مژده خنجری
ابتدا باید ببنیم چرا به این نتیجه رسیدهاید که چنین رغبتی در میان فیلمسازان وجود ندارد؟ به نظرم این رغبت وجود دارد کما اینکه خود من این رغبت را دارم و علاقهمندم مجدد در این حوزه فیلم بسازم چراکه تجربه جذابی برای من بود.
وی دربارهٔ کمبود آثاری از این دست در ویترین سینمای ایران افزود: دلیل اصلی این مسئله این است که فیلم تاریخی، فیلم گرانی است و مشکل اصلی برای فیلمسازان این است که شرایط ساخت چنین آثاری فراهم نمیشود. فیلمهای گران فارغ از این اینکه مرتبط با تاریخ اسلام یا تاریخ ایران باشند، مشکل اصلیشان همین هزینه بالاست و رفع این مشکل هم نیاز به حمایتهای دولتی دارد.
واقعیت این است که در این زمینه فیلمساز با تجربه هم کم داریم. بعد از نسل فیلمسازان باسابقهای همچون داوود میرباقری و مهدی فخیمزاده، نسل جوانتر میشود نسل ما که مگر چند کارگردانی تاریخیساز داریم؟
ورود به این حوزه حتماً اذیتها و سختیهایی دارد. امروز فیلمسازی اساساً کار سختی شده است و این نوع خاص فیلمسازی طبیعتاً سختتر هم هست.
واقعه غدیر خم قطعاً ظرفیت لازم برای ساخت یک روایت سینمایی را دارد اما دلیل نداشتن فیلم در این حوزه را از من فیلمساز نباید بپرسید. من شخصاً راغبم که در این حوزه فیلمی را بسازم اما امکان آن باید مهیا شود. این شرایط از طرف دولت و سیستم باید فراهم شود چرا که ساخت چنین پروژهای هزینهبر است. وقتی مدیران و دولتمردان ما سنگ این مسائل را به سینه میزنند، چرا برای آن اقدامی نمیکنند؟
شرایط اینگونه هم نیست که اگر فیلمسازی بخواهد در این زمینه کار کند، بگویند امکانات در اختیارت نمیگذاریم، بلکه آنقدر او را اذیت میکنند که یا عمرش کفاف نمیدهد کارش به سرانجام برسد یا از فرط خستگی کنار میکشد!
من این گزاره را قبول ندارم چرا که فیلمنامه را هم میتوان تولید کرد. اگر همین امروز بخواهیم فیلم «عقاب صحرا» را بار دیگر بسازیم، شاید در حدوود ۳۰ میلیارد تومان هزینه نیاز داشته باشد. هر نهادی مانند وزارت ارشاد بخواهد این ۳۰ میلیارد تومان را تقبل کند، میتواند همان ابتدا بگوید من ۱۰ درصد بودجه را به فرایند تحقیق و نگارش سناریوی خوب اختصاص میدهم. با تخصیص این سه میلیارد تومان، حتی اگر ۲ میلیارد تومان هم دور ریخته شود، با یک میلیارد تومان میتوان به یک فیلمنامه خوب رسید، آیا نمیارزد؟
نمیدانم اینکه برخی مدیران میگویند سناریوی خوب وجود ندارد، چه معنایی دارد. مگر قرار است عدهای در منزلشان برای شما سناریو بنویسند؟ بالاخره یک جایی باید سفارش سناریو را بدهد.
بخشی از مشکلات آن فیلم به این دلیل بود که تهیهکننده حرفهای نداشتیم و بنیاد فارابی هم بعدها متوجه اشتباه خود در این زمینه شد. آن فیلم تهیهکننده خوبی نداشت که حامی ما باشد. بعدها و در میانه راه که کار متوقف شد، دوستان فارابی متوجه اشتباه شدند و خالصانه تلاش کردند آن را جبران کنند. در یک سوم پایانی فیلمبرداری و مراحل پس از تولید کارها سریعتر پیشرفت که آن هم به دلیل حمایت مستقیم فارابی بود.
واقعیت این است که فیلمسازی سخت شده است و این الزاماً به این معنا نیست که عدهای نشستهاند تا ما را اذیت کنند. مگر شرایط زندگی برای مردم سختتر نشده است؟ طبیعتاً فیلمسازی هم در این شرایط به لحاظ مالی و فکری سختتر از قبل شده ما اما همچنان پوستمان کلفت است و در میدان ایستادهایم، وقتی هم تصمیم گرفتیم بایستیم و ادامه دهیم، دیگر نباید غر بزنیم، فقط باید ادامه دهیم و حق خود را بگیریم.[۱]
