مهدی محمدنژادیان
سالهای نخست آغاز جنگ داخلی دل خوش به این بودم که عماد به تبع سن و سالش تنها با افکار و نظرات گروههای مختلف درگیر آشنا میشود. و میلی به ایفای نقشی فعال در این مجال ندارد. رستوران محل کار پدرش در مجاورت یکی از خطوط اصلی درگیری قرار داشت. و پای صحبتهای طرفداران احزاب و گروه های حاضر در این نزاع نشستن کمترین و طبیعی ترین میزان ورود او به عرصه جنگ داخلی به حساب میآمد. اما کم کم ورق برگشت. و عماد احساس کرد باید متناسب با سن و تواناییهایش مسئولیتهایی بپذیرد. مسئولیتهایی از قبیل مشارکت در جهاد دیوار چینی.
به منظور حفاظت از سلامت اهالی در مقابل شقاوت تک تیراندازان و همراهی با گشت زنی شبانه ای که به منظور حفظ امنیت مناطق مسلمان نشین ترتیب داده میشد. شمار زیادی از فلسطینیهای حاضر در لبنان نیز در این گشتهای شبانه حضور پیدا میکردند و این موقعیت، زمینهی دمسازی هرچه بیشتر عماد با آنها فراهم می آورد.[۱]
