سید شهابالدین مرعشی نجفی
محمدكاظم خراسانى (زادهٔ ۱۲۵۵ - درگذشت ۱۳۲۹ قمری)، معروف به آخوند خراسانى، مدرس سطوح عالی علوم حوزوی، از مراجع بزرگ شیعه و از چهرههای نامدار تاریخ فقه شیعه دوازده امامی است.
مشهورترین تألیف او كفاية الأصول از جمله مهمترین آثار علوم حوزوی به شمار میآید.
آخوند خراسانی در سال ۱۲۵۵ قمری در مشهد به دنیا آمد. پدرش، ملا حسین هروی، روحانی اهل هرات بود که قبل از ولادت پسرش به مشهد هجرت کرد.[۱]
آخوند خراسانی به دلیل فوت همسرانش، چهار بار ازدواج کرد. او از همسر دوم دارای چهار فرزند و از همسر سوم، دو فرزند داشت. چهارمین و آخرین همسر آخوند سالها پس از وی زنده بود و در سن نود سالگی درگذشت.[۲]
تحصیلات
محمدکاظم خراسانی، علوم دینی را در مشهد نزد پدر و دیگر عالمان فراگرفت. سپس در رجب ۱۲۷۷ قمری برای ادامه تحصیل راهی نجف شد.[۴]
قبل از سفر به نجف، آخوند خراسانی حدود سه ماه در سبزوار در درس فلسفه حاج ملا هادی سبزواری شرکت کرد. پس از رسیدن به تهران، مدتی در مدرسه صدر ماند و نزد میرزا ابوالحسن جلوه و ملا حسین خوئی، فلسفه و حکمت آموخت.[۵]
اساتید
سید ابوالحسن جلوه را نیز از اساتیدآخوند خراسانی برشمردهاند.[۱۰]
شاگردان
تعداد شاگردان درس اصول آخوند خراسانی بیش از ۱۲۰۰ تن بوده است که حدود پانصد نفر از آنها، مجتهد و یا قریب به اجتهاد بودند.[۱۱]
برخی از شاگردان او عبارتاند از:[۱۲]
آثار خراسانی سهگونه است: تألیفی استدلالی، فتوایی و تقریرات درسهایش.
تألیفی استدلالی
آثار تألیفی استدلالی آخوند خراسانی درباره مباحث اصول فقه، فقه و فلسفه است، که به طور مستقل و یا به صورت شرح و حاشیه بر آثار دیگران تألیف شده است.
فتوایی
تقریرات
در پژوهشهای معاصر درباره آخوند خراسانی، آثار محسن کدیور از جمله منابعی است که بهصورت تحلیلی به بازخوانی زندگی و اندیشه سیاسی او پرداختهاند. در این تکنگاریها، آخوند خراسانی عمدتاً بهعنوان یکی از مهمترین فقیهان اثرگذار در گذار اندیشه سیاسی شیعه از الگوی سنتی به نوعی «فقه سیاسی مشروطهخواه» معرفی میشود. کدیور در این چارچوب، بر نقش او در حمایت از مشروطه بهعنوان سازوکاری برای مهار استبداد و ایجاد حاکمیت قانون تأکید میکند و دیدگاه او را نه در قالب نظریه «حکومت دینی مستقیم»، بلکه در قالب «نظارت فقهی بر قدرت سیاسی» تفسیر میکند.
در این آثار همچنین تلاش شده است نشان داده شود که آخوند خراسانی با وجود جایگاه فقهی سنتی، در مواجهه با تحولات سیاسی عصر قاجار، به نوعی خوانش اصلاحی از فقه سیاسی شیعه رسیده بود که در آن، مشروعیت قدرت سیاسی نه از حاکمیت مستقیم فقها، بلکه از محدود شدن قدرت به قانون و جلوگیری از استبداد ناشی میشد. این تکنگاریها در ادبیات معاصر علوم سیاسی و مطالعات اندیشه اسلامی، بهعنوان بخشی از جریان بازتفسیر فقه سیاسی مشروطهخواه مورد استفاده قرار گرفتهاند و در کنار آثار کلاسیک تاریخ مشروطه، یکی از منابع تحلیلی درباره جایگاه فکری آخوند خراسانی محسوب میشوند.
سیاسی
مشروطیت ایران: آخوند خراسانى همراه میرزا خليل به طرفدارى از مشروطيت قيام نمود و پيشوايى نهضت ملى اسلامى را در عصر مشروطيت عهدهدار گرديدند. حمايت این بزرگواران از مشروطيت، كمك بزرگى به نهضت مردم ایران در آن زمان نمود. تلگرافهاى اعتراض آمیز آخوند خراسانى به دربار محمد على شاه قاجار و تشویق مردم جهت ايستادگى در برابر استبداد منجر به سقوط آن پادشاه ستمگر و پناهنده شدن او به دربار روسيه شد.[۲۴]
در اندیشه آخوند خراسانی، نسبت دین و سیاست در قالب یک «حکومت دینیِ مستقیم» تعریف نمیشد، بلکه در چارچوب فقه شیعهی دوره غیبت، بر «محدودسازی قدرت سیاسی و نظارت شرعی بر حکومت» صورتبندی میشد. او در مقام فقیه برجسته نجف، اصل حکومت را در عصر غیبت بهطور کامل در اختیار فقها نمیدانست، اما معتقد بود که قدرت سیاسی باید تحت قید قانون، عدالت و نظارت علما قرار گیرد تا از استبداد جلوگیری شود. بر همین اساس، از نظام مشروطه بهعنوان سازوکاری برای «تقلیل سلطنت مطلقه و جایگزینی آن با حکومت قانون» حمایت کرد.
در این چارچوب، نقش دین در سیاست از نگاه او بیشتر در سطح «تعیین حدود شرعی قانونگذاری، نظارت بر مصوبات مجلس و جلوگیری از انحراف از احکام کلی شریعت» تعریف میشد، نه اداره مستقیم دولت توسط روحانیت. به همین دلیل، او با استبداد سیاسی مخالفت میکرد اما همزمان بر استقلال نسبی نهاد قانونگذاری در چارچوب اصول کلی شرع تأکید داشت. از این منظر آخوند خراسانی جزو مدافعان نظریه ولایت مطلقه فقیه به حساب نمیآید.
در جریان نهضت مشروطه ایران، رابطه فکری و سیاسی میان آخوند خراسانی و شیخ فضلالله نوری یکی از محورهای اصلی شکاف در میان علمای شیعه بهشمار میرفت. این اختلاف عمدتاً نه در قالب تقابل شخصی، بلکه در سطح «تفسیر از نسبت شریعت و ساختار سیاسی جدید» شکل گرفت. آخوند خراسانی به همراه علمای نجف، از جمله آیتالله مازندرانی و ملاعبدالله مازندرانی، از حامیان اصلی مشروطه بود و در مکاتبات متعدد با مشروطهخواهان ایرانی، بر لزوم محدود شدن قدرت مطلقه شاه و ایجاد نظام قانونمند تأکید داشت. در این چارچوب، او مشروطه را نه بهعنوان نفی دین، بلکه بهعنوان ابزاری برای جلوگیری از استبداد و نزدیکتر شدن به عدالت شرعی تفسیر میکرد.
در مقابل، شیخ فضلالله نوری پس از مدتی حمایت اولیه از مشروطه، به این نتیجه رسید که ساختار پیشنهادی مشروطه میتواند به تضعیف شریعت منجر شود و به همین دلیل مفهوم «مشروطه مشروعه» را مطرح کرد و خواستار نظارت مستقیم فقها بر مصوبات مجلس شد. این اختلاف مبنایی، به تدریج به تقابل سیاسی آشکار میان دو جریان انجامید. در این میان، مکاتبات و مواضع آخوند خراسانی از نجف، عملاً در حمایت از جریان مشروطهخواه و در نقد دیدگاه مشروعهخواهان تفسیر شد. برخی منابع تاریخی گزارش کردهاند که او و همراهانش، مخالفت شیخ فضلالله با مشروطه را موجب تضعیف حرکت ضد استبدادی میدانستند.
در اواخر دوره نهضت مشروطه، با افزایش نفوذ روس و بریتانیا در ایران و تشدید بحران سیاسی پس از بههمریختگی ساختار مشروطه، علمای نجف از جمله آخوند خراسانی نسبت به مداخلات خارجی موضعگیریهای تندی داشتند. در این دوره، در برخی مکاتبات و گزارشهای تاریخی، از تصمیم یا تمایل او برای سفر به ایران بهمنظور حمایت مستقیمتر از مشروطه و مقابله با نفوذ خارجی یاد شده است؛ هدفی که در آن زمان بهعنوان تلاشی برای تقویت جبهه مشروطهخواهان و کاهش اثرگذاری قدرتهای خارجی بر سیاست ایران مطرح بود.
اجتماعی
آخوند خراسانی در نجف سه مدرسه علمیه بنا کرد که به مدرسه آخوند شهرت پیدا کرد: مدرسه بزرگ، مدرسه متوسط و مدرسه کوچک،[۲۵] همچنین به تأسیس چند مدرسه علوم جدید نیز در نجف، کربلا و بغداد، که بیشتر محصلان آنها ایرانیان بودند و زبان فارسی نیز از مواد درسی بود، کمک کرد.[۲۶]
ملامحمدکاظم آخوند خراسانی برای ترویج تعالیم دینی به تأسیس و انتشار چند نشریه در نجف کمک بسیار کرد، از جمله مجله العلم به عربی، که شاگردش سید هبة الدین شهرستانی مؤسس آن بود و مجله فارسی نجفاشرف به همت تنی چند از شاگردانش.[۲۷]
محمدکاظم خراسانی در سحرگاه سهشنبه ۲۰ ذیالحجه ۱۳۲۹ قمری در منزل خود، پس از اقامه نماز صبح در ۷۴ سالگی درگذشت.[۲۸] برخی مرگ او را بر اثر مسمومیت دانستهاند.[۲۹]
پس از تشییع، عبدالله مازندرانی بر پیکر وی نماز گزارد و در مقبره حبیب الله رشتی واقع در صحن حرم امیرالمومنین به خاک سپرده شد.[۳۰]
همزمان با صدمین سالگرد درگذشت آخوند خراسانی، ۲۳ آذر ۱۳۹۰ شمسی کنگره بینالمللی بزرگداشت آخوند خراسانی به همت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم در قم برگزار گردید.[۳۱]
1405/06/21
به روز رسانی : 1405/06/07