محمدرضا شریفینیا (زادۀ ۲۵ خرداد ۱۳۳۴ در روستای خاتونآباد اصفهان) بازیگر و تهیهکننده ایرانی است.
شریفینیا فعالیت هنری خود را از اواسط دهه ۱۳۵۰ با تئاتر آغاز کرد. پیش از انقلاب در گرافیک، طراحی جلد و عکاسی فعال بود و از شاگردان شهید مطهری، آیتالله مهدوی کنی و علی شریعتی بود.
او در سخنرانیهای شریعتی دکلمه میخواند و در گروه سرود «خمینی ای امام» هنگام ورود امام خمینی حضور داشت. پس از آن و به مرور به تفکرات چپ تمایل پیدا کرد و در نشریه «لوح» فعالیت کرد؛ اتفاقی که باعث دستگیریاش شد، اگرچه چند سال بعد جزو توبهکنندگان بود و به همین دلیل عفو و آزاد شد.
او در سینما، نخستینبار در سال ۱۳۷۰ با فیلم «اوینار» و سپس در سال ۱۳۷۳ با نقش کوتاهی در فیلم «پری» ظاهر شد. نقطه عطف کارنامه او بازی در سریال «امام علی (ع)» با نقش ولید بود که او را به شهرت رساند.
شریفینیا علاوهبر بازیگری و تهیهکنندگی، در انتخاب بازیگر نیز فعال بوده است و نقش مهمی در انتخاب بازیگران برخی پروژههای سینمایی و تلویزیونی داشت، اتفاقی که باعث معرفی چهرههای تازهای به سینما شد که بسیاری از آنها به بازیگران سرشناس سینمای ایران تبدیل شدند؛ هرچند عدهای نیز شریفی نیا را به همکاری با حلقه محدود و تلاش برای ایجاد انحصار در این موضوع متهم کردهاند.
شریفینیا فارغالتحصیل رشته تربیت بدنی بوده و فعالیتهای هنری خود را از اواسط دهه ۱۳۵۰ با تئاتر آغاز کرد.
فعالیتهای پیش از انقلاب
شریفینیا پیش از انقلاب در زمینه گرافیک، طراحی جلد کتاب و عکاسی فعالیت میکرد. او از شاگردان آیتالله مهدوی کنی، شهید مطهری و علی شریعتی بود و در سخنرانیهای شریعتی دکلمه میخواند. همچنین در گروه سرودی که هنگام ورود امام خمینی به ایران سرود «خمینی ای امام» را اجرا کرد، حضور داشت. در دهه ۶۰، به دلیل گرایش به اندیشههای شریعتی (موسوم به گروههای چپ) و همکاری با نشریه «لوح»، بازداشت و به اعدام محکوم شد اما پس از اعلام تواب شدن، در سال ۱۳۶۴ آزاد شد. شریفینیا در دوره زندان، مسئول چاپخانه زندان اوین بود.
فعالیت سینمایی
محمدرضا شریفینیا نخستین بار در سینما سال ۱۳۷۰ با فیلم اوینار به کارگردانی شهرام اسدی ظاهر شد و سپس سال ۱۳۷۳ در نقش کوتاهی در فیلم پری ساختهٔ داریوش مهرجویی بازی کرد. با این حال، نقطه عطف کارنامهاش نقشآفرینی در سریال امام علی(ع) به کارگردانی داوود میرباقری، با شخصیت ولید بود که او را به شهرت رساند. شریفینیا در خصوص سختیهای بازی در ابن نقش در صفحه اجتماعی خود چنین گفته است:
ولید؛ اولین بازی من در تلویزیون بود؛ نقشی با فراز و نشیب بسیار که بازی در دو صحنه آن برایم بسیار سخت بود. اول صحنه مستی ولید برای من که هیچگاه اهل این کار نبوده و نیستم بسیار مشکل بود. دوم صحنه درد دل کردن ولید با شتر که بخاطر بدی بوی دهانش که غیرقابل تحمل بود و چندین بار حالم را دگرگون ساخت و فیلمبرداری را متوقف کرد
شریفینیا همچنین در آثار برجستهای همچون آدمبرفی (۱۳۷۳، توقیفشده برای سه سال)، مختارنامه، و مجموعه سهگانه سینمایی اخراجیها حضور داشت. شریفینیا در اخراجیها ۳ (۱۳۸۹) به کارگردانی مسعود دهنمکی، در نقش حاجی گیرینف، یکی از رقبای اکبر دباغ در انتخابات ریاست جمهوری، ایفای نقش کرد. این فیلم با فروش ۵.۹ میلیارد تومان، پرفروشترین فیلم سال ۱۳۹۰ شد.
سایر فعالیتها
شریفینیا علاوه بر بازیگری در حوزههای دستیاری کارگردانی، برنامهریزی، عکاسی و انتخاب بازیگر نیز فعال بوده است. او در بسیاری از پروژههای سینمایی و تلویزیونی بهعنوان انتخابگر بازیگران همکاری داشته و نقش مهمی در شکلگیری برخی آثار هنری ایفا کرده است. برخی منتقدان او را به ایجاد شبکههای نفوذ در سینما و تلویزیون متهم کردهاند.
محمدرضا شریفینیا: تسلط عجیب رهبر معظم انقلاب در ادبیات، من رو حیرت زده کرد
سرود خمینی ای امام برای استقبال از امام خمینی در سال ۱۳۵۷
قسمتی از فیلم امام علی(علیهالسلام)
تایید قیام مختار توسط محمد حنفیه
فیلم اخراجیها - محمدرضا شریفینیا مسئول گزینش برای رفتن به جبهه
حواشی
اتهام «نقشفروشی» و دریافت پول برای معرفی بازیگر
در مرداد ۱۳۹۱، در پی انتشار گزارشهایی دربارهٔ «نقشفروشی» و دریافت پول در فرایند معرفی بازیگران به پروژههای سینمایی، نام محمدرضا شریفینیا نیز در برخی گمانهزنیهای رسانهای مطرح شد.
او در گفتوگویی با رسانهها، این اتهام را رد کرد و اعلام کرد که «هیچ فردی توسط او با پرداخت پول وارد عرصهٔ بازیگری نشده است» و معرفی بازیگران را مبتنی بر شناخت حرفهای و اعتبار شخصی خود دانست. شریفینیا این موضوع را «تهمت» توصیف کرد و تأکید کرد که در انتخاب بازیگر، نقش تصمیمگیر نهایی بر عهدهٔ کارگردان است.
بحث «مافیا در سینما» و نفوذ در انتخاب بازیگران
در آذر ۱۳۹۷، همزمان با اوجگیری بحث «مافیا در سینما» و شائبهٔ وجود شبکههای غیررسمی در روند انتخاب بازیگر، شریفینیا در یک مصاحبهٔ رسانهای به این موضوع واکنش نشان داد.
او با رد وجود «مافیا» در فرایندهای حرفهای خود، اعلام کرد که برای هیچ کارگردانی «تعیین تکلیف» نمیکند و نقشی در تحمیل بازیگر ندارد. وی همچنین اظهار داشت که اگر در مواردی تبادل مالی برای معرفی بازیگر صورت گیرد، چنین روندی پایدار نیست و موجب حذف فرد از چرخهٔ حرفهای میشود. این اظهارات بهعنوان پاسخ مستقیم او به انتقادهای مطرحشده در فضای رسانهای بازتاب یافت.
ماجرای فیلم «لامینور» و طرح ادعای نقش در ابلاغ اصلاحات
در نیمهٔ دوم سال ۱۴۰۰، همزمان با طولانیشدن روند صدور و تمدید پروانهٔ نمایش فیلم «لامینور» به کارگردانی داریوش مهرجویی، اختلافهایی میان تهیهکنندهٔ فیلم، سازمان سینمایی و برخی افراد مرتبط با فرایند نظارت و مجوزدهی شکل گرفت که بازتاب گستردهای در رسانهها یافت. در ۲۰ اسفند ۱۴۰۰، رضا درمیشیان (تهیهکنندهٔ فیلم) با انتشار یادداشتی اعتراضی، از روند رسیدگی به پروندهٔ «لامینور» انتقاد کرد و پرسشهایی را دربارهٔ نحوهٔ ابلاغ اصلاحات و مدیریت فرآیند صدور مجوز مطرح ساخت. در این یادداشت، نام محمدرضا شریفینیا نیز مطرح شد و از مسئولان سینمایی سؤال شد که: براساس چه ضوابطی نسخهای از پروانهٔ نمایش یا مستندات مربوط به اصلاحات فیلم در اختیار او قرار گرفته است؛ آیا شریفینیا نقشی در «ابلاغ اصلاحات»، «دریافت تعهد» یا «گرفتن دستخط از کارگردان» داشته است یا خیر؛ و جایگاه حقوقی او در این فرایند دقیقاً چه بوده است. تهیهکننده در این متن، ضمن انتقاد از «غیرشفاف بودن مسیر اداری»، تأکید کرد که شریفینیا هیچگونه سمت رسمی در پروژه نداشته و حضور نام او در این فرایند، نیازمند توضیح نهادهای مسئول است.
در پی انتشار این یادداشت، رسانهها موضوع را بهعنوان نمونهای از «ابهام در سازوکار نظارت و مجوزدهی» در سینمای ایران مطرح کردند. برخی گزارشها، این پرونده را نشانهای از وجود «واسطههای غیررسمی» یا «نقشآفرینیهای خارج از ساختار اداری» در روند صدور مجوز دانستند، در حالی که برخی دیگر آن را حاصل سوءتفاهم و ضعف در اطلاعرسانی توصیف کردند.
همزمان، سازمان سینمایی و برخی مدیران فرهنگی در گفتوگوهایی جداگانه، بر طیشدن مراحل قانونی صدور مجوز تأکید کردند و اعلام داشتند که تصمیمگیری نهایی دربارهٔ نمایش فیلم، در چارچوب ضوابط رسمی صورت گرفته است. در این موضعگیریها، وجود نقش اجرایی یا تصمیمگیرندهٔ رسمی برای شریفینیا تأیید نشد.
در نهایت، پس از ماهها تأخیر، «لامینور» در سال ۱۴۰۱ مجوز اکران دریافت کرد و به نمایش عمومی درآمد، اما حاشیههای مربوط به روند اداری آن، بهویژه طرح نام شریفینیا در یادداشت تهیهکننده، بهعنوان یکی از بحثبرانگیزترین پروندههای مرتبط با نظارت سینمایی در دههٔ ۱۴۰۰ باقی ماند.
اظهارنظر صریح و موضعگیری در خصوص وقایع پس از انتخابات ۸۸
در ۴ خرداد ۱۴۰۴، ویدئویی از اظهارات محمدرضا شریفینیا دربارهٔ انتخابات ریاستجمهوری ۱۳۸۸ منتشر شد که بازتاب گستردهای در رسانهها داشت. او در این اظهارات، با اشاره به آشنایی دیرینه و ارادت شخصی خود به میرحسین موسوی، اعلام کرد شرکت در انتخابات بهمنزلهٔ پذیرش قواعد و نتایج آن است و معترضان پس از حضور در رقابت، «حق اعتراض» ندارند. وی با تمثیل رقابت انتخاباتی به مسابقهٔ ورزشی، تأکید کرد که پذیرش داوری و قوانین، لازمهٔ ورود به میدان است و اعتراض پس از اعلام نتیجه را نادرست دانست. شریفینیا همچنین با اشاره به رقابت میان موسوی و محمود احمدینژاد، حضور خود در مراسم تنفیذ رئیسجمهور منتخب در ۱۲ مرداد ۱۳۸۸ را «افتخارآمیز» توصیف کرد. این مواضع با واکنشهای موافق و مخالف در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی همراه شد و بهعنوان یکی از صریحترین موضعگیریهای سیاسی او دربارهٔ وقایع سال ۱۳۸۸ مورد توجه قرار گرفت.[۱]
محمدرضا شریفی نیا بازیگر فیلم سینمایی اخراجی در یک گفتگو پرده از راز هم صحبتی با شخصیت های مهم تاریخ چون دکتر بهشتی ، شهید رجایی ، موسوی گرمارودی و آقای شریعتی برداشت و ناگفته هایی از مظلومیت نقش های منفی در دنیایی هنر گفت.
«محمدرضا شریفی نیا»؛ بازیگر مطرح آثار سینمایی و تلویزیونی در گفت و گو با محمدرضا شهیدی فرد درباره جایگاه بازی در نقش های منفی گفت:من همیشه گفته ام کسانی که نقش منفی بازی می کنند به نسبت افرادی که نقش مثبت بازی می کنند، ۲ اجر می گیرند. چون بازی در نقش شخصیت های مثبت به دلیل این که بازیگر علاقمند به ائمه و شخصیت های مثبت تاریخی می باشد، راحت است. اما بازیگر نقش منفی با وجود علاقه به شخصیت های دینی، باید در بازی اش آن علاقه را بکشد و خودش را تبدیل به دشمن کند و این برای بازیگر بسیار سخت است.
بازیگر آثار دینی- تاریخی ادامه داد:گاهی با کلمات می خواهید مطلبی را منتقل کنید، مثلا نقش یک مذهبی را در مقابل یک غیرمذهبی بازی می کنید و یک ایده آلیسم در برابر ماتریالیسم قرار می گیرد. در آن جا براساس دیالوگ منطقی شکل می گیرد اما گاهی در جایگاه آدمی قرار می گیرید که طرف مقابل را که به آن علاقه دارید و اسطوره تان است، باید در بازی نابود کنید. این خیلی سخت است که شخصیتی را که در زندگی سر تعظیم در برابرش فرو می آورید، باید دشمنش شوید. از این نظر بازیگر دچار تردید می شود و با خود کلنجار می رود و کار سخت می شود. بازیگری با احساس و اعتقاد آدمی گره خورده است
بازیگر سریال مختارنامه با اشاره به خاطره ای در سریال ماندگار «امام علی(ع)»، گفت:«در سریال امام علی(ع) خیلی از بازیگران دوست نداشتند در نقش های منفی بازی کنند و می گفتند نمی خواهیم از مردم لعنت بشویم.!خیلی ها دوست دارند نقش مثبت را بازی کنند اما بازی در نقش های منفی همیشه ذهنیت های بدی ایجاد می کند. یک بخش دیگر ماجرا این است که در جشنواره ها معمولا داوران به جای کیفیت بازی ها به نقش های مثبت جایزه می دهند! در صورتی که منتقد و داور نباید این گونه نگاه کند.
محمدرضا شریفی نیا با تمایزبخشی میان بازیگران نقش های منفی و بازیگران نقش های منفورشده نزد مردم، گفت:یک عکسی از شهید حججی چاپ شد که پشت سرش فردی قرار دارد که قاتل او است. کسی که قرار است شخصیت شهید حججی را بازی کند، به احتمال خیلی زیاد در هر جشنواره ای شرکت کند، جایزه می گیرد اما آن کسی که نقش فرد قاتل را بازی کند، نقش حساسی دارد چرا که با بازی خوبش در نقش منفی می تواند به مظلومیت طرف مقابل کمک کند. اگر داوران به بازی خوب چنین بازیگری جایزه بدهند خیلی جسارت می طلبد. بازیگر نقش منفی در آن اتفاق با یک فاجعه روبرو می شود، چون قرار است ایفاگر نقشی باشد که قرار است شخصیتی مانند شهید حججی را به قتل برساند. درست است که بازیگری باید همراه با تکنیک باشد اما با احساس و اعتقاد آدمی گره خورده است.
شناخته شده ترین بازیگر نقش های منفی سینما و تلویزیون ایران در برنامه «چهل چراغ» عنوان کرد:همیشه بازیگران نقش های منفی مظلوم هستند. در عین این که بازی در نقش های منفی به لحاظ بازیگری خیلی جذاب است و فراز و فرود نقش آفرینی زیاد است و خیلی خوب درمی آید. برای تصویر مظلومیت امام حسین(ع) هرکاری میکنم
محمدرضا شریفی نیا در پاسخ به پرسش محمدرضا شهیدی فرد درباره چرایی و چگونگی نقش آفرینی در نقش های منفی به ذکر مثالی پرداخت و گفت:اولین کارم بازی در فیلم «روز واقعه» بود که تجلیل از مقام امام حسین(ع) است. شما در هر کجای این فیلم قرار بگیرید، به یک اندازه سهم می برید و من هر چقدر بتوانم در مظلومیت امام حسین(ع) کمک کنم، این کار را می کنم و وسط می آیم و حتی نقش منفی را بازی میکنم.
بازیگر «مسافر ری» در برابر سوال محمدرضا شهیدی فر مبنی بر چگونگی مواجهه با نقش های منفی و حضور در آثار دینی عنوان داشت:من بازی در آثار اعتقادی و مذهبی را دوست دارم. اما آثار مذهبی باید همه عناصرش درست باشد. من در هر گوشه از این گونه آثار علاقمندم که باشم و حتی حاضرم در آن ها جارو کنم و اصلا برایم این مسائل مهم نیست.
محمدرضا شریفی نیا با اشاره به فیلم «گام های شیدایی» ساخته حمید بهمنی، با ذکر خاطره ای از تعلق خاطر خود به آثار دینی و انقلابی گفت و عنوان داشت:به من فیلمنامه ای پیشنهاد شد که گروهی از طرفداران امام حسین(ع) توسط امریکایی ها شکنجه می شدند و آن ها در حال شکنجه شدن می گفتند «یا حسین(ع)». یک خانم امریکایی که در آن جا حضور دارد، به این سوال می رسد که این «حسین(ع)» کیست که آن ها صدایش می زنند و فیلم درباره جست و جوی آن زن درباره امام حسبن(ع) است. من گفتم در هر بخش این فیلم دوست دارم که باشم. ایفای نقش امام حسین(ع) در اولین تئاتر مذهبی بعد از انقلاب
بازیگر سریال «سفر سبز» ضمن تاکید بر این که از حضور در آثار دینی احساس رضایت و خوشحالی می کند، از تجربیات تئاتری خود در آثار عاشورایی گفت:اول انقلاب تئاتری با نام «حج ابراهیم حج عاشورا» را در تالار سنگلج کار کردم که اولین تئاتر مذهبی بعد از انقلاب بود و در آن جا نقش امام حسین(ع) را بازی می کردم. در تمرینات یک یزید آورده بودند که با امام حسین(ع) می جنگد و در تاریخ یزید بر امام حسین(ع) غلبه می کند اما در صحنه تئاتر به خاطر این که آن بازیگر بنده خدا که نقش یزید را بازی می کرد، خیلی لاغر بود، من او را گرفتم و به زمین زدم. گروه تعجب کردند که چرا من او را زدم! گفتم که یک بازیگر قوی بیاورید چون این یزید را من می زنم! گفتم که من کاری به تاریخ ندارم! تلمذ در محضر مهدوی کنی، بهشتی، رجایی و مفتح
بخش دیگری از برنامه شب گذشته «چهل چراغ» اختصاص به مرور زندگی نامه بازیگر مطرح سینما و تلویزیون داشت؛ هنگامی که محمدرضا شهیدی فرد با ذکر سوالی، «محمدرضا شریفی نیا» را به دوران بسیار دور برد و بازیگر مجموعه «اخراجی ها» عنوان داشت:من این شانس را داشتم که به مدرسه ملی مذهبی بروم که جزو مدارس خیلی حرفه ای بود. ما از ۵ صبح تا ۹ شب در مدرسه بودیم و آن جا همه چیز داشت. من همزمان با آن مدرسه به جایی در محله مان می رفتم که «مکتب صادقیه» نام داشت. در آن جا شخصی به نام اتابکی بود که خیلی دوست دارم دوباره ایشان را ببینم چون هر چه دارم در حقیقت از آن جا است. من اوقات فراغت و ایام مذهبی را در آن مکتب خانه می گذراندم. آن جا کلاس های قرآن و نهج البلاغه و مسائل سیاسی و همه چیز بود. مدرسین ما افرادی مانند آقای بادامچیان بود و آقای مهدوی کنی مسئول مکتب صادقیه بود. آقایان بهشتی، رجایی، مفتح و خاموشی هم به آن جا رفت و آمد می کردند. یواش یواش در آن جا هم درس می خواندم و هم درس می دادم و درس آقای مهدوی کنی را برای بچه های پایین تر تکرار می کردم. مثلا قرآن و بخشی از فقه را به ما درس می دادند و من هم هفته بعد آن را به بچه های پایین تر می گفتم. در اعیاد هم مراسم دکلمه و تئاتر داشتیم و برنامه های بسیار جذاب و خوبی بود. خاطره شریفی نیا از اولین دیدار شهید بهشتی
«شریفی نیا» که با احساسی نیکو از «مکتب صادقیه» در محله «آب منگل» سخن می گفت، در ادامه برنامه از فعالیت های خود در «مسجد جاوید» مرحوم مهدوی کنی گفت:قبل از انقلاب در این مسجد که در خیابان ایرانشهر بود، برنامه های مذهبی و نمایشی را اجرا می کردم. دکلمه و شعرهای ائمه و قرآن را در آن جا می خواندیم. یواش یواش ترفیع گرفتم و قبل از آقای فخرالدین حجازی برنامه اجرا می کردم، یعنی ایشان برای جمعیت خیلی زیادی سخنرانی های توپ و تفنگی می کرد و من دکلمه می کردم. چند بار هم منجر به درگیری و فرار از دست ساواک شد. یادم می آید دکتر بهشتی از آلمان آمده بودند و اولین بار وقتی ایشان را دیدم، خیلی معطر بود و لباس خوشگلی تنش بود و من از آقای بهشتی خیلی خوشم آمد. هنوز بوی عطر ایشان در وجودم است. وقتی کارم را انجام دادم، شهید بهشتی به من خودنویسی کادو داد که هنوز دارمش و بسیار زیبا است. شهید بهشتی از اجرای دکلمه من خیلی خوشش آمده بود و نکاتی را هم به من تذکر داد. ماجرای خواندن شعر شریفی نیا برای دکتر شریعتی
شریفی نیا در ادامه ی خاطره بازی اش در برنامه «چهل چراغ» که برای نخستین بار رسانه ای می شد، از مواجهه اش با «حسین صبحدل»؛ موذن نامی و مدیر برنامه های مذهبی رادیو در دهه ۶۰ گفت:«روزی یک آقایی به نام صبحدل آمد و من را به حسینیه ارشاد دعوت کرد. مشورتی با آقای مهدوی کنی کردم و ایشان پنجاه پنجاه برای رفتن من بودند. خلاصه یواشکی به حسینیه ارشاد رفتم و در آن جا آقای شریعتی را دیدم و یکی از برنامه هایم دکلمه شعری بود برای حضرت علی(ع) به نام «جاودانه مرد» که سال ۱۳۵۰ اولین بار در آن جا اجرا کردم. آقای شریعتی بعد از اجرا روی صحنه آمدند و من را بغل کردند و درباره ام صحبت کردند و این مساله در اول کتاب «تفسیر سوره روم» آمده است.
بازیگر آثار سینمایی و تلویزیونی از طراحی کتاب ها و تنظیم سخنرانی های دکتر شریعتی توسط خود گفت و در ادامه برنامه «چهل چراغ» عنوان داشت:اوایل انقلاب نواری از من بیرون آمد که مقام معظم رهبری در آن زمان ترجمه های قرآنی را بدون هیچ چشمداشتی برای من تصحیح کردند و کمک کردند. چون ایشان طبع شعر خیلی خوبی دارند دلم می خواست جملات قرآنی به شکل زیبا و سلیس ترجمه شود که انجام شد و ۲ شماره اش بیرون آمد. من شرایط خوبی در آن دوران داشتم. مثلا شهید رجایی در آن زمان معلم هندسه من بود و آقای موسوی گرمارودی معلم انشای ما بود. آقای جلال الدین فارسی معلم تعلیمات اجتماعی و تاریخ بودند و آدم های مختلف به من کمک کردند و من بعدا معلم شدم که تعلیمات تئاتری را کار می کردیم و همان ها تبدیل به تئاتر و سینما و تلویزیون شد. مسیر پُرمخاطره و جذابی برایم بود و باعث شد تا اندوخته هایم را بعدا به کار بگیرم.[۲]