داستان انقلاب در ایران و جهان (کتاب)
سید محمد حُجَّت کوهکمَری (زادهٔ ۲۹ شعبان ۱۳۱۰- درگذشت ۳ جمادیالاول ۱۳۷۲ قمری) فقیه، رجالی و از مراجع تقلید شیعه. وی نزد اساتید فقه و اصول همانند سید ابوالحسن اصفهانی، عبدالکریم حائری، میرزا محمدحسین نائینی و آقا ضیاء عراقی، سید محمدکاظم طباطبائی یزدی شاگردی کرد. پس از درگذشت آیت الله حائری از مراجع ثلاث شد و به اداره حوزه علمیه قم پرداخت. مدرسه حجتیه در شهر قم از آثار به جای مانده از دوران مرجعیت او است که در آن زمان بینظیر بوده است. مرتضی حائری یزدی و عباس مصباحزاده دامادهای ایشان بودند.
سید محمد حجت کوهکمری در ۲۹ شعبان سال ۱۳۱۰ قمری در تبریز[۱] در خانوادهای روحانی به دنیا آمد. خانوادهاش از سادات کوهکمر، محلی از توابع اَهَر در منطقه آذربایجان شرقی بودند. نسب او به علیاصغر، فرزند امام سجاد(ع) میرسد.[۲] لذا آنان را حسینی کوه کمری میخوانند.[۳]
سید محمد حجت در ایام تحصیل در نجف به بیماری سختی مبتلا شد و به توصیه پدرش به تبریز بازگشت، اما پس از مدتی دوباره به نجف رفت و علاوه بر ادامه تحصیل، به تدریس نیز پرداخت.[۴] اما بار دیگر بر اثر بدی آب و هوای نجف و ضعف جسمی، ناچار شد در ۱۳۴۹ به قم مهاجرت کند.[۵] در قم عبدالکریم حائری یزدی اقامه نماز در حرم حضرت معصومه(س) را به او سپرد.[۶]
حجت کوهکمری، به جهت توانایی که در علوم از جمله حدیث داشت٬ مورد احترام و اعتماد شیخ عبدالکریم حائری یزدی قرار گرفت تا آنجا که حائری در اواخر عمر احتیاطات فتوایی خود را به وی ارجاع میداد.[۷][۸] و چند ماه قبل از فوت خود در تمام امور دینی او را وصی خود نمود و همه کارهایش را بدو سپرد.[۹] آخرین کار شیخ عبدالکریم به عنوان مدیر حوزه علمیه قم این بود که سید حجت را به همراه سید صدر الدین صدر و سید محمد تقی خوانساری را برای مدیریت حوزه علمیه بعد از وفات خود انتخاب نمود.[۱۰]
سیدمحمد حجت، ادبیات، ریاضیات، طب قدیم و برخی علوم جدید را در تبریز آموخت. بیشتر دروس مقدماتی فقه و اصول و کتاب ریاضالمسائل سید علی طباطبایی را نیز در همانجا نزد پدرش فراگرفت و خود به تدریس شرح لمعه شهید ثانی پرداخت.[۲۶][۲۷] پس از آن در ۱۳۳۰ق/۱۲۹۱ش برای ادامه تحصیل به نجف رفت. او از اساتید زیر کسب علم کرد:
سید محمدحجت در نجف حلقه درس بزرگی داشت. کلاسهای درسی او در مسجد شیخ مرتضی انصاری و مقبره میرزای شیرازی برگزار میشد.[۲۹] اما به علت بیماری ناچار نجف را ترک کرد. وی از ۱۳۰۹ در قم سکونت گزید و در آنجا به تدریس پرداخت.[۳۰] به گفته مرتضی حائری یزدی، از شاگردان و نیز داماد حجت، [۳۱] درس خارج فقه او، پس از درس آیت الله عبدالکریم حائری یزدی، مهمترین درس حوزه علمیه قم به شمار میرفت.
فقیهان بزرگی در درس حجت شرکت کردند و شاگردان متعددی نزد او تربیت شدند، از جمله:
آثار حدیثی
آثار فقهی و اصولی
رجالی
کوه کمری در رجال، حاشیهای بر تنقیح المقال عبدالله مامقانی نگاشته است.[۳۹] به گفته سید شهابالدین مرعشی نجفی، [۴۰] برخی نوشتههای حجت کوهکمری، به خط خود او، در کتابخانه وی بوده است.
تقریرات
برخی از شاگردان حجت، تقریرات درس او را نگاشتهاند، که نسخههای خطی شماری از آنها در کتابخانه شخصی او بوده است.[۴۱] درس او در مبحث بیع، به قلم یکی از شاگردانش، یحیی فاضلهمدانی، در ۱۳۷۳ در قم چاپ شد. همچنین تقریر دیگری از این مبحث به قلم ابوطالب تجلیل تبریزی، با عنوان البیع در همان سال در تبریز و بار دیگر در ۱۳۶۸ در قم به چاپ رسید.[۴۲]
علی صافی گلپایگانی نیز تقریرات درس خارج اصول فقه او را با عنوان المَحَجَّه فی تقریرات الحُجَّه نوشت که در ۱۳۷۷ در قم چاپ شد.
حجت کوهکمری به جمعآوری و نگاهداری میراث شیعه بسیار علاقهمند بود و از اینرو از زمان اقامت در نجف، نسخههای خطی ارزشمندی را در کتابخانه شخصی خود جمع آوری کرد.[۴۳]
فهرستی از این آثار در ۱۳۷۷ به همت سیدجعفر حسینی اشکوری با ثبت شصت اثر منتشر شده، ولی برخی منابع[۴۴] تعداد آنها را ۱۲۵ اثر دانستهاند. آثار و تألیفات سیدحسین کوهکمری و تقریرات نگاشته شده شاگردان او هم نزد محمد حجت بوده است.[۴۵] مجموعه نسخ خطی کتابخانه محمد حجت کوهکمری هم اکنون در کتابخانه آیتاللّه مرعشی نجفی نگهداری میشود.[۴۶]
تفسیر معروف التبیان فی تفسیر القرآن تألیف شیخ طوسی نخستینبار به همت میرزا علی آقا شیرازی و حمایت سیدمحمد حجت، در دو مجلد، در فاصله سالهای ۱۳۲۲ تا ۱۳۲۵ش در تهران چاپ سنگی شد.[۴۷][۴۸]
سیدمحمد حجت پس از یک دوره بیماری سخت، در ۶۲ سالگی در دوشنبه ۳ جمادیالاول ۱۳۷۲[۵۴] در قم وفات یافت و در اتاقی کنار مسجد مدرسه حجّتیه به خاک سپرده شد.
گفته شده است او چند روز پیش از وفات خوداسناد مالکیتی که نزدش بود را به سید احمد شبیری زنجانی که عضو ارشد شورای استفتائات او بود. سپرد و پول و اموالی که از سهم امام باقی مانده بود را به دامادش مرتضی حائری یزدی سپرد تا در کارهایی که مشخص کرده بود مصرف کند. آنگاه مُهر نامههای خود را شکست و از درگذشت خود خبر داد. زمانی که حال وی رو به وخامت رفت، دخترش مقداری تربت امام حسین(ع) را جهت بهبودی به وی داد. وی بعد از خوردن تربت گفت: «آخر زادی من الدنیا تربة الحسین».[۵۵] در سوگ او مجالس متعددی برگزار و در رثایش اشعار بسیاری سروده شد.[۵۶]
1405/06/21
به روز رسانی : 1405/06/07