین حرفها را در فیلم هم بزنید؛ در کمال امانت حرف شما را در فیلم قرار میدهیم و حرفهای طرف دیگر را هم توی فیلم روایت میکنیم؛ نه تنها همکاری نکردند بلکه حتی سنگاندازی هم کردند؛ مثلاً به صدا و سیما فشار آوردند تا این پروژه را متوقف کنند و جلویش را هم بگیرند.
قصد داشتند کار را هم تعطیل کنند. حتی با رئیس صداوسیما هم تماس گرفتند که پروژه را متوقف کنند ولی این اتفاق نیفتاد و کار تولید شد. در حین فرایند تولید هم توانستیم توابانی را پیدا کنیم که مستقیماً زیر دست شهید لاجوردی بودند. هیچ فردی نمیتواند به اندازه اینها از شهید لاجوردی روایت داشته باشد.
چند سال در زندانی بودند که لاجوردی مسوول آن بوده است. اینها را پیدا کردیم و این مسئله اتفاق خوبی را برای ما رقم زد. بعضی از این آدمها همین الان با زندانبانهایشان جلسه ماهانه دارند. مینشینند و با هم زندگی و تفریح میکنند ولی خب فضاسازیها علیه لاجوردی چنان سنگین است که نمیشود این موضوعات را علنی کرد.
سختتر از مصاحبهها، پیدا کردن منابع آرشیوی بود. آرشیو صداوسیما، حزب مؤتلفه، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، دادگاه انقلاب، سازمان زندانها و بعضی آرشیوهای شخصی از جمله منابع مورد مراجعه ما بود. ما در این مستند برای اولین مرتبه بخشهایی از دادگاه قاتل شهید لاجوردی را به تصویر کشیدهایم. سعی کردهایم برای به تصویر کشیدن دهه ۶۰ از تصاویر و آرشیوهای دیده نشده بهره بگیریم. گرفتن این آرشیوها خیلی سخت بود. البته فیلم هنوز هم کامل نیست و نقصهای زیادی دارد. بیشترین نقص هم به دلیل صحبت نکردن مخالفان لاجوردی بود.[۱]
