مهدی کاموس
صدرا علیبک در گفتوگو با خبرنگارفرهنگی خبرگزاری تسنیم، جزئیاتی از تولید مستند "دیوانگی" را بیان کرد که در ادامه میخوانیم:
علیبک درباره شکلگیری ایده این مستند گفت:
ایده تولید این فیلم از خودمان آغاز شد. ما جمع ۴ نفرهای از دبیرستان بودیم که وارد دانشگاه شریف شدیم. یکی دو ترم درس خواندیم و آرام آرام این سؤال برایمان جدی شد که «دانشگاه رفتن که میگفتند، همین بود؟»، «چرا دانشگاه آمدیم؟» و … این سوالات آرام آرام گسترش پیدا کرد و وقتی با سیدمحمدصادق کشاورزی صحبت کردیم رنگ و بوی جدیتری به خود گرفت که ماحصل آن را در فیلم میبینید.
وی اضافه کرد:
وقتی وارد دانشگاه شریف میشوید میبینید که همه به صورت جدی مشغول کار هستند، اما اگر کمی ریزبین بشوید متوجه میشوید که دانشگاه بسیار شبیه به همان دوران دبیرستان است، با این تفاوت که فضایش کمی بازتر است.
این مستندساز تأکید کرد:
هدف ما از ساخت این فیلم مستند این نبود که بگوییم دانشگاه بد است و نباید سمتش رفت. در حقیقت، قصد نقد دانشگاه را نداشتیم، حتی در انتهای فیلم میبینید که محمدصادق کشاورزی به این نتیجه میرسد که آیندهاش در فضای آکادمیک باید رقم بخورد. بحث اصلی ما در این فیلم این است که لازم نیست همه دانشگاه بروند؛ عدهای باید بروند و یک عده باید آینده کاری خود را در فضایی دیگر جستوجو کنند. به عبارت دیگر، هر آدمی مسیر منحصر به فردی در زندگی خود دارد و نباید از یک الگوی از پیش تعیینشده پیروی کرد.
وی در پاسخ به این سؤال که بخشی از انتخاب دانشآموزان برای ورود به دانشگاه تحت تأثیر فضای عمومی جامعه، فشار مدرسه و خانواده است، گفت:
البته درست است که بخشی از مسیر زندگی هر فرد بستگی به بستری دارد که در آن زندگی میکند، اما تصمیم گرفتیم در این فیلم حرف خود را مستقیماً به دانشجویان و دانشآموزان بگوییم و از آنان بخواهیم که نسبت به آینده خود بیشتر حساس باشند و بدانند که از دانشگاه رفتن و درس خواندن دقیقاً چه چیزی میخواهند؟
علیبک بیان داشت:
عدهای ما را نقد کردند و میگفتند چرا در این مستند راهکار ندادهاید؟ بهنظرم اگر راهکار میدادیم نقض غرض کرده بودیم. همه حرف ما به دانشآموزان و دانشجویان در این مستند این است که خودشان با تحقیق و پژوهش، برای آینده کاری، شغلی و تحصیلیشان تصمیم بگیرند و نگاهی به افراد دیگر و محیط غالب اطراف نکنند؛ بنابراین راهکار دادن از سوی ما اشتباه بود.
او دربارهٔ اینکه آیا یک نوجوان ۱۷–۱۸ ساله توانایی تصمیمگیری دربارهٔ این موضوع به صورت تنها را دارد یا خیر، گفت:
شاید در وهله اول به راحتی نتوانند تصمیمگیری کنند اما اگر دنبالش باشند، میتوان نتایج بهتری در تصمیمات مهم بعدی گرفت.
این مستندساز که به زودی از دانشگاه شریف فارغ التحصیل میشود در پاسخ به سؤالی دربارهٔ اینکه هدف خود پس از این دوره چیست، بیان داشت:
سال بعد کنکور ارشد دارم، اما در رشته مهندسی شرکت نمیکنم؛ یا در حوزه سیاستگذاری علم و فناوری تحصیل میکنم یا وارد رشته مدیریت رسانه خواهم شد.
علیبک دربارهٔ علاقه دانشآموزان به شرکت در کنکور تجربی طی سالیان اخیر گفت:
اکنون میبینید که آمار شرکتکننده در کنکور تجربی به بیش از ۵۰۰ هزار نفر رسیده است؛ این موضوع به خوبی نشان میدهد که مسیر دانشآموزان برای ادامه تحصیل بیشتر تحت تأثیر جو جامعه است و عمدتاً مسیر فکرشدهای در پشت آن وجود ندارد. در حقیقت همین موضوع نیز گزارهای برای تأیید فیلم ماست. از سویی دیگر میبینید که در هر دهه به صورت ناگهانی رشتهای خاص ترند شده و در دههای دیگر از حیث استقبال افت میکند. برای مثال در دهه ۱۳۷۰ و ۱۳۸۰ رشتههای مهندسی بسیار ترند شده بود و همه در کنکور آن شرکت میکردند اما از دورهای به بعد این رشتهها اشباع شد و حالا نوبت به رشته تجربی رسیده است.
وی بیان داشت:
همه به این موضوع فکر میکنند که چه رشتهای بازار کار دارد و سراغ آن میروند اما این سؤال را از خود نمیپرسند که آیا میتوانم در این رشته موفق شوم یا خیر؟ نتیجه این موضوع این میشود که طرف دانشجوی پزشکی شده اما به دلیل فشارهایی که رویش قرار دارد و نتوانسته به اهداف مالی خود برسد، به پوچی میرسد و از درسی که خوانده لذتی نمیبرد.
او دربارهٔ فعالیت جدید خود توضیح داد و گفت:
پس از ساخت مستند «دیوانگی» و در اکرانها متوجه شدیم که تعداد سوالات دربارهٔ این موضوع زیاد است؛ بنابراین مجموعهای به نام مدرسه دیوانگی را راهاندازی کردیم، تا این فضا را جدیتر ادامه بدهیم. این روزها مشغول ساخت مستندی دربارهٔ عطش بسیار زیاد به کنکور تجربی هستیم و به نظرم تا آخر تابستان آماده خواهد شد.[۲]
