سیمرغ بلورین جشنواره فجر سیمرغ زرین بهترین فیلم از نگاه ملی تندیس حافظ بهترین کارگردانی مجموعههای تلویزیونی جایزه بزرگ جشنواره فیلم مسکو جایزه بهترین فیلم سینمایی ققنوس جایزه بهترین فیلم جشنواره کازان روسیه
بهروز شعیبی
بهروز شُعیبی عمرانی (زادۀ ۲۵ شهریور ۱۳۵۸ در مشهد) مشهور به بهروز شُعیبی، بازیگر و کارگردان سینما و تلویزیون ایران است و مدیرعامل انجمن سینمای جوانان ایران است.
شعیبی فعالیت خود را در حوزه مطبوعات سینمایی نیز تجربه کرده و با روزنامه همشهری، نشریه سینما ویدئو و مجله روز هفتم همکاری داشته است. فعالیت حرفهای او در سینما از سال ۱۳۷۵ با بازی در سریال «بازگشت پرستوها» آغاز شد و در سال ۱۳۷۶ نقش کوتاهی در فیلم «آژانس شیشهای» ایفا کرد.
نقطه عطف کارنامه بازیگری او ایفای نقش در فیلم سینمایی «طلا و مس» در نقش «سید رضا» بود و پس از آن نیز با بازی در سریال «تنهایی لیلا» به یکی از تیپهای شناخته شده جوانِ مؤمن سینما و تلویزیون در میان مردم تبدیل شد.
او علاوه بر بازیگری، در حوزه کارگردانی نیز فعال است و اولین تجربه خود را در سال ۱۳۸۴ با فیلم «باغ آلوچه» آغاز کرد. از دیگر آثار مهم او میتوان به فیلمهای «دهلیز»، «آغوش باز»، «سیانور»، «دارکوب»، «بدون قرار قبلی» و سریالهای «پردهنشین» و «گلشیفته» اشاره کرد.
فیلم «دهلیز» که به موضوع قصاص و بخشش میپردازد، در سیویکمین جشنواره فیلم فجر بهعنوان بهترین فیلم بخش نگاه نو انتخاب شد. سریال «پردهنشین» نیز از پرمخاطبترین آثار تلویزیون در سال ۱۳۹۳ بود و فیلم «سیانور» با محوریت زندگی مجید شریفواقفی، یکی از مهمترین آثار سینمای ایران درباره مجاهدین خلق محسوب میشود. آثار شعیبی معمولاً بر مسائل اجتماعی تمرکز دارند و در روایت داستانهای مذهبی و تاریخی نیز توانمند هستند.
او از جمله چهرههایی است که در آثار خود نگاههای محتوایی خود را دل داستان های اجتماعی و خانوادگی روایت می کند و در خلق آثار تاریخی نیز توانسته یکی از موفقترین چهرههای سینمای ایران در دهههای اخیر باشد.
او هرچند در روایتهایش سراغ موقعیتهای پرآسیب و ملتهب مانند اعتیاد و فسادهای اقتصادی نیز رفته، ولی هیچگاه این آثار باعث نشده تا به سینمای سیاه یا روایتهای زجرآور از مشکلات و مسائل اجتماعی تبدیل شود. او همچنین از معدود چهرههایی است که به سراغ روایت خانوادهها و موقعیتهای مذهبی و خانواده روحانیون رفته و در کارگردانی و بازیگر آثاری چون طلا و مس، پرده نشین، بدون قرار قبلی در این عرصه آثار موفق و ماندگاری را ثبت کند.
فیلم سینمایی بدون قرار قبلی از شعیبی نیز ازجمله آثاری است که از حیث رعایت تکنیک و فرم سینما و پیوند آن با مضمون پناه به حضرت علیبن موسی الرضا(ع) مورد توجه قرار گرفت.
شعیبی با فاطمه کمالی، گریمور سینما و تلویزیون، ازدواج کرده و یک پسر به نام هاتف دارد.
بهروز شعیبی در ۲۵ شهریور ۱۳۵۹ در مشهد به دنیا آمد.[۱] او در خانوادهای فرهنگی زندگی کرد و علاقهمندی او به سینما و تلویزیون، از دوران نوجوانی شکل گرفت.[۲] او بعد با فاطمه کمالی، یکی از گریمورهای سینما و تلویزیون، ازدواج کرد و پسری به نام هاتف دارد.[۳]
از فعالیت مطبوعاتی تا بازیگری و کارگردانی
او در ابتدا وارد کارهای مطبوعات سینمایی شد و با روزنامه همشهری، نشریه سینما ویدئو و مجله روز هفتم همکاری کرد. او با کارهای تئاتر، تجربههای هنری کسب کرد. او اولین بازیگری خود را در سال ۱۳۷۶، کار خود را با بازی در بازگشت پرستوها آغاز کرد.[۴] او سپس سال ۱۳۷۶ نقش کوتاهی در فیلم آژانس شیشهای برعهده داشت. او بهخاطر باورها یا علایق شخصیاش، عموماً در فیلمهای مذهبی یا با مضمون دینی فعالیت میکند.[۵]
نخستین تجربه کارگردانی
شعیبی اولین تجربه کارگردانی خود را در سال ۱۳۸۴ با فیلم باغ آلوچه شروع کرد. بازی گرفتن خوب از کودکان در این فیلم، باعث شد تا اولین تجربه کارگردانی او موفق ارزیابی شود. بهروز شعیبی با بازی در فیلم طلا و مس (محصول ۱۳۸۷)، به شهرت بیشتری رسید و نقش او «سید رضا» از شخصیتهای به جا مانده در ذهن مخاطب محسوب میشد.[۶]
شعیبی مجموعه تلویزیونی پردهنشین را در سال ۱۳۹۳ کارگردانی کرد که از کارهای پرمخاطب تلویزیون در آن زمان بهشمار میآمد؛ همچنین وی با کارگردانی فیلم «دهلیز» توانست رضایت مخاطبان و نیز تحسین منتقدین سینما را بهدست آورد؛ این فیلم در سیویکمین دوره جشنواره فیلم فجر، بهعنوان «بهترین فیلم بخش نگاه نو» انتخاب شد. ایفای نقش روحانی در طلا و مس، فیلم تحسینشده منتقدین و مخاطبان سینما، از دیگر فعالیتهای هنری و برجسته شعیبی است.
آثارشناسی
بیشتر آثار او در مقام کارگردان الهامگرفته از مسائل اجتماعی است؛ برای نمونه فیلم دهلیز که به مسئله قصاص و بخشش در قالب یک درام پرداخته، در سیویکمین جشنواره فیلم فجر بهعنوان بهترین فیلم بخش نگاه نو انتخاب شد و نیز سریال پردهنشین که از کارهای پرمخاطب تلویزیون در سال ۱۳۹۳ بود؛ بدون قرار قبلی از دیگر کارهای شعیبی است که میتوان آن را نمونهای از سینمای معناگرای دینی و مذهبی دانست.
بهروز شعیبی برخلاف بازیهای یکنواختش در فیلمهایی که بهعنوان بازیگر در آنها حضور دارد؛ اما در کارگردانی سعی میکند تا کارنامهای متنوع داشته باشد. یکی از بهترین آثار او، مجموعه تلویزیونی پرده نشین عنوان شده است. او در این اثر، بهخوبی توانست تا روایتی جدید از زندگی روحانیت را بدون شعار و توضیحات اضافه به تصویر بکشد. ظاهر او عموماً در طول بازیهایش، ثابت است. او به صورت مردی خوب، با ریش و موهای بلند و درهم و عینکی دور مشکی ظاهر میشود. ظاهری که اولین بار در بازی در فیلم طلا و مس، به مخاطبان نشان داده شد.[۷]
جوایز و افتخارات
بهروز شعیبی در چهل و چهارمین دوره جشنواره فیلم مسکو
«بدون قرار قبلی» یک فیلم شخصیتمحور است و اتفاقاً شخصیتهای ما در این قصه به لحاظ درام شخصیتهای خوبی هستند و این دغدغهای که من همیشه داشتهام، تلاش برای بروز توانایی بازیگرهای خوبمان است که در فیلم هم سعی کردهایم این را انجام دهیم. هم خانم آهنگرانی نقش بسیار متفاوتی دارند و هم خانم کردا اینطور هستند و در واقع دو خانمی هستند که نقش متفاوتی دارند. صابر اَبَر و مصطفی زمانی هم به نظرم متفاوت هستند، هر چند شخصیتهایی که بازیگران آقای ما در سینما بازی میکنند، معمولاً آنقدر در فیلمها و سریالهای مختلف تنوع دارد که شاید نمونهای مثل رضا عطاران را کمتر پیش میآید که آدم بتواند خیلی متفاوتشان کند ولی فکر میکنم که تلاشمان را کردیم.[۸]
من به عنوان بازیگر و کارگردان برای خودم دو هویت متفاوت قائلم؛ یعنی وقتی میگویند بهروز شعیبی بازی میکند، بازیگر است. وقتی میگویند کارگردانی میکند، کارگردان است. برای همین هم پیشنهادهایی که به من میشود را با آن بخشی که قرار است کار کنم بررسی میکنم. ممکن است یک فیلمنامه را به عنوان بازیگر دوست نداشته باشم اما به عنوان کارگردان دوست داشته باشم آن را کار کنم. در نتیجه دو عرصه بازیگری و کارگردانی را خیلی با هم قاطی نمیکنم.[۹]